انیمهای که تاریخ ایران را به تصویر میکشد؛ «جادوگر» روایت انتقام دختر ایرانی از مغولها
انیمه Jaadugar: A Witch from Mongolia میتواند یکی از کنجکاو برانگیزترین انیمههای تاریخی سال ۲۰۲۶ باشد، چون برخلاف موج پررنگ آثار فانتزی، روی بازآفرینی یک جهان تاریخی با جزئیات فرهنگی دقیق تکیه کرده است.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از ایندیوایر، «جادوگر: یک جادوگر در مغولستان» بر پایه مانگای «زندگی یک جادوگر در مغولستان» از توماتو سوپ ساخته شده و روایت خیالیِ زندگی فاطیما، شخصیتی که از محبوبان تورگنه، خاتون بزرگ امپراتوری مغول، بهشمار میرود. داستان در ایران اوایل قرن سیزدهم میگذرد و قهرمان آن، سیتارا، دختری جوان است که خانوادهای از دانشوران او را به بردگی میفروشند. با یورش مغولها به شهرش، زندگی سیتارا برای همیشه تغییر میکند و او به فکر طرح انتقام میافتد.
دقت تاریخی و فرهنگی، یکی از ستونهای اصلی این اقتباس بهشمار میرود. توماتو سوپ برای مانگای اصلی پژوهش گستردهای انجام داده بود و تیم انیمه نیز برای ثبت ظاهر و حسوحال ایران و امپراتوری مغول تلاش زیادی کرد. برای هر دو فرهنگ، مشاورانی به پروژه پیوستند تا هم بازنمایی ملتها و هم زبانها با حساسیت بیشتری انجام شود و در نتیجه، چندین شخصیت در مجموعه به زبان مغولی حرف میزنند؛ تصمیمی که بهطور طبیعی چالشبرانگیز شد.
آبل گونگورا، کارگردان اپیزود نخست، در جشنواره بینالمللی انیمیشن انسی که «جادوگر» در بخش رقابتی تلویزیونی آن حضور داشت، گفت: «ما چند بازیگر مغولی داشتیم، اما بیشترِ نقشها را بازیگران ژاپنی باید با بخشی از دیالوگهایشان به زبانی دیگر اجرا میکردند.» او افزود که برای بازی برخی شخصیتها، دو کشتیگیر سوموی مغولیِ ساکن ژاپن هم انتخاب شدند تا نقشها را برعهده بگیرند.
او در ادامه گفت: «ما میخواستیم مخاطب دیالوگها را بفهمد، اما سیتارا حرف شخصیتهای مغول را نمیفهمد، بنابراین میخواستیم تماشاگر هم با او همذاتپنداری کند و به همین دلیل گفتوگوها باید به زبان مغولی باشد. اینکه بازیگران ژاپنی هم دیالوگهایشان را به مغولی اجرا کنند، سخت بود، اما در نهایت کارشان را خیلی خوب انجام دادند.»
تیم ساینس سارو هرچند برای دقت تاریخی کوشیده، ناچار بوده برای ساخت یک سریال تلویزیونی از بعضی قواعد عبور کند. نائوکو یامادا، کارگردان ارشد و خالق «رنگهای درون»، توضیح داد که گروه تولید گاهی مجبور بوده «چیزها را جذابتر، سادهتر یا برای درک آشناتر کند، بهویژه درباره اینکه آن کشورها امروز چگونه شناخته میشوند، مخصوصا مغولستان.»
طراحی صحنه، شهر تاریخی توس را به شکلی زنده و ملموس پیش چشم میگذارد؛ شهری با بازارهای شلوغ، خانههای تزئینشده و مردمی که در آن رفتوآمد میکنند. با این حال، مشاوران فرهنگی در موارد مشخصی قوانینی را یادآور شدند که تیم تولید مجبور بود از آنها عبور کند. در مقطعی، مشاوران گفتند نباید شخصیتی در انیمه سیگار بکشد، چون چنین چیزی در آن دوره در ایرانِ تاریخی رخ نمیداده است، اما گروه تولید میخواست چنین جزئیاتی را بگنجاند، چون یامادا توضیح داد که «اگر به بازار ایرانِ امروز بروید، خیلیها را میبینید که قلیان یا چیزهای مشابه میکشند.»
