راز ماندگاری آثار جیبلی: چرا میازاکی به نمایش آزمایشی اعتقاد ندارد؟

چهارشنبه 22 مرداد 1404 - 22:30
مطالعه 2 دقیقه
نمایی از شهر اشباح
خالق در برابر مخاطب: چرا هایائو میازاکی فیلم‌هایش را آزمایش نمی‌کند؟
تبلیغات

به گزارش Screen Rant، هایائو میازاکی، استاد انیمیشن‌سازی ژاپن، باوری تزلزل‌ناپذیر دارد: فیلم‌هایش هرگز نباید پیش از اکران برای مخاطبان آزمایشی نمایش داده شوند. این رویکرد در تضاد کامل با فرهنگی است که در استودیوهایی مانند پیکسار حاکم است. میازاکی معتقد است مسئولیت کامل محصول نهایی بر عهده‌ی خالق اثر است و نمی‌توان آن را به نظر افرادی سپرد که به طور تصادفی در یک سالن سینما حضور دارند.

ما کسانی هستیم که باید مسئولیت محصول نهایی را بر عهده بگیریم، بنابراین نمی‌توانیم این مسئولیت را به کسی واگذار کنیم که فقط آنجا حضور داشته است.

این فلسفه در روش کاری او ریشه دارد. میازاکی فیلم‌نامه‌های تصویری (استوری‌برد) آثارش را به‌تنهایی و گاهی برای سال‌ها طراحی می‌کند. او این فرآیند را یک گفتگوی شخصی با فیلم می‌داند و آن‌قدر صحنه‌ها را بازبینی می‌کند تا ریتم احساسی داستان به درستی شکل بگیرد. از نگاه او، تلاش برای راضی کردن همه، یکپارچگی و هویت فیلم را از بین می‌برد، زیرا مخاطب یک واحد یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای از افراد با زندگی‌های متفاوت است.

در مقابل، پیت داکتر از پیکسار، نمایش‌های آزمایشی را ابزاری حیاتی می‌داند. او توضیح می‌دهد که این جلسات به فیلم‌سازان کمک می‌کند تا بفهمند کدام بخش از داستان با مخاطب ارتباط برقرار نمی‌کند یا احساسات مورد نظر را منتقل نمی‌کند. تماشای فیلم همراه با مخاطبان به او اجازه می‌دهد تا لحظاتی را که توجه آن‌ها جلب یا منحرف می‌شود، به طور مستقیم «حس» کند و داستان را برای ایجاد ارتباطی قوی‌تر، اصلاح کند.

برای ما، نمایش‌های آزمایشی مفید هستند... می‌توانیم تشخیص دهیم چه زمانی چیزی کار نمی‌کند یا بینندگان احساسی را که ما می‌خواهیم، ندارند. سپس آن را تنظیم می‌کنیم تا داستان پیش از نهایی شدن، ارتباط برقرار کند.

در نهایت، این دو رویکرد متفاوت، دو راه برای رسیدن به یک هدف مشترک هستند: روایت داستان‌های ماندگار. میازاکی با اولویت دادن به یکپارچگی هنری، به مخاطبان اعتماد می‌کند تا خودشان معنا را در اثر پیدا کنند. پیکسار با اولویت دادن به تجربه جمعی، به مخاطبان احترام می‌گذارد و تلاش می‌کند تا داستانش برای بیشترین تعداد ممکن قابل درک باشد. هر دو روش، قدرت انیمیشن در تأثیرگذاری عمیق بر قلب‌ها را به نمایش می‌گذارند و یادآور می‌شوند که هیچ مسیر واحدی برای قصه‌گویی وجود ندارد. نظر شما چیست؟ کدام رویکرد را می‌پسندید؟ نظر خود را با ما و سایر مخاطبان فیلمزی به اشتراک بگذارید.

نظرات