چرایی دشمنان پرتعداد مرد عنکبوتی فاش شد: تئوری جدید فیلم آینده مارول
دنیای سینمایی مارول به سوی ماجراجویی بعدی پیتر پارکر در حرکت است. بعد از نبرد بینکهکشانی در «راهی به خانه نیست» (No Way Home)، حالا به نظر میرسد که «مرد عنکبوتی: روز کاملا نو» (Spider-Man: Brand New Day) قرار است پا را فراتر بگذارد و اسپایدرمن را با ارتشی از دشمنان ریز و درشت روبهرو کند. شایعات از حضور شخصیتهایی مثل اسکورپیون، توماستون و حتی جکل خبر میدهند، اما سوال اصلی اینجاست: چرا این همه شخصیت منفی در یک فیلم؟ آیا قرار است دوباره شاهد یک آشوب چندجهانی باشیم؟ شاید نه، و پاسخ میتواند بسیار زمینیتر و ترسناکتر باشد.
یک تئوری جذاب که بهتازگی در حال دستبهدست شدن است، مقصر اصلی را معرفی میکند: «سازمان کنترل خسارات» یا همان DODC. بهگزارش کامیک بوک، این سازمان دولتی که پیشتر در سریال «واندر من» (Wonder Man) نقش پررنگی داشته، ظاهرا به دنبال جمعآوری و کنترل افراد ابرقدرت است. آنها به این افراد نه به چشم انسان، بلکه به عنوان «سرمایههای استراتژیک» نگاه میکنند؛ سلاحهایی زنده که میتوانند برای مقابله با تهدیدهای دیگر به کار گرفته شوند.
ارتشی از دشمنان درجه دو، به فرمان دولت
تصور کنید سازمان کنترل خسارات تصمیم بگیرد که به دنبال یک فرد ابرقدرت جدید با بازی سیدی سینک (Sadie Sink) برود. در این میان، مرد عنکبوتی که همیشه حامی بیگناهان است، وارد ماجرا میشود و ماموریت آنها را به هم میریزد. سازمان برای دستگیری این دو هدف سرسخت، چه راهی بهتر از این دارد که از «سرمایههای» خودش استفاده کند؟ اینجاست که پای شخصیتهای منفی درجه دو و سه به داستان باز میشود.
این تئوری بازگشت شخصیتی مثل اسکورپیون را توجیه میکند که از زمان فیلم «بازگشت به خانه» منتظر انتقام است. به جای اینکه جی. جونا جیمسون او را استخدام کند، این بار DODC میتواند با تجهیز او، یک شکارچی حرفهای برای به دام انداختن مرد عنکبوتی بسازد. این رویکرد یک فرصت عالی است تا طرفداران مارول، شخصیتهای منفی کمتر دیدهشدهی کتابهای مصور را روی پردهی سینما ببینند، بدون آنکه داستان اصلی فدای حضور پرتعداد آنها شود.
مرد عنکبوتی؛ یک هدف بیدفاع
اما چرا حالا DODC باید به سراغ مرد عنکبوتی برود؟ پاسخ در پایانبندی تلخ «راهی به خانه نیست» نهفته است. طلسم دکتر استرنج باعث شد تا دیگر کسی در دنیا پیتر پارکر را به یاد نیاورد. او دیگر آن انتقامجوی محبوب و مورد حمایت تونی استارک نیست؛ حالا او فقط یک شورشی نقابدار در خیابانهای نیویورک است که هیچ هویت و پشتیبانی رسمی ندارد.
این تنهایی و گمنامی، پیتر را به یک هدف بینقص برای سازمان کنترل خسارات تبدیل میکند. آنها میتوانند با استفاده از پروپاگاندا، افکار عمومی را علیه او بشورانند و او را به یک تهدید عمومی تبدیل کنند. به این ترتیب، پیتر پارکر در «روز کاملا نو» نه تنها باید با ارتشی از ابرشرورها بجنگد، بلکه باید با تمام قدرت یک سازمان دولتی که او را دشمن شماره یک خود میداند نیز مقابله کند. این سناریو، مرد عنکبوتی را دقیقا در همان موقعیت کلاسیک و آشنای کمیکها قرار میدهد: یک قهرمان تنها که همزمان توسط قانون و خلافکاران شکار میشود.
شما دربارهی این تئوری چه فکر میکنید؟ آیا «سازمان کنترل خسارات» دشمن اصلی فیلم بعدی مرد عنکبوتی خواهد بود؟