زندهشور، مرثیهای برای انسانیت در سایه اعدام
به گزارش فیلمزی، امیرابراهیم جلالیان، نویسنده و منتقد سینما، در یادداشتی که در اختیار فیلمزی قرار داده است، به بررسی فیلم «زندهشور» به کارگردانی کاظم دانشی پرداخته است.
کاظم دانشی با «زندهشور» بار دیگر به قلمرو درامهای اجتماعی و قضایی بازمیگردد؛ فضایی که پیشتر با فیلم «علفزار» نشان داده بود شناخت قابلتوجهی از ظرفیتهای دراماتیک آن دارد. او اینبار، بهجای تمرکز صرف بر مناسبات حقوقی و سازوکارهای قضایی، به یکی از ملتهبترین و مناقشهبرانگیزترین مسائل جامعه ایران میپردازد؛ قصاص و نسبت آن با مفاهیمی همچون عدالت، بخشش و انسانیت.
داستان فیلم در واپسین ساعات پیش از اجرای حکم قصاص پنج محکوم به قتل روایت میشود. این محدوده زمانی فشرده، بستر مناسبی برای شکلگیری تعلیقی مستمر فراهم میکند و فیلم از همان سکانسهای ابتدایی، مخاطب را وارد فضایی خفقانآور، پراضطراب و آکنده از نگرانی میسازد. فضایی که تا پایان حفظ میشود و تماشاگر را لحظهای از سرنوشت شخصیتها جدا نمیکند.
«زندهشور» بیش از آنکه درباره اجرای یک حکم باشد، درباره انسانهایی است که در حساسترین لحظات زندگی خود میان قانون، وجدان و احساس گرفتار شدهاند. محور اصلی فیلم نه خودِ قصاص، بلکه مفهوم انسانیت است؛ مفهومی که در دل ساختار خشک و گاه انعطافناپذیر قانون، همچنان برای بقا و اثرگذاری تلاش میکند.
دانشی در مقایسه با «علفزار» از اغراق فاصله گرفته و روایت خود را با کنترل بیشتری پیش میبرد. فیلم از منظر روانشناختی نیز قابلتأمل است؛ زیرا در فضایی که مرگ و ناامیدی بر آن سایه انداخته، گروهی از شخصیتها با تمام توان میکوشند مانع اجرای احکام شوند. حتی دادستان نیز با وجود جایگاه قانونی خود، برای فراهمکردن فرصتی تازه و نجات محکومان تلاش میکند؛ رویکردی که نشان میدهد انسانیت گاهی میتواند از مرزهای سخت قانون عبور کند.
کارگردان بهدرستی یادآوری میکند که هر پرونده قضایی، صرفاً مجموعهای از مواد قانونی، اسناد و احکام نیست؛ بلکه زنجیرهای از سرنوشتهای درهمتنیده است. سرنوشتهایی که با صدور یا اجرای یک حکم، زندگی دهها نفر را برای همیشه تغییر میدهند.
فیلم در پی ارائه پاسخی قطعی نیست و بهجای صدور حکم، پرسش مطرح میکند؛ پرسشهایی درباره مرز باریک میان قانون و عدالت، بخشش و انتقام و مسئولیت اجتماعی انسانها در برابر یکدیگر. شاید مهمترین ارزش «زندهشور» نیز همین باشد که پس از پایان فیلم، مخاطب را همچنان با این پرسشها تنها میگذارد.
البته «زندهشور» فیلمی بینقص نیست. ریتم روایت در بخشهایی از میانه افت میکند و برخی گرههای داستانی میتوانستند با انسجام و فشردگی بیشتری پرداخت شوند. در بعضی لحظات نیز پیام اجتماعی فیلم بر درام غلبه میکند و از ظرافت روایت میکاهد. تعدد شخصیتها و داستانکهای فرعی نیز گاهی تمرکز فیلم را از مسیر اصلی منحرف میکند.
بااینحال، استفاده از لوکیشنهای محدود باعث شده است تمرکز اثر بر بحران اخلاقی شخصیتها باقی بماند. فضاسازی، میزانسنهای دقیق و دکوپاژ حسابشده از نقاط قوت فیلم به شمار میروند و دانشی موفق میشود مخاطب را تا واپسین لحظات درگیر نگه دارد. نقطه اوج کارگردانی فیلم را میتوان در پلان پایانی جستوجو کرد؛ پایانی تأثیرگذار که با خداحافظی شخصیت اصلی، تلخی و شکوه روایت را به اوج میرساند.
یکی دیگر از امتیازهای «زندهشور»، هدایت درست گروه پرشمار بازیگران است. حضور تعداد زیادی از چهرههای شناختهشده میتوانست به آشفتگی اثر و از بین رفتن تمرکز داستان منجر شود، اما کاظم دانشی با مدیریت مناسب، بازیگران را در خدمت جهان فیلم قرار داده است. هیچ شخصیتی صرفاً با هدف نمایش یک ستاره به داستان اضافه نشده و هر بازیگر، نقشی مشخص در تکمیل پازل روایت برعهده دارد.
در میان بازیگران، بهرام افشاری یکی از متفاوتترین و پختهترین نقشآفرینیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او از کلیشه نقشهای کمدی فاصله گرفته و شخصیتی جدی، درونگرا و گرفتار بحرانهای اخلاقی را با کنترل و باورپذیری به تصویر میکشد. در کنار او، حامد بهداد، سارا بهرامی و امیر جعفری نیز با بازیهایی سنجیده و تأثیرگذار، به استحکام درام کمک کردهاند و هرکدام بهاندازه نقش خود، بر بار عاطفی فیلم افزودهاند.
«زندهشور» شاید در ظاهر فیلمی درباره قصاص باشد، اما در لایههای عمیقتر، از امیدی سخن میگوید که حتی در آخرین لحظات نیز خاموش نمیشود. فیلم یادآوری میکند که عدالت بدون انسانیت، معنای کاملی ندارد و گاهی ارزش یک اثر نه در پاسخهایی است که ارائه میدهد، بلکه در پرسشهایی نهفته است که پس از خاموششدن پرده، تا مدتها در ذهن مخاطب باقی میمانند.
در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگری با مسئله مجازات و خشونت مواجه است، «زندهشور» تلنگری برای بازاندیشی در مفهوم عدالت به شمار میرود؛ روایتی تلخ که از مخاطب میخواهد پیش از هر قضاوتی، انسان را ببیند.
در این نسخه، تکرارها حذف شده، استدلالها منسجمتر شدهاند و لحن یادداشت بدون تغییر دیدگاه نویسنده، به استاندارد نقدهای سینمایی فیلمزی نزدیکتر شده است.