قسمت سوم فصل نهم Rick and Morty جنجالیتر از همیشه شد!
Rick and Morty (ریک و مورتی) در فصل نهم خود به مرزشکنی تازهای رسیده و این اتفاق یکی از جسورانهترین و افراطیترین قسمتهای این مجموعه رقم زده است؛ سریالی که با وجود تغییرات متعدد در ۱۳ سالی که از آغازش در سال ۲۰۱۳ میگذرد، همچنان همان طعم و حالوهوای اولیه را حفظ کرده است. این مجموعه در طول مسیر همواره همان لحن تند، کمدی بیپروا و ماجراجوییهای مضحک و نامتعارفی را ارائه داده که آن را در همان ابتدا محبوب کرد، اما حالا قسمت تازهاش این فرمول را به سطحی کاملا جدید کشانده است.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، هشدار اسپویلر قسمت سوم فصل نهم با عنوان Rick Fu Hustle؛ اپیزودی که نشان میدهد این سریال بار دیگر از مرزها عبور کرده و حتی از چیزهایی که پیشتر هم برایش عادی به نظر میرسید، فراتر رفته است.
در دنیای انیمیشن بزرگسالان، عبور از مرزها تقریبا بخشی از ذات ژانر است؛ شاید چون انیمیشن در رسانههای غربی هنوز اغلب با برنامههای کودکانه گره خورده، یا شاید چون شوخیهای خشنتر و صریحتر معمولا مخاطبان بیشتری را جذب میکنند. ریک و مورتی یکی از سردمداران این نوع آثار است؛ سریالی که میداند مرز کجاست و بارها و بارها با اطمینان با جفت دو پا از آن عبور میکند! از دنیاهای کاملِ پر از رباتهای منحرف گرفته تا کابل بینبعدی که مفهوم متعارف واقعیت و اخلاق را بههم میریزد، این مجموعه بارها دست به ریسکهای بزرگ زده و تقریبا همیشه هم نتیجه گرفته است. در برخی موارد نیز طرح ایدههای عجیب بهعنوان آینهای برای جامعه، راهی جالب برای درگیر کردن مخاطب ساخته و در عین حال، موضوعاتی را برجسته کرده که با وجود تلخیشان، هرچه بیشتر به واقعیت نزدیک میشوند.
در قسمت «ریک فو هوستل»، جری اسمیت به پایینترین نقطه عمرش میرسد. اگرچه رابطه او با ربات نظافتگر استخر در خط فرعی داستان قرار دارد، اما همین خط روایی، هم کاملا فاسد و هم بهطرزی نابغهوار در قسمت سوم فصل نهم عمل میکند. جری با وجود آنکه بارها از سوی همسرش بث شنیده بود باید یک استخرشوی استخدام کند، تصمیم گرفت راه دیگری انتخاب کند و به سراغ یک نظافتگر رباتی پیشرفته برود. اما وقتی ربات آنطور که باید کار نمیکند، جری نرمافزار دزدی دانلود میکند تا دستگاه را هک کند و ناخواسته به آن شخصیتی میدهد که به شکل شگفتآوری نسبت به او میل پیدا میکند!
جری تقریبا بلافاصله این پیوند عاطفی با وسیله دیجیتال را متقابلا پاسخ میدهد و آن دو در استخر دست به کارهای پرشوری میزنند که واقعا تماشایشان آزاردهنده است. با این حال، نقطه عطف ماجرا خود خیانت جری با یک ربات نیست، بلکه این است که وقتی بث از ماجرا باخبر میشود، آن را کاملا دستکم میگیرد و میگوید: «مهم نیست با وسایل خانه چه کار میکنی»، و بعد اعتراف میکند که خودش هم با سشوارش لحظات صمیمی دارد! این اعتراف در صحنه پس از تیتراژ هم دوباره مطرح میشود؛ جایی که بث ناچار میشود با اصرار جری تصویر چهره او را روی سشوار بگذارد و بعد هر دو با هم درباره اینکه این کار رابطهشان را بدتر کرده، غصه میخورند.
در همان لحظه روشن میشود که جری اسمیت در پایینترین وضعیت ممکن قرار دارد؛ با این حال، خبر خوب برای او، بقیه اعضای خانواده اسمیت هم ظاهرا به همان اندازه آشفته و فرورفته در حضیضاند! از همان آغاز ریک و مورتی روشن بود که خانواده اسمیت بیشتر از سهم معمول خود مشکل دارد؛ از الکلیبودن افراطی ریک و عادتش به به خطر انداختن جان خانواده، بهویژه نوهاش، با کمترین حس گناه یا شرمندگی، گرفته تا انحطاط بیشتر مورتی در حالی که روزبهروز بیشتر از واقعیت فاصله گرفته و برای زندگی، معنا و ارزش آن کمتر اهمیت قائل میشود. سمر هم با خودشیفتگیاش، بث با گسست ذهنیاش و آن حس کلیِ حاکم بر خانواده که گویی دیگر امیدی برایشان باقی نمانده، همگی این تصویر را تکمیل میکنند.
با وجود همه این تاریکیها، ریک و مورتی همچنان موفق میشود ضربآهنگهای احساسی، درسهای اخلاقی و حتی واکاویهایی درباره اینکه فناوریهایی مثل هوش مصنوعی چگونه میتوانند مشکلاتی تازه و منحصربهفرد بهوجود بیاورند، خلق کند. رابطه جری در این قسمت ممکن است مثل یک شوخی به نظر برسد که هم مخاطب را میخنداند و هم او را معذب میکند، اما در عین حال به مسئله عمیقتری اشاره دارد؛ جهانی که در آن رباتها احساسات را تقلید میکنند و آدمها حاضرند صمیمیترین بخشهای وجودشان را با ماشینهایی ناسالم، بدون نظارت و صادقانه بگوییم بیصلاحیت، به اشتراک بگذارند.
شما درباره این قسمت جنجالی ریک و مورتی چه فکر میکنید؟