ردپای جفری اپستین در فیلم «تلفن سیاه» هم کشف شد
به گزارش فندوم وایر، یک اعتراف تکاندهنده و یک شباهت ترسناک. اسکات دریکسون، کارگردان تحسینشدهی ژانر وحشت، بالاخره به شایعات پایان داد و تایید کرد که ماسک شیطانی شخصیت «رباینده» (The Grabber) در فیلم موفق «تلفن سیاه» (The Black Phone)، به شکلی «ناخواسته» از جفری اپستین الهام گرفته شده است.
این خبر که دریکسون آن را با یک پست کوتاه در شبکهی اجتماعی X در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه ۲۰۲۶) تایید کرد، موج جدیدی از تحلیلها را دربارهی این فیلم دلهرهآور به راه انداخته است. این ماسک با لبخند اغراقآمیز و منجمدش که تا بناگوش میرسد، مدتها بود که در فضای مجازی با تصاویر اپستین مقایسه میشد و حالا این تایید، لایهای تاریکتر و واقعیتر به این کابوس سینمایی اضافه میکند.
وقتی هنر از واقعیت سبقت میگیرد
فیلم «تلفن سیاه» که در سال ۲۰۲۲ اکران شد و با فروش خیرهکنندهی ۲۳ میلیون دلاری در همان آخر هفتهی اول، گیشهها را غافلگیر کرد، داستانی فراتر از یک آدمربایی ساده را روایت میکند. هستهی اصلی فیلم، یعنی یک شکارچی نقابدار که کودکان را میرباید و در یک زیرزمین حبس میکند، شباهتهای وحشتناکی با جنایات واقعی جفری اپستین دارد؛ کسی که با ظاهری موجه، نوجوانان را به جزیرهی خصوصیاش میکشاند و آنها را استثمار میکرد. شیوههای شکنجه روانی «رباینده» و بازیهای ذهنیاش با قربانیان، آینهای از روشهای اپستین برای ساکت کردن و کنترل قربانیانش است.
یک کاربر در شبکهی Reddit این شباهت را به زیبایی تحلیل کرده است: در فیلم، «رباینده» یک بزرگسال است که کودکان محله را میرباید. او از روی هوس عمل نمیکند، بلکه یک الگوی سازمانیافته و دقیق دارد. این یادآور روشی است که اپستین، زیر نقاب یک میلیونر خیر، نوجوانان را (از طریق فریب و اجبار) میربود و از جایگاه و قدرتش برای سرپوش گذاشتن بر جنایاتش استفاده میکرد.
آینده «تلفن سیاه» چه میشود؟
با موفقیت دو قسمت اول، حالا همه منتظر قسمت سوم این مجموعه هستند. اما دریکسون استانداردهای بسیار بالایی دارد. او در مصاحبهای با Variety تاکید کرده که نمیخواهد این فرنچایز به تکرار بیفتد. این کارگردان که ساخت فیلم «دکتر استرنج» را هم در کارنامه دارد، میگوید: «اگر قرار باشد قسمت سومی ساخته شود، باید از دومی بهتر باشد و دومی هم از اولی بهتر بود. کمتر سهگانهای در تاریخ سینما به این موفقیت رسیده است. فکر میکنم سهگانههای «مردهی شریر» (Evil Dead) سم ریمی و «شب مردگان زنده» (Night of the Living Dead) جورج رومرو تنها نمونههایی هستند که هر سه فیلمشان عالی است و به مرور بهتر هم میشوند.»
دریکسون به کولایدر گفته که اگر ایدهی جدید و بزرگی وجود نداشته باشد، دلیلی برای ساخت قسمت سوم نمیبیند. شاید این ایدهی بزرگ، شیرجهی عمیقتر و مستقیمتر به پروندهی هولناک اپستین باشد؛ روایتی که میتواند وحشتی واقعیتر و ماندگارتر از هر داستان خیالی دیگری خلق کند.
شما هم این شباهت ترسناک را بین «تلفن سیاه» و پرونده اپستین دیده بودید؟