واکنشها به فیلم Masters of the Universe: سردرگم، سرد و بیروح
چراغهای استودیوهای بزرگ هالیوود همیشه به امید زنده کردن خاطرات قدیمی روشن میشوند، اما گاهی این روشنایی، تنها پیشدرآمدی بر یک آتشسوزی بزرگ تجاری است. در حالی که آثار نوآورانهای همچون «اتاقهای پشتی» و «وسواس» قوانین بازی را در سینمای امروز تغییر میدهند و گیشهها را فتح میکنند، آمازون و امجیام با یک بحران جدی روبهرو شدهاند. پروژه عظیم و ۲۰۰ میلیون دلاری آنها، یعنی فیلم سینمایی Masters of the Universe «اربابان جهان»، در آستانه اکران با دیواری بلند از بیمحلی مخاطبان و سردی منتقدان برخورد کرده است.
پیشبینیهای اولیه فروش برای این اثر حماسی به کارگردانی تراویس نایت، ناامیدکننده است. تحلیلگران بازار سینما فروش افتتاحیه این فیلم را چیزی بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار تخمین میزنند. این رقم برای اثری با این حجم از سرمایهگذاری، یک فاجعه تمامعیار به شمار میرود؛ بهویژه وقتی بدانیم رقیب کمدی آن یعنی «فیلم ترسناک ۶» در همین بازه زمانی به فروشی نزدیک به ۵۰ میلیون دلار چشم دوخته است. با این حساب، قهرمان عضلانی دهه ۸۰ میلادی احتمالاً باید به جایگاه چهارم جدول باکس آفیس رضایت دهد.
تازیانه منتقدان بر پیکر قهرمان قدیمی
مشکلات فیلم به گیشه ختم نمیشود. با برداشته شدن ناگهانی قرنطینه خبری، موج اولیه نقدها ضربه مهلکی به پیکر این پروژه وارد کرد. نمراتی که از سوی مراجع معتبر منتشر شد، به جای آنکه محرک تماشاگران برای خرید بلیط باشد، مانند یک تابلوی ایست بزرگ عمل میکند. ثبت نمره ضعیف ۵۱ در وبسایت متاکریتیک و رضایت نسبی اما ناکافی ۷۵ درصدی در راتن تومیتوز، نشان میدهد که فیلم جدید هیمن نتوانسته است رضایت سختگیران سینما را جلب کند.
این افت کیفی و بازخوردهای سرد، شانس موجسواری فیلم روی تبلیغات دهانبهدهان را به شدت کاهش میدهد. در سینمای امروز که مخاطب برای هر دلار خود برنامهریزی میکند، تماشای نقدهای متوسط متمایل به ضعیف، اولین بهانه برای خانه نشستن و منتظر ماندن برای پخش در پلتفرمهای آنلاین است.
برای ورود به بخش بعدی در ادامه خلاصه داستان Masters of the Universe را مرور میکنیم: شاهزاده آدام که در کودکی از سیاره مادری خود، «اترنیا»، فرار کرده است، پس از بازگشت به این سرزمین با دنیایی ویرانشده روبهرو میشود که اکنون زیر سلطه بیرحمانه «اسکلتور» قرار دارد. او در این مسیر ناچار است سرنوشت خود را که با «شمشیر افسانهای قدرت» و رازهای پنهان «قلعه گریاسکال» گره خورده است، بپذیرد.
بحران هویت؛ این فیلم برای چه کسی ساخته شده است؟
به گزارش ورلد آو ریل، بزرگترین پاشنه آشیل پروژه، نبود شناخت درست از مخاطب هدف است. یک پرسش کلیدی و بنیادین روی کل این ساختار ۲۰۰ میلیون دلاری سایه انداخته است: این فیلم دقیقا برای چه کسی ساخته شده؟ آیا هدف جلب رضایت کودکانی است که هیچ خاطره و ارتباط حسی با دنیای هیمن و قلعه گریاسکال ندارند، یا هدف اصلی بزرگسالانی است که در دهه ۸۰ با اسباببازیها و کارتونهای این مجموعه بزرگ شدهاند؟
آمارها نشان میدهند که بیشترین تمایل برای تماشای فیلم از سوی مردان میانسالی است که با این فرنچایز خاطره دارند. حقیقت تلخ هالیوود این است که این گروه دموگرافیک، دیگر موتور محرک اصلی موفقیت در باکس آفیس معاصر به شمار نمیرود. یک فیلم خانوادگی بزرگ برای موفقیت نیاز به وضوح، سادگی و دسترسیپذیری برای همه نسلها دارد. وقتی یک اثر در تعریف هویت خود دچار لکنت شود، مخاطب سرمایه و وقت خود را به سمت آثار شفافتر هدایت میکند.
آمازون و امجیام که همین اواخر طعم شیرین پیروزی را با موفقیت چشمگیر فیلم «پروژه هیل مری» چشیده بودند، اکنون طعم تلخ واقعیت را درک میکنند. شکست احتمالی «اربابان جهان» میتواند جو مثبت و پرانرژی ایجاد شده در سینماها پس از موفقیتهای قبلی این استودیو را به کلی نابود کند و مدیران را به بازنگری جدی در استراتژیهای بازسازی مالکیتهای فکری قدیمی وادار سازد.