فصل سوم سیلو سرنخ تازهای از داروی پاککننده حافظه میدهد
سیلو در قسمت نخست فصل سوم با تاکید مداوم بر ذخیره عظیم ویتامین د در سیلو ۱۸، سرنخی تازه از یک راز بزرگتر میدهد. جولیت در همان سکانس آغازین، دو قرص سفید را با یک لیوان آب پایین میدهد و هرچه داستان جلوتر میرود، توجه به این قرصها و انبار عظیمشان در سیلو ۱۸ بیشتر میشود. در پایان قسمت نیز سریال علمیتخیلی اپل تیوی بهطور ضمنی روشن میکند که این قرصها در عمل برای چه استفادهای به کار میروند.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، در منطق دنیای سیلو، پاسخ اولیه چندان پیچیده به نظر نمیرسد. از آنجا که سیلوهای مرکزی زیر سطح زمین قرار دارند، ساکنان سیلو ۱۸ دسترسی اندکی به نور خورشید دارند و به همین علت باید مکمل ویتامین د مصرف کنند تا دچار کمبود نشوند. از این منظر، اصرار بر مصرف ویتامینها و حتی ذخیره بزرگ آنها در سیلو ۱۸ در ظاهر کاملا منطقی جلوه میکند و هیچ ایرادی در آن دیده نمیشود. با این حال، همین خط داستانی ساده خیلی زود رنگ دیگری میگیرد و معلوم میشود ویتامینها در واقع قرصهای فراموشی بودهاند که مدتها در جهان سیلو حضور داشتهاند.
در فصل سوم، جولیت هنوز با ضربههای روانی پایان فصل دوم درگیر به نظر میرسد، اما سریال آرامآرام میفهماند که فراموشی او فقط به آن تروما محدود نیست. در لحظات پایانی قسمت نخست، وقتی کامیلا به سراغ «الگوریتم» میرود، این سامانه از او میخواهد دوز داروهای پاککننده حافظه جولیئت را دو برابر کند تا مطمئن شود او هیچ چیز از گذشتهاش به خاطر نخواهد آورد. چنین تصمیمی نشان میدهد که قرصهای سفید جولیت در اصل برای خاموش کردن حافظه او طراحی شدهاند، نه برای سلامت معمولی.
سیلو پیشتر هم به دستکاری حافظه پرداخته بود و فصل سوم با فلاشبکهایی تازه این موضوع را پررنگتر میکند. در یکی از این بازگشتها به گذشته، خلبان نیروی هوایی به نام شارلوت، خیلی پیشتر از پایان جهان، هنگام یک ماموریت بمباران در ایران با حملهای مرموز روبهرو میشود. او از آن حادثه جان سالم به در میبرد، اما حافظهاش را از دست میدهد و درست مانند جولیت حتی اعضای خانواده خودش را هم نمیشناسد. به نظر میرسد او نیز پس از دانستن چیزهایی که نباید میدانست، با داروهای فراموشی ساکت شده باشد و شاید منشا این قرصهای مرموز هم به ریشه ساخت سیلوها و ماجرای حمله ایران برمیگردد.
سریال از پیش هم نشانههایی روشن درباره این نوع مهار حافظه ارائه کرده بود. در فصل نخست، خاله جورج ویلکینز یعنی گلوریا هم دارو میگرفت تا خاطراتش از شورشهای گذشته در قفل بماند. بعدها لوکاس کایل هنگام رمزگشایی پیامها و فایلهای قدیمی سیلو ۱۸ فهمید که منابع آب با داروهای سرکوبکننده حافظه آلوده شده بودند تا تاریخ سیلو پاک شود. بشکههای بزرگ «ویتامین» در فصل سوم نیز به احتمال زیاد دوباره برای آلوده کردن آب مصرف خواهند شد و این چرخه فراموشی را ادامه میدهند.
سریال حتی نمونه دیگری از خواسته آگاهانه برای فراموشی را هم یادآوری میکند. پاتریک کندی که از مرگ همسرش بهشدت شکسته بود، در فصل دوم از داروهای سرکوبکننده حافظه میخواست او را «آرام» کنند و به خواب ببرند. با چنین پیشینهای، روشن میشود که این دارو در جهان سیلو آزمونها و توسعههای فراوانی را پشت سر گذاشته و همین مسیر طولانی توضیح میدهد چرا حالا میتواند جولیئت را تا این اندازه مؤثر به فراموشی بکشاند. با این همه، فصل سوم سیلو وعده میدهد که خیلی زود کسی راهی برای کمک به او پیدا خواهد کرد و پرده از این راز برداشته میشود.