برد پیت و همراه وفادارش در Heart of the Beast شبکه‌های اجتماعی را تسخیر کردند

سه‌شنبه 26 خرداد 1405 - 19:00
مطالعه 3 دقیقه
برد پیت و سگ شپرد فیلم قلب هیولا
فیلم تازه برد پیت با همراهی یک سگ وفادار، از همین حالا به‌عنوان اثری اشک‌‌آلود و پرتعلیق شناخته می‌شود.
تبلیغات

برد پیت با فیلم تازه‌اش «قلب هیولا» بار دیگر به سراغ اثری می‌رود که این‌بار بیش از اکشن، روی احساسات تماشاگران حساب باز کرده است. این پروژه که قرار است در پنجم مهر ۱۴۰۵ اکران شود، از حالا به‌عنوان یکی از فیلم‌هایی مطرح شده که احتمالا مخاطبان را به‌شدت درگیر خواهد کرد و حتی بعید نیست بسیاری را به گریه بیندازد.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از اسکرین‌رنت، به نظر می‌رسد تازه‌ترین عنوان در فیلم‌شناسی برد پیت می‌تواند در زمره احساسی‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای‌اش قرار بگیرد، چرا که یک جزئیات قطعی و تعیین‌کننده دارد که باعث می‌شود تماشاگران بیش از پیش با داستان همراه شوند و در نتیجه، ضربه عاطفی فیلم برایشان شدیدتر باشد.

البته برای ساختن یک فیلم احساسی، هیچ فرمول واحدی وجود ندارد که به‌طور قطعی همه مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهد، اما در سینما الگوها و شگردهایی است که بارها ثابت کرده‌اند می‌توانند در سالن اشک از چشم‌ها جاری کنند. «قلب هیولا» دقیقا از مؤثرترین همین ابزارها استفاده می‌کند؛ به همین دلیل، سخت می‌توان سناریویی را تصور کرد که در آن داستان فیلم نتواند طی زمان نمایش، شمار قابل‌توجهی از تماشاگران را به گریه بیندازد.

داستان فیلم درباره یک افسر نیروهای ویژه است که جیمز نام دارد و با بازی برد پیت، در طبیعت وحشی گم می‌شود و باید با تکیه بر مهارت‌های بقا راه بازگشت به خانه را پیدا کند. همین خط داستانی به‌تنهایی هم دراماتیک است و به‌احتمال زیاد بدون هیچ افزودنی دیگری نیز احساسات مخاطب را برمی‌انگیزد، اما یک نکته مهم وجود دارد که این بار عاطفی را چند برابر می‌کند: جیمز در این مسیر تنها نیست. او همراهی دارد که نقش مهمی در شدت گرفتن بحران‌های فیلم ایفا می‌کند و همین همراهی، از «قلب هیولا» اثری بسیار شخصی‌تر و دردناک‌تر می‌سازد.

این برگ برنده چیزی نیست جز سگ جیمز؛ همان شریک میدانی که در کنار او در نیروهای ویژه کار می‌کرده و حالا هم در دل این ماجراجویی مرگبار کنار او مانده است. قرار گرفتن جیمز در برابر عناصر طبیعی و به‌نظر می‌رسد در برابر گله‌ای از گرگ‌ها، آن هم فقط با تکیه بر وفاداری همین همراه چهاردست‌وپا، سطح خطر را به‌طور چشمگیری بالا می‌برد. از آن مهم‌تر، رابطه میان جیمز و سگش با این پیش‌زمینه تقویت می‌شود که آن دو پیش‌تر در قالب یک واحد در نیروهای ویژه با هم کار کرده‌اند؛ جزئیاتی که باعث می‌شود پیوندشان برای تماشاگران باورپذیرتر و دردناک‌تر باشد.

افزوده شدن این سگ به داستان، چیزی نیست که سخت بتوان تأثیرش را حدس زد. در بخش نظرات تریلر یوتیوب فیلم «قلب هیولا» تقریبا همه‌چیز حول همین حیوان می‌چرخد؛ کاربران یا از سرنوشت او ابراز نگرانی کرده‌اند یا صریحا نوشته‌اند اگر برای این سگ ژرمن شپرد اتفاق بدی بیفتد، تاب تحملش را ندارند. همین واکنش‌ها نشان می‌دهد که فیلم پیش از اکران هم توانسته بر حساس‌ترین نقطه عاطفی مخاطبان دست بگذارد و از این منظر، راه رسیدن به تأثیرگذاری را برای خود هموار کرده است.

البته استفاده از سگ برای عمیق‌تر کردن بار احساسی داستان، ایده‌ای تازه نیست و سینما سال‌هاست که از پیوند انسان و سگ برای رساندن مخاطب به اوج اندوه دارد. رابطه ما با سگ‌ها در طول دهه‌ها بارها به‌عنوان ابزار مؤثری برای ویران‌کردن عاطفی تماشاگران به کار رفته، چون این حیوان‌ها از معدود موجوداتی هستند که تقریباً به‌صورت جهانی، مخاطب برای سرنوشتشان سرمایه‌گذاری احساسی می‌کند؛ چیزی که شخصیت‌های انسانی گاهی باید بسیار سخت‌تر برایش تلاش کنند.

نمونه‌های این شیوه در تاریخ سینما کم نیستند. از فیلم‌هایی مانند جان ویک، لسی، بتهوون، مارلی و من، صد و یک سگ خالدار و جزیره سگ‌ها می‌توان دید که این ترفند تا چه اندازه در جلب همدلی طیف گسترده‌ای از مخاطبان موفق بوده است؛ به همین دلیل، «قلب هیولا» نه‌تنها از میراث این نوع روایت دارد، بلکه از همین حالا به‌واسطه قصه‌اش، درامی پراضطراب و نگران‌کننده به نظر می‌رسد؛ فیلمی که تقریبا در تمام دقایقش، نگاه مخاطب را به سرنوشت این محافظ وفادار گره خواهد زد.

نظر شما درباره این فیلم تازه برد پیت چیست؟

نظرات