خالق Invincible از سیاست‌های ثابت مارول و دی‌سی انتقاد کرد

دوشنبه 22 تیر 1405 - 22:45
مطالعه 3 دقیقه
پرواز خون‌آلود مارک گریسون در Invincible
رابرت کرکمن خالق Invincible بار دیگر از قهرمانان تغییرناپذیر مارول و دی‌سی انتقاد کرد و از قصه‌های در حال رشد دفاع کرد.

رابرت کرکمن، خالق اینوینسیبل، با صراحت اعلام کرده که قهرمانان مارول و دی‌سی که در زمان یخ زده‌اند، هرگز برای او جذاب نبوده‌اند. او باور دارد جذابیت واقعی کمیک در این است که شخصیت‌ها در گذر زمان آهسته تغییر کنند، رشد کنند و به مسیرهای تازه برسند. همین نگاه، به گفته‌ی او، یکی از پایه‌های موفقیت Invincible بوده است.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از اسکرین‌رنت، این نویسنده در بخش پایانی The Walking Dead Deluxe شماره‌ ۱۲۷ توضیح داد که مشکل اصلی‌اش با مارول و دی‌سی، «شخصیت‌هایی که بیشتر در زمان منجمد مانده‌اند» بوده است. کرکمن این موضع را در حالی مطرح کرده که خودش نه‌فقط در دنیای ابرقهرمانی، بلکه با The Walking Dead هم به‌عنوان چهره‌ای مهم شناخته می‌شود؛ مجموعه‌ای که نخست ابتدا به‌صورت سیاه‌وسفید منتشر شد و حالا نسخه‌ی بازچاپ تمام‌رنگی آن، همراه با یادداشت‌ها و توضیحات او، با نام دِ واکینگ دد دلوکس ادامه دارد.

کرکمن در همان نقل‌قول نوشت:

«من عاشق نوشتن داستان‌های ادامه‌دارم. لذت آن در این است که شخصیت‌ها را در طولانی‌مدت به‌آرامی تکامل بدهی. من کمیک را خیلی دوست دارم، اما شخصیت‌های عمدتا یخ‌زده‌ی مارول و دی‌سی هرگز واقعا برایم جذاب نبودند. فکر می‌کنم این بیشتر از تاثیر ساویج دراگون می‌آید که به کارم نفوذ کرده است. برنامه‌ی اریک لارسِن برای آن مجموعه این بود که یک سری ابرقهرمانیِ ادامه‌دار بسازد، اما آن را در زمان واقعی پیش ببرد. در بیشتر دوره‌ی انتشار، هر شماره تقریبا یک ماه از زندگی دراگون را نشان می‌داد. تماشای پیر شدن، تغییر کردن و رشد کردن شخصیت‌ها در گذر زمان واقعا جالب بود.»

این موضع‌گیری، ریشه در سلیقه و میراث کاری کرکمن دارد. او از نسل نخست نویسندگان ایمیج کامیکس به شمار می‌رود؛ نسلی که با رویکردی ضد جریان اصلی، مسیر تازه‌ای برای کمیک آمریکا ساخت. همین فضا، برای خالق Invincible که نگاه نوآورانه و سرکش دارد، خانه‌ای طبیعی شد و به او امکان داد ایده‌ی یک حماسه‌ی ابرقهرمانیِ در حال تحول را دنبال کند.

کرکمن پیش‌تر پایان شکست‌ناپذیر را «بهترین راه برای بازی کردن علیه کلیشه در یک داستان ابرقهرمانی» توصیف کرده بود، در تضاد با حالتی که سریالی بی‌پایان کش پیدا کند. مسئله هم دقیقا همین‌جاست، چون قهرمان‌های موفق معمولا پایانی ندارند و به‌جای رسیدن به سرانجام، بارها بازتنظیم، بازآفرینی و بازراه‌اندازی می‌شوند و در چرخه‌ای از شروع‌های بی‌پایان می‌افتند.

در برابر این دیدگاه، می‌توان استدلالی مخالف هم دید. گری کانوی، نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی مارول که به‌خاطر کشتن گوئن استیسی نیز مشهور شد و بعدها آن را اشتباه دانست، از اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ گفته بود که وارد کردن «تغییر واقعی» به شخصیت‌های ابرقهرمانی برای این ژانر سالم نیست. این دقیقا نقطه‌ی مقابل نگاه کرکمن بود و نشان می‌دهد این بحث سابقه‌ای چنددهه‌ای دارد.

خوانندگان امروزی مارول هم می‌دانند این ناشر سال‌هاست نوعی روایت «در زمان واقعی» را در تجربه‌های خود امتحان می‌کند، البته در تداوم جایگزین آلتیمیت. همین تلاش، در عمل نوعی اذعان به نگرانی قدیمی طرفداران است؛ نگرانی‌ای که کرکمن هم با آن هم‌نظر است، یعنی این‌که بزرگ‌ترین شخصیت‌های ژانر ابرقهرمانی در وضعیتی شبیه توقف رشد باقی می‌مانند. این‌که چنین حالتی مزیت باشد یا عیب، در نهایت به شخصیت و خالق اثر بستگی دارد.

موضوع البته فقط به یک سلیقه‌ی هنری ختم نمی‌شود. اگر مرد عنکبوتی یا بتمن اجازه داشتند به‌طور طبیعی پیر شوند و رشد کنند، امروز شاید دست‌کم بازنشسته شده بودند. اگر هم شخصیت‌ها می‌مردند و همان‌جا می‌ماندند، دیگر هیچ‌کدام از چهره‌های کلاسیک مارول و دی‌سی وجود نداشتند. با این حال، همان سکون و ایستایی‌ای که بعضی خوانندگان را آزار می‌دهد، برای بخشی دیگر از مخاطبان بخشی از ماهیت این ژانر به حساب می‌آید.

نظرات