آرمی همر Citizen Vigilante را نفرتانگیز و منزجرکننده خواند
آرمی همر دوباره بهخاطر نقشآفرینیاش در Citizen Vigilante دوباره خبرساز شده است؛ فیلمی به کارگردانی اوه بول که به صدر جدول فروش آمازون و اپل رسیده و از سوی منتقدان بهدلیل تصویرسازی از مهاجران و مسلمانان محکوم شده است. این فیلم، در عمل، به یک میدان نبرد فرهنگی تبدیل شده و برای همر که آخرین نقش مهمش در هالیوود به پنج سال پیش برمیگردد، چالش تازهای برای جلب اعتماد یک استودیوی بزرگ ایجاد کرده است.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از ورلد آو ریل، همر حالا میخواهد مخاطبان باور کنند که دقیق نمیدانسته چه چیزی را امضا کرده است. یک منبع نزدیک به همر گفته است که او پس از دیدن نسخه کامل فیلم بهشدت ناراحت شده و ظاهرا آن را «نفرتانگیز» و «منزجرکننده» توصیف کرده و گفته است که این همان فیلمی نبوده که تصور میکرد ساخته است.
پس از آنکه مقامهای آلمانی نمایش فیلم را در سینماها متوقف کردند، آنها نگران بودند که اثر، مضمونهای ضد مهاجرتی و ضداسلامی را ترویج کند، ایلان ماسک برای مدتی نسخه کامل فیلم را در ایکس منتشر کرد. چنین مسیری باعث شد نام فیلم و حاشیههایش از خودِ اکران هم فراتر برود.
به گفته منبعی در اطراف همر، این بازیگر میدانسته پروژه لحن محافظهکارانهای دارد، اما انتظار نداشته پیام نهایی آن تا این اندازه متفاوت باشد. همان منبع گفته است که بول سریع کار کرده و بهجای یک فیلمنامه کامل، فقط یک متن کوتاه در اختیار همر گذاشته است و همر احساس کرده نسخه نهایی فیلم با چیزی که انتظارش را داشته، تفاوتی چشمگیر دارد. آن منبع همچنین تاکید کرده است که همر از نظر حرفهای در موقعیت دشواری قرار داشته و پس از سالها تلاش برای پیدا کردن کار، حاضر بوده تقریبا هر پیشنهادی را بپذیرد.
در خود فیلم، شخصیت همر به خانه یک خانواده مسلمان میزند و دختر خانواده را میکشد، سپس پدر و مادر را هم از میان برمیدارد و در نهایت، بهدلیل نقش پسر خانواده در یک باند تجاوز، کل خانواده را نابود میکند. با توجه به چنین صحنهای، این پرسش پیش میآید که آیا آن بخش در همان «فیلمنامه کوتاه» که گفته میشود بول پیش از تولید در اختیار او گذاشته بود، وجود نداشت؟ چنین جزئیاتی ادعای بیاطلاعی کامل را دشوارتر میکند، حتی اگر نسخه نهایی تندتر از چیزی بوده باشد که همر انتظارش را داشته است.
با وجود این، بعید بهنظر میرسد که همر هیچ برداشتی از پیام فیلم نداشته باشد. حتی اگر فیلمنامه خلاصه بوده و تدوین نهایی، مضمونها را تهاجمیتر از حد انتظار او برجسته کرده باشد، خود ایده پروژه و شخصیتی که پذیرفته بود، چندان ظریف و پنهان نبود. قابل درک است که بازیگری با کارنامهای ازهمپاشیده حاضر شود هر جایی کار کند، اما این موضوع با ادعای غافلگیرشدن پس از سیاسیشدن فیلم فرق دارد. اگر همر حالا از این پروژه پشیمان شده باشد، یک بحث است؛ اما اینکه وانمود کند هیچ درک معناداری از نوع فیلمی که در آن حضور داشته نداشته، بسیار سختتر پذیرفتنی جلوه میکند.