دیوید چیس، خالق سریال خانواده سوپرانو (The Sopranos)، پس از آنکه طرح اولیهاش با پاسخ منفی و رد از سوی شبکههای بزرگ تلویزیونی روبهرو شد، برای جلب نظر شبکه اچبیاو (HBO) دست به بازنگری در فیلمنامه قسمت پایلوت زد و صحنههایی از مرگ و قتل را به آن اضافه کرد؛ اقدامی که در نهایت به جلب توجه و همراهی این شبکه منجر شد. این در حالی است که در نسخه ابتدایی این اثر، اساسا هیچگونه صحنه قتلی وجود نداشت و تمام تمرکز داستان تنها بر پایه مناسبات و روابط پیچیده یک رئیس مافیا با مادرش و همچنین چالشهای مربوط به جلسات رواندرمانی او استوار شده بود.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از کولایدر، چیس ایده اولیه این اثر را در سال ۱۹۸۸ میلادی و بر پایه تجربیات زیسته و شخصی خود، بهویژه با تکیه بر رابطه سرد و دوری که با مادرش داشت، شکل داد و پروراند. طبق تصمیم و قصد ابتدایی او، قرار بود این ایده در قالب یک اثر سینمایی با نقشآفرینی رابرت دنیرو و ان بنکرافت تولید شود؛ روایتی که پایانبندی آن بهگونهای طراحی شده بود که در بخش نهایی آن، شخصیت اصلی داستان مادر خود را از طریق خفه کردن به قتل میرساند و ماجرا به این شکل پایان مییافت.
دیوید چیس، خالق سریال خانواده سوپرانو، درباره انتخاب بازیگران رویایی نسخه سینمایی گفت:
«میخواستم رابرت دنیرو و ان بنکرافت را به پروژه بیاورم.»
چهار شبکه بزرگ تلویزیونی به دلیل محدودیتهای موجود در حوزه پخش و همچنین عدم تمایل به داستانی با محوریت یک عضو مافیا که نیازمند مراجعه به روانپزشک است، ایده ارائهشده از سوی او را نپذیرفتند و رد کردند. پس از این اتفاق، چیس با الهام گرفتن از آثار کلاسیکِ دهه ۱۹۳۰ میلادی و فیلم پدرخوانده، اقدام به بازنویسی کامل فیلمنامه کرد و با افزودن عناصر جنایت و مرگ به تاروپود داستان، این اثرِ بازنگریشده را در سال ۱۹۹۷ میلادی به شبکه اچبیاو پیشنهاد داد.
چیس، نویسنده و کارگردان آمریکایی، درباره نگرانی مدیران اچبیاو از قتل خشن قسمت پنجم فصل نخست گفت:
«شما یکی از پویاترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون را خلق کردید و حالا قرار است همهچیز را بر باد بدهید.»
در طول شش فصل، خشونتِ هدفمند به گونهای به تصویر کشیده شد که علاوه بر پیشبرد روند روایت داستانی، به عنوان ابزاری برای تعمیق لایههای روانی عمل کند. این پرداخت حسابشده، پیچیدگیهای شخصیتی کاراکتر تونی سوپرانو را برجستهتر ساخت و بستری فراهم کرد تا ابعاد درونی و روانشناختی این شخصیت با بازی جیمز گاندولفینی، شکلی عمیقتر و دقیقتر به خود بگیرد.
به نظر شما اضافه شدن خشونت به فیلمنامهها به عمق داستان کمک میکند یا فقط ترفندی برای جذب تماشاگر است؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.