انتخاب بنجامین ایوان اینسورث برای نقش لینک در فیلم The Legend of Zelda پس از بازی او در نقش دیرون تارگرین در سریال House of the Dragon حالا بسیار قانعکنندهتر به نظر میرسد. وقتی نینتندو در سال ۲۰۲۵ اینسورث و بو براگاسون را به عنوان لینک و زلدا معرفی کرد، آثار قبلی آنها اطلاعات چندانی برای قضاوت در اختیار مخاطبان قرار نمیداد. حضور اینسورث در «خاندان اژدها» سرانجام تصویر بهتری از توانایی او برای ورود به دنیای هایرول ارائه میدهد.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، این موضوع اهمیت زیادی دارد چون لینک یکی از دشوارترین شخصیتهای بازی برای انتقال به سینماست. در بازیهایی مانند Ocarina of Time، Twilight Princess، Breath of the Wild و Tears of the Kingdom، بازیکنها ساعتها صرف کاوش در هایرول، مبارزه با دشمنان، حل معماها و شکل دادن به مسیر لینک از طریق اقدامات خودشان میکنند. لینک به ندرت خودش را توضیح میدهد، چون نیازی به این کار ندارد؛ بازیکن بخش بزرگی از شخصیت او را در ذهن خودش کامل میکند.
عملکرد اینسورث در نقش دیرون نشان میدهد که او این نکته را درک کرده است. او دیرون را بدون توضیح مداوم شخصیت یا جلب توجه اجباری به خودش، به شخصیتی مستقل تبدیل میکند. همین مهارت میتواند برای ایفای نقش قهرمانی ارزشمند باشد که دههها تفسیر بازیکنها آن را شکل داده است. چالش اصلی این خواهد بود که لینک به شخصیتی کامل تبدیل شود بدون آنکه ویژگیهایی که او را در بازیها محبوب کرده از دست برود.
اینسورث در اواخر سریال «خاندان اژدها» به عنوان دیرون تارگرین معرفی شد، اما خیلی زود خودش را از سایر اعضای خانواده متمایز کرد. دیرون دور از کشمکشهای قدرت مرکزی تارگرینها بزرگ شده و اعتمادبهنفسی دارد که اینسورث هرگز نیازی به بزرگنمایی آن ندارد. او شبیه کسی است که واقعا به وستروس تعلق دارد، نه شخصیتی تصادفی که فقط برای گسترش خطوط داستانی اضافه شده است.
این ویژگی به طور مشخص برای بازی در نقش لینک کاربرد دارد. بازیها به ندرت دیدگاه شخصی لینک را در طول روایت ارائه میدهند. بازیکنها او را از طریق واکنشهایش به خطر، غریبهها و دنیای عجیب اطرافش میشناسند. بازی اینسورث نشان میدهد که او میتواند این ویژگیها را از طریق نحوهی حمل بدن و رفتار شخصیت منتقل کند، نه اینکه همهچیز را مستقیم برای بیننده توضیح دهد.
مزیت بزرگ دیگر تجربهی اینسورث در «خاندان اژدها» این است که او پیش از این وارد یک فرنچایز فانتزی عظیم شده است؛ دنیایی که مخاطبان آن را میشناسند، تاریخش را میدانند و درباره شخصیتهایش نظرات قوی دارند. فیلمسازان «افسانه زلدا» برای نقش لینک کاری بسیار سختتر از پیدا کردن بازیگری دارند که فقط در لباس سبز قانعکننده به نظر برسد.
در بازیها، شخصیت لینک میتواند کمحرف بماند چون بازیکن او را کنترل میکند. انتخابها، حرکات و واکنشهای او بخشی از شخصیت میشوند. فیلم این رابطه را حذف میکند و در نتیجه اجرای بازیگر باید بخش بیشتری از بار شخصیتپردازی را به دوش بکشد. دیالوگ هم پرسش بزرگی درباره نقش لینک در فیلم زلداست. اگر لینک عمدتا ساکت بماند، اینسورث باید از طریق حالات چهره، زبان بدن و واکنشها به هایرول او را جذاب کند. اگر دیالوگ بیشتری به او داده شود، نویسندهها با مشکل دیگری روبهرو میشوند: لینک به صدایی قابل تشخیص نیاز دارد بدون آنکه به یک قهرمان فانتزی کلیشهای دیگر تبدیل شود که اتفاقا شمشیر مستر را در دست دارد.
همچنین هیچ نسخهی واحدی از لینک برای الگوبرداری وجود ندارد. قهرمان جوان Ocarina of Time با لینک Twilight Princess تفاوت دارد و Breath of the Wild و Tears of the Kingdom هم ویژگیهای شخصیتی متمایز خودشان را به او دادهاند. با این حال در سراسر فرنچایز، لینک شجاعت، کنجکاوی، مهربانی و اراده نشان داده است. فیلم باید این هستهی اصلی را حفظ کند و در عین حال به او شخصیت و عمق درونی کافی برای پیش بردن یک فیلم بلند بدهد.
به همین دلیل است که عملکرد اینسورث در نقش دیرون بسیار امیدوارکننده است. او نشان داده که میتواند شخصیت را بدون توضیح بیش از حد منتقل کند. چه لینک زیاد حرف بزند و چه به ندرت سخن بگوید، این مهارت میتواند به اینسورث کمک کند تا او را به شخصیتی محبوب تبدیل کند، نه صرفا آواتار بازیکن که در فیلم «افسانه زلدا» جان گرفته است.
نظر شما درباره انتخاب بنجامین ایوان اینسورث برای نقش لینک چیست؟ آیا بازی او در خاندان اژدها انتظارتان را از فیلم زلدا تغییر داده است؟