سطح دشمنان فصل چهارم «ریچر» غیرقابل مقایسه با گذشته است
فصل چهارم فصل چهارم Reacher (ریچر) با دشمنانی از دولت آمریکا تا تروریستهای جهانی، تهدیدی بزرگتر از پاولی را پیش روی جک ریچر میگذارد. قرار است جک ریچر را در برابر دشمنانی قرار دهد که حتی در مقایسه با پاولیِ فصل سوم هم کوچک به نظر میرسند. در حالی که پاولی در فصل سوم با هیکل عظیم و قدرت بدنیاش یکی از سرسختترین حریفهای ریچر بود، به نظر میرسد تهدیدهای تازه نهتنها از نظر جسمی، بلکه از نظر نفوذ، قدرت سیاسی و اثرگذاری اجتماعی هم سطحی بالاتر داشته باشند.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، تا پیش از فصل دوم، جک ریچرِ آلن ریچسون در عمل شبیه یک ویرانگر نزدیکبهفراطبیعی ظاهر میشد؛ کسی که با زور بازو از سد هر مانعی میگذشت و هیچیک از شرورهای دو فصل نخست، در نبرد یکبهیک، شانسی برای مقابله با او نداشتند. اما فصل سوم با معرفی پاولی، این معادله را تغییر داد؛ شخصیتی که از ریچر بزرگتر و قویتر بود و صحنهای بهیادماندنی از فصل سوم نشان میداد ریچر پس از آنکه پاولی او را به عقب میزند، تازه متوجه میشود حریفش تا چه اندازه نیرومند است.
هشدار اسپویل: همین لحظه بود که زمینه را برای درگیری نهایی این دو غول فراهم کرد؛ نبردی که در پایان فصل سوم هم به شکل کامل نشان داد ریچر برای زنده ماندن فقط به قدرت بدنی تکیه ندارد. او در آن رویارویی، تا آستانه مرگ پیش رفت و تنها ترکیب هوش و زور بازو بود که در نهایت به او کمک کرد دست بالا را بگیرد. با این حال، فصل چهارم بناست او را در برابر تهدیدهایی قرار دهد که از پاولی هم هراسانگیزتر هستند و میتوانند او را کاملا دستوپا بسته کنند.
این فصل از «ریچر» اقتباسی از رمان «فردا نیست» اثر لی چایلد است؛ کتابی که در آن جک ریچر ناچار میشود در یک صفحه شطرنج روانی حرکت کند تا حقیقت یک بمبگذاری انتحاری را که نتوانسته از وقوعش جلوگیری کند، پیدا کند. هرچه او بیشتر در دل این توطئه گسترده پیش میرود، بیشتر با دشمنانی روبهرو میشود که از مأموران فدرال گرفته تا سازمانهای تروریستی جهانی را شامل میشوند.
در این روایت حتی یک نماینده کنگره هم در برابر جک ریچر قرار میگیرد و دشمنان اصلی کتاب در نهایت به القاعده میرسند. با این حال، بهنظر میرسد خط تروریستی القاعده برای نسخه تلویزیونی تغییر کند، چون بازنمایی اضطرابهای پس از یازده سپتامبر در این رمان دیگر بهاندازه گذشته بهروز و مرتبط نیست. با وجود این تغییر احتمالی، یک نکته روشن است: دشمنان فصل چهارم از هر فرد یا گروهی که ریچر تاکنون با آنها مواجه شده، بانفوذتر و از نظر اجتماعی قدرتمندترند.
همین مسئله سطح خطر را برای شخصیت اصلی بهطور چشمگیری بالا میبرد و تضمین میکند که ریچر، پس از آنکه در فصل سوم تقریبا به دست پاولی کشته شد، این بار باید برای بقا به چیزی بسیار فراتر از قدرت فیزیکی متکی باشد. او پیش از رسیدن به حل یک توطئه عظیم دیگر و حرکت به شهر بعدی در زندگی آوارگیوار و خودخواندهاش، باید با دسیسه سیاسی، فساد نهادی و مجموعهای از تهدیدهای پیچیده روبهرو شود.
از سوی دیگر، ساختار داستانی «ریچر» نیز برای چنین جهشی به یک روایت بزرگتر نیاز داشت. فصل اول در فضای یک شهر کوچک میگذشت، فصل دوم دامنه سریال جنایی آمازون پرایم ویدئو را گستردهتر کرد و حتی بازیگران اصلی بیشتری را وارد ماجرا ساخت، اما آن فرمول چندان موفق نبود و فصل سوم دوباره به یک محدوده کوچکتر برگشت تا مأموریتی منزویتر را برای جک ریچر روایت کند. حالا فصل چهارم باید نشان دهد که هر فصل، داستان اصلی را جلوتر میبرد و در عین حال میتواند تنش را به شکل خلاقانهای افزایش دهد.
انتخاب «فردا نیست» دقیقا در همین راستا معنا پیدا میکند، چون این کتاب ظاهرا همه عناصری را دارد که سریال برای بزرگتر، انفجاریتر و جاهطلبانهتر شدن به آن نیاز دارد. البته این رویکرد هم بیریسک نیست، زیرا رفتن از فضای شهر کوچک در فصل دوم چندان به نفع سریال تمام نشد و فصل چهارم هم ممکن است از همین مسیر آسیب ببیند. با این حال، یک امتیاز مهم دارد: دیگر قرار نیست مانند فصل دوم، شخصیتهای اصلی بیشازحد قدرتمند دیگری از جمله اعضای پیشین یگان ویژه تحقیقاتی صد و دهم در داستان حضور داشته باشند.
در نهایت، این امید وجود دارد که فصل چهارم «ریچر» نیز مانند رمان «فردا نیست» به یکی از بهترین قسمتهای این فرنچایز تبدیل شود و جایگاه سریال آمازون پرایم ویدئو را بهعنوان یکی از بزرگترین تریلرهای جنایی مدرن بیش از پیش تثبیت کند. اگر این اتفاق بیفتد، ریچر این بار نه فقط با مشتهایش، بلکه با هوش و تواناییاش در عبور از شبکهای از قدرتهای سیاسی و سازمانی تعریف تازهای از بقا ارائه خواهد داد.
شما درباره تهدیدهای فصل چهارم «ریچر» چه فکر میکنید؟