مزیت بزرگی که گای ریچی در داستان شرلوک هلمز ایجاد کرد
سریال شرلوک گای ریچی در پرایم ویدئو خیلی زود به موفقیت رسید و حالا دارد یک امتیاز مهم را بهدست میآورد که نسخه بیبیسی به آن نرسید. شرلوک هولمز هنوز هم یکی از محبوبترین شخصیتهای ادبی تاریخ بهشمار میرود و داستانهایش همچنان الهامبخش هنرمندان زیادی هستند. هولمز و همراهانش در دهههای گذشته بارها در قالبهای مختلف بازآفرینی شدهاند و بعضی از همین اقتباسها اکنون در میان بهترین سریالهای کارآگاهی تاریخ قرار دارند.
به گزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، با این حال، همهی این اقتباسها به داستانهای سر آرتور کانن دویل وفادار نبودهاند. بسیاری از سریالهای کارآگاهی یا فقط از شرلوک هولمز الهام گرفتهاند یا او را با تغییراتی تازه وارد روایت کردهاند تا نسخههایی نو از کارآگاه بزرگ بسازند. سریال شرلوک جوان در همین دسته قرار میگیرد هم منتقدان و هم مخاطبان عام را با استقبال روبهرو کرد.
شرلوک جوان تازهترین اقتباس تلویزیونی از شرلوک هلمز در سالهای اخیر به حساب میآید و در کنار آثاری مثل المنتری و شرلوِ بیبیسی قرار میگیرد. نسخهی بیبیسی در دو فصل اول موفق بود، اما در دو فصل پایانی افتی ناامیدکننده را تجربه کرد. با این حال، همچنان از برداشت آن از هولمز با بازی بندیکت کامبربچ و موریارتی با بازی اندرو اسکات تمجید میشود، اما شرلوک جوان حالا یک مزیت بزرگ دارد و از هولمز و موریارتی بسیار بیشتر از سریال بیبیسی دارد.
شرلوک در سال ۲۰۱۰ پخش شد. این سریال بهخاطر مدرنکردن شخصیتها و آثار کانن دویل، و بردن هلمز به لندنِ امروزی همراه با تطبیق پروندهها با فناوری، سیاست، مسائل اجتماعی و موضوعات دیگر، برجسته شد. حضور موریارتی از همان قسمت اول تلویحا مطرح شد، اما او تا پایان فصل نخست با عنوان «بازی بزرگ» ظاهر نشد.
حضور موریارتی و رابطهی پیچیدهاش با هولمز، سریال را یک پله بالاتر برد، اما این روند متاسفانه دوام زیادی نداشت. موریارتی ضدقهرمان اصلی فصل ۲ بود و در سایهها فعالیت میکرد تا در قسمت پایانی فصل با نام «سقوط رایشنباخ» کاملا کنترل ماجرا را بهدست بگیرد، اما همین قسمت آخرین حضور او در سریال هم شد. در «سقوط رایشنباخ»، موریارتی تلاش کرد چهرهی عمومی هولمز را نابود کند و او را به خودکشی با پریدن از بام بیمارستان سنت بارتز وادار کند. هولمز راهی برای فرار پیدا کرد، اما موریارتی برای آنکه او را همچنان به انجام این کار وادار کند، به سر خودش شلیک کرد.
شرلوک در «سقوط رایشنباخ» به اوج رسید و بعد از مرگ موریارتی هرگز نتوانست به همان سطح بازگردد؛ تا جایی که او را در توهمها، فلشبکها و بازگشتهای جعلی برگرداند و همین موضوع فصلهای بعدی را بیشتر آسیب زد. بعد از نخستین حضور رسمی موریارتی در پایان فصل ۱، روشن شد که سریال میخواهد با زوج هولمز و موریارتی کارهای بیشتری انجام دهد، اما این شتاب و ظرفیت را هدر داد و خیلی زود آن را تمام کرد.
شرلوک جوان اما از همین حالا هلمز با بازی هیرو فاینس تیفین و موریارتی با بازی دونال فین را کنار هم قرار داده است. این سریال دربارهی هلمز ۱۹سالهای است که پس از آزادی از زندان بهدلیل جیببری، در دانشگاه آکسفورد بهعنوان نیروی خدمات کارش را آغاز میکند. او در آنجا با دانشجوی نابغهای به نام جیمز موریارتی آشنا میشود و خیلی زود با او پیوند میخورد، او تنها کسی است که هوشش با هولمز برابری میکند. وقتی هلمز بهخاطر قتل یک معلم متهم میشود، او و موریارتی برای پیدا کردن قاتل واقعی دستبهکار میشوند و در این مسیر، یک توطئهی عظیم را کشف میکنند.
بخش مهم شرلوک جوان همین دینامیک میان هولمز و موریارتی است که در آغاز دوستانی معمولی هستند و بعدا به دشمنان قسمخورده تبدیل میشوند. فصل ۱ همین حالا هم به چرخش شرورانهی موریارتی اشاره کرده و در فصل ۲ نیز قرار است ادامه پیدا کند. از منظر رابطهی هولمز و موریارتی، شرلوک جوان فعلا برنده است، بهویژه چون قرار است این پیوند افسانهای را بیشتر بررسی و توسعه دهد.
شرلوک در نسخهی بیبیسی کارهای زیادی را درست انجام داد، از جمله مدرنسازی شخصیتها و ساختن موریارتی بهعنوان تهدیدی واقعا هولناک، و هرچند شرلوک جوان تازه در آغاز راه است و هنوز برای گفتنِ اینکه از شرلوک بهتر میشود یا نه زود است، اما بهخاطر تمرکز بر تاریخچهی هولمز و موریارتی از همان حالا چند قدم جلوتر ایستاده است.
شما کدام نسخهی شرلوک را بهتر میدانید؟