نائوکو یامادا، کارگردان ارشد، گفت: «در نهایت آن شخصیت را استفاده نکردیم، اما مدام همین کار را میکردیم؛ تاریخ را میشکستیم تا فرهنگها را آنطور که امروز میشناسیم بازنمایی کنیم و به آنها ادای احترام بگذاریم، حتی اگر کمی ناهمزمان به نظر برسد.» به این ترتیب، «جادوگر» میان وفاداری تاریخی و نیازهای درام تلویزیونی تعادلی آگاهانه برقرار میکند و میکوشد هم گذشته را زنده کند و هم امروز را در آن بازتاب دهد.
دقت تاریخی تنها چیزی نیست که در این مجموعه برای سرگرمکنندهتر شدن خم میشود. هرچند پسزمینهها و طراحی تولید به سمت واقعگرایی میروند، انیمه از کارتونیبودن هم نمیترسد و حتی گاهی رنگ و بوی غربی میگیرد. برای آبل گونگورا، فیلمساز اسپانیاییتبار و خالق «اسکات پیلگریم رها میکند»، طراحیهای اغراقشده و کارتونی مانگا فرصتی بود تا کمی از حالوهوای دیزنی را وارد اثر کند. خودِ مانگای توماتو سوپ نیز بهشدت از اوسامو تزوکا، خالق «آسترو بوی»، تاثیر گرفته و تزوکا هم بهنوبه خود از دیزنی الهام گرفته بود.
آبل گونگورا، کارگردان اپیزود نخست، گفت: «میخواستم کمی از آن ظاهر دیزنی را به بازیِ شخصیتها اضافه کنم و بعضی صحنهها را طوری پیش ببرم که بامزهتر شوند.» در همان اپیزود اول میتوان این رویکرد را در بعضی شخصیتهای کمدیتر دید؛ شخصیتهایی که مانند کاراکترهای فیلمهای عصر نوزایی دیزنی در دهه ۱۹۹۰، از جمله علاءالدین، با اندامهای کشآمده و روان و چهرههایی بسیار بیانگر رفتار میکنند.
آبل گونگورا، کارگردان اپیزود نخست، افزود: «ما در استودیو، در مقایسه با بیشتر استودیوهای انیمه در ژاپن، خارجیهای زیادی داریم و آنها از اضافه کردن یک سبک متفاوت به کارشان هیجانزده بودند.» همین تنوع نگاه باعث شده «جادوگر» نهفقط از نظر بصری، بلکه از نظر لحن و شیوه بیان هم متفاوت به نظر برسد و میان انیمه ژاپنی، تاثیرات غربی و ریشههای شرقی خودش پیوندی تازه بسازد.
حتی در دو قسمت نخست هم روشن است که «جادوگر» فقط درباره تاریخ یا جنگ نیست، بلکه درباره قدرت آموختن، لذت مطالعه و تغییری است که مواجهه با ایدهها و فرهنگهای تازه در جهان آدمی ایجاد میکند. در چند نوبت از دو قسمت اول، شخصیتها تاکید میکنند که جستوجوی دانش برای هر مسلمان یک وظیفه مقدس بهشمار میرود. یامادا در همین زمینه توضیح داد که یادگیری و کسب دانش برای سیتارا نوعی احترام به خویشتن بهشمار میرود، اما زمانی که او وقت بیشتری را در امپراتوری مغول میگذراند، احساسات پیچیدهای نسبت به آنها پیدا میکند.
نائوکو یامادا، کارگردان ارشد، گفت: «البته سیتارا سرزمینش را بهخاطر آنها از دست داده، اما همزمان با شناخت بیشتر مغولها، کمکم برایشان هم احترام قائل میشود. دانستن و تجربهکردن چیزهای تازه آدم را عوض میکند؛ سیتارا را هم عوض میکند. اینکه شخصیت چگونه از دل هر تجربه تازه، جور دیگری فکر کردن را آغاز میکند، یکی از مهمترین چیزهایی بود که میخواستم با این مجموعه انجام دهم.»
«جادوگر: یک جادوگر در مغولستان» قرار است چهارم جولای (۱۳ تیر) در ژاپن از شبکه تلهویژن آسااهی پخش شود، اما هنوز تاریخ استریم در آمریکای شمالی برای آن اعلام نشده است. با توجه به ترکیب کمسابقهای از پژوهش تاریخی، بازنمایی زبانی، طراحی فرهنگی و نگاه فانتزی، این مجموعه از حالا به یکی از متفاوتترین انیمههای سال تبدیل شده است.
شما درباره این انیمه تاریخی چه فکر میکنید؟