خالق ارباب حلقه‌ها از جهان نارنیا متنفر بود!

دوشنبه 1 تیر 1405 - 21:45
مطالعه 3 دقیقه
والپیپر ارباب حلقه‌ها
تالکین، دوست نزدیک سی. اس. لوئیس، از نارنیا خوشش نیامد و آن را آشفتگیِ نابخردانه‌ای در فانتزی می‌دانست.

دیدگاه واقعی جی. آر. آر. تالکین، خالق «ارباب حلقه‌ها»، درباره مجموعه «سرگذشت نارنیا» سی. اس. لوئیس برخلاف احترامش به نویسنده آن، چندان مهربانانه نبود. دوست نزدیک لوئیس، یعنی تالکین. به‌گفته این روایت، تالکین نه‌تنها نارنیا را دوست نداشت، بلکه آن را «دیوانه‌وار» و نوعی اهانت به فانتزی می‌دانست.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از اسلش‌فیلم، کتاب «سی. اس. لوئیس: یک زندگی‌نامه» نقل می‌کند که تالکین درباره آفرینش لوئیس گفته بود: «واقعا نمی‌سازد، می‌دانید! منظورم این است: «پری‌نژادها و شیوه‌هایشان، زندگی عاشقانه یک فائون». مگر نمی‌داند درباره چه حرف می‌زند؟» لوئیس و تالکین هر دو عضو یک حلقه ادبی در دانشگاه آکسفورد بودند که با نام «اینکلینگز» شناخته می‌شد. با این حال، به‌نظر نمی‌رسد ایراد تالکین به توانایی نویسندگی لوئیس باشد؛ تمرکز خشم او بیشتر بر این بود که نارنیا موجودات اسطوره‌ای گوناگون را بی‌نظم در یک فضای مشترک کنار هم چیده بود.

سال ۲۰۰۵، آلن جیکوبز، استاد ادبیات کالج ویتون، در توضیح دیدگاه تالکین، گفت: «تالکین وحشت‌زده شده بود. او فکر می‌کرد کتابی بسیار بد است، و چیزی که به‌طور خاص دوست نداشت این بود که از انواع و اقسام اسطوره‌ها یورش می‌برد. می‌دانید، این‌جا فائون‌ها و سنتورها هستند، آن‌جا عناصر داستان مسیحی قرار دارد و بعد هم بوم! بابانوئل از راه می‌رسد. و همین برای تالکین دیوانه‌کننده بود، چون او دوست داشت جهان‌های خیالی کاملا منسجم و سازگار باشند و به جهان‌های خیالی دیگر نشت نکنند. بنابراین این موضوع واقعا روی اعصابش می‌رفت.»

تالکین در نقش یک خالص‌گرای فانتزی، از جمله کسانی بود که استانداردهای بسیار سخت‌گیرانه‌ای برای جهان‌سازی داشت. این لحن، لحن تحقیرآمیز یک منتقد سرسخت بود، نه کسی که صرفا سلیقه متفاوتی دارد. او نه‌فقط با درهم‌آمیختن اسطوره‌ها در نارنیا مشکل داشت، بلکه ظاهرا در برابر نخستین اقتباس سینمایی «ارباب حلقه‌ها» در دهه ۱۹۵۰ نیز زبان تندی به کار برده بود. در این نگاه، هماهنگی درونیِ جهان داستان برای تالکین اصل اساسی بود و هر نوع تداخل میان قلمروهای خیالی، مرزهای لازم برای باورپذیری را از بین می‌برد.

این سخت‌گیری فقط متوجه آثار دیگران نبود؛ به‌نظر می‌رسد تالکین نسبت به نوشته‌های خود نیز نگرشی سخت‌گیرانه داشت. او در طول زندگی‌اش «هابیت» و «ارباب حلقه‌ ها» را منتشر کرد، اما بیشتر کتاب‌های دیگرش، از جمله «قصه‌های ناتمام» و «سیلماریلیون»، پس از مرگش و به‌دست پسرش کریستوفر تالکین گردآوری و منتشر شدند. افزون بر این، برای بسیاری از این داستان‌ها نسخه‌های متعدد و گاه بسیار متفاوتی وجود داشت و کریستوفر غالبا ناچار بود توضیح دهد که این روایت‌ها چگونه تغییر کرده‌اند و چرا همان نسخه‌ای را که انتخاب کرده، برای انتشار رسمی برگزیده است.

در عین حال، تناقضی جالب در این میان وجود دارد: سی. اس. لوئیس اغلب به‌عنوان یکی از نیروهای اصلیِ تشویق‌کننده تالکین برای انتشار کتاب‌های مربوط به سرزمین میانه شناخته می‌شود؛ توصیه‌ای که به‌نظر می‌رسد خود لوئیس هم از آن لذت می‌برده است. این دو در معنایی خاص، شریک جرم در نوشتن فانتزی بودند.

شما فکر می‌کنید نقد تالکین به نارنیا منصفانه بود؟

نظرات