سینمای مستند، راوی بزرگ خود را از دست داد: وداع با فردریک وایزمن
فردریک وایزمن، یکی از تایتانهای سینمای آمریکا و استادی که رویکرد منحصربهفردش در مستندسازی الهامبخش نسلها فیلمساز شد، روز دوشنبه، ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ (۱۶ فوریه ۲۰۲۶)، چشم از جهان فروبست. خانوادهی او این خبر را از طریق کمپانی پخش فیلمش، Zipporah Films، تأیید کردند.
به گزارش رولینگ استون، وایزمن یک انقلابی خاموش بود. در فیلمهایش خبری از مصاحبههای مرسوم، نریشن یا موسیقی متن نبود. او بیننده را مستقیما در دل جهانهایی پرتاب میکرد که مقابل دوربینش جان میگرفتند؛ از راهروهای ترسناک یک تیمارستان روانی گرفته تا سالنهای یک موزه، باشگاه بوکس، دبیرستان یا حتی یک کشتارگاه.
او شیفتهی کارکرد سیستمها و نهادها بود. با نامرئی کردن حضور خود، موفق میشد زندگی روزمره را با کمترین دستکاری و بدون هیچگونه تصنع ثبت کند. نتیجه، فیلمهایی بود که تماشاگر را احاطه میکردند اما از دستهبندیهای ساده فراری بودند. خود او در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «صادقانه حس میکنم اگر بتوانم فیلمی را در ۲۵ کلمه یا کمتر خلاصه کنم، اصلا نباید آن را بسازم.»
وایزمن متولد ۱۱ دی ۱۳۰۸ (۱ ژانویه ۱۹۳۰) در ماساچوست بود. او که از دانشگاه ییل مدرک حقوق داشت، پس از بازگشت از ارتش، تدریس حقوق در بوستون را آغاز کرد. از این شغل متنفر بود، اما بازدید دانشجویانش از بیمارستان ایالتی بریجواتر مسیر زندگیاش را تغییر داد. او با دیدن رفتار تحقیرآمیز با بیماران روانی، تصمیم گرفت دوربین به دست بگیرد.
حاصل کار، مستند تکاندهندهی Titicut Follies در سال ۱۹۶۷ بود؛ یک تصویر بیپرده و هولناک از شرایط غیرانسانی یک تیمارستان. این فیلم که به دلیل افشای حقیقت عریان با نبردهای حقوقی برای توقیف مواجه شد، سبک کاری وایزمن را برای ۶۰ سال آینده تثبیت کرد: مستندسازی مشاهدهگر، بدون واسطه و بینهایت تأثیرگذار.
مکان به مثابه شخصیت اصلی
او علاقهای به دنبال کردن یک شخصیت کاریزماتیک نداشت. در عوض، به قول خودش، «مکان را به ستارهی فیلم» تبدیل میکرد. از High School و Hospital تا آثار متأخرش مانند Ex Libris: The New York Public Library و At Berkeley، وایزمن به کالبدشکافی روابط قدرت و تفاوت میان ایدئولوژی و عمل در نهادهای مختلف میپرداخت.
او با هیچ پیشفرضی وارد لوکیشن نمیشد و روایتش را در اتاق تدوین شکل میداد. به همین دلیل با اصطلاح cinéma vérité (سینما حقیقت) مخالف بود و آن را «عبارتی فرانسوی و پرطمطراق» میدانست. فیلمهایش اغلب طولانی بودند، گاهی بیش از سه ساعت، چون او معتقد بود هر صحنهای که در فیلم باقی میماند باید حضورش را توجیه کند.
تأثیر او بر سینماگران سراسر جهان غیرقابل انکار است. برای مثال، ریوسوکه هاماگوچی، کارگردان ژاپنی، برای سکانس جلسهی شهرداری در فیلم تحسینشدهی Evil Does Not Exist، مستقیماً از وایزمن الهام گرفته بود.
با وجود کارنامهای خیرهکننده، وایزمن هرگز نامزد جایزهی اسکار نشد، اما در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) یک اسکار افتخاری برای «مستندهای استادانه و متمایزش که آشناها را میآزماید و غیرمنتظرهها را آشکار میکند» دریافت کرد. آخرین فیلم او، Menus-Plaisirs – Les Troisgros (۲۰۲۳)، که نگاهی حماسی به سه رستوران مشهور فرانسوی بود، جوایز معتبر منتقدان را درو کرد.
او تا آخرین لحظه دست از کار نکشید. وایزمن در سال ۲۰۱۸ گفت: «نمیدانم اگر کار نکنم با خودم چه کنم. کار کردن ذهنم را از فرشتهی مرگ دور نگه میدارد. از زمانی که اولین فیلمم را در ۳۶ سالگی ساختم، انگار از دهانهی یک تفنگ شلیک شدهام، چون چیزی را پیدا کردم که دوستش داشتم. این برای من کار نیست؛ یک شور و اشتیاق است.»