اما دارسی: از ضبط این صحنه فصل سوم «خاندان اژدها» فراری بودم

پنج‌شنبه 11 تیر 1405 - 09:00
مطالعه 2 دقیقه
رینیرا تارگرین قسمت دوم فصل سوم خاندان اژدها
اما دارسی ستاره‌ «خاندان اژدها» از سکانسی در فصل سوم پرده برداشت که بازی در آن، او را به شدت می‌ترساند و از مواجهه با آن فراری بود.

اما دارسی، بازیگر نقش رینیرا در «خاندان اژدها»، یکی از سکانس‌های احساسی فصل سوم را سخت‌ترین و ترسناک‌ترین تجربه‌ی بازیگری خود در این مجموعه توصیف کرد. دارسی می‌گوید مواجهه با پیامدهای روانی جنگ و باری که بر دوش شخصیتش سنگینی می‌کند، او را از مدتها پیش از کلید خوردن این صحنه، دچار اضطراب کرده بود.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از اسکرین‌رنت، فصل سوم این سریال محبوب با ریتمی تند و فضایی پر تنش آغاز شده است. سازندگان اثر در این فصل تمرکز ویژه‌ای روی ضربه‌های عاطفی ناشی از نبردها داشته‌اند و بازیِ درخشان دارسی در قسمت‌های نخستین، به‌خوبی عمق بحران‌های روحی این شخصیت را در میانه تاریکی‌های داستان به تصویر می‌کشد.

اسپویل از قسمت دوم فصل سوم خاندان اژدها

دارسی در گفت‌وگو با انترتینمنت ویکلی توضیح داده است که صحنه‌ای که رینیرا می‌فهمد جیس مرده، سخت‌ترین سکانسی بوده که تاکنون در فصل سوم فیلم‌برداری کرده است. او گفت که از ضبط این لحظه «وحشت» داشته، چون ملکه در داشتن فرزند و پیوندی که با بچه‌هایش دارد، آرامش می‌یابد و از همین رو از دست دادنِ دومین پسر، خنجری در قلب او فرو می‌کند و دریچه‌ی تنهایی‌ای را باز می‌گذارد که رینیرا تا آن زمان هرگز مانندش را تجربه نکرده بود.

«اغلب در کار ما، به‌طور طعنه‌آمیز، هرچه مقیاس احساسی بزرگ‌تر باشد، کار هم لذت‌بخش‌تر، جذاب‌تر و پرجزئیات‌تر می‌شود. اما این یکی همان صحنه‌ای بود که این فصل از آن می‌ترسیدم و راستش همان روز هم واقعا حال و هوای تیره‌ای داشت. رینیرا به شکلی عمیق به هم‌صحبتی نیاز دارد. ما در طول دو فصل اول دیده‌ایم که او تلاش می‌کند با آدم‌های مختلف وارد رابطه شود. برای او یک کشف زیبا رخ می‌دهد وقتی بچه‌دار می‌شود و درمی‌یابد که هم‌صحبتی می‌تواند در رابطه‌ی مادر و فرزند هم وجود داشته باشد. این موضوع در رابطه‌اش با جیس به اوج می‌رسد. میان آن‌ها پیوندی است که آن‌قدر نیرومند است که تنهاییِ طاقت‌فرسا را از میان می‌برد. فکر می‌کنم به همین دلیل است که این فقدان، جبران‌ناپذیر به نظر می‌رسد. به‌گمانم این، روی تاریک سکه‌ی یک سریالِ ادامه‌دار است. این پیوندهایی که می‌سازیم، همگی واقعا واقعی‌اند. یک صورت فلکی موازی از دوستی‌ها و رابطه‌ها در جریان است. هری کولت مدت زیادی است که در این سریال حضور دارد. او عمیقا دوست‌داشتنی است و آدم فوق‌العاده‌ای است و من خیلی عمیق برایش اهمیت قائلم. نمی‌خواهم آن را تصور کنم. نمی‌خواهم برای شخصیتش تصورش کنم. نمی‌خواهم برای خودش هم تصورش کنم.»

آنچه این صحنه را برای رینیرا و برای تماشاگران تکان‌دهنده‌تر می‌کند، فقط آگاهی از مرگ جیس نیست، بلکه شکلی است که او سوگواری می‌کند. در این لحظه، رینیرا با ناباوری به جسد پسرش نگاه می‌کند، در حالی که دیگر شخصیت‌های «خاندان اژدها» نیز آرام‌آرام از ماجرا باخبر می‌شوند و خود را برای شدت گرفتنِ جنگ آماده می‌کنند. این وضعیت در نهایت به حرکت تازه‌ای از سوی رهبر سیاه‌پوشان می‌انجامد؛ او پس از رفتن ویگار و ایموند، با چهار اژدها راهی پایتخت وستروس می‌شود تا تخت را تصاحب کند. این تصمیم فقط از گفت‌وگوهای پنهانی‌اش با آلیسنت برنمی‌خیزد، بلکه اندوهِ از دست دادن فرزند دیگری در جنگ هم آن را تندتر و بی‌رحمانه‌تر کرده است.

نظرات