به گزارش فیلمزی، روز ملی سینما امسال برای ما در رسانه «فیلمزی»، یک قرار متفاوت بود. قرارِ ملاقات با گنجینهای که بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران را در خود به امانت نگه داشته است.
ما به باغ فردوس در محله تجریش رفتیم. جایی که روزگاری مرکز آموزش فیلمسازی بود و امروز موزه سینما در دل آن قرار دارد.
در این مسیر آقای عسگریان راهنمای موزه با اشراف سینمایی که داشت با گروه همراه شد او درباره شخصیتها، نوع فعالیت، افراد تاثیرگذار سخن گفت و چگونگی رشد سینما را مرحله به مرحله توضیح داد.
برای این معرفی از سالنها و بخشهای مختلف موزه گذر کردیم. تجهیزاتِ فنی سینما از ابتدای شکلگیری سینما تا امروز را تماشا کردیم. از دستگاههای آپارات زغالی تا میز تدوین مویلا که تا همین دو دهه پیش و قبل از ورود تجهیزاتِ دیجیتال وجود داشت را دیدم.
میان پوسترها، دوربینها و وسایل قدیمی، لحظههایی را به نظاره نشستیم که شاید زمانی برای سازندگان آن فقط یک روز معمولی بوده، اما امروز بخشی از تاریخ سینما به شمار میآیند.
در واقع موزه سینما جایی است که گذشته، آنقدر دور به نظر نمیرسد. گاهی یک عکس، یک دوربین یا حتی یک نام، کافی است تا سالها و خاطرهها دوباره زنده شوند.
خاطرهای از صلح در موزه سینما
یادگاری درنای ساداکو بهعنوانِ نشانِ صلح یکی از دیدنیهای موزه در اتاق کودکان و نوجوانان بود.
مهرماه سال ۹۲ یک قطعه درنای دست ساز ساداکو به احمد میرعلایی دبیر بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان توسط رئیس بنیاد ساداکو هدیه شد و این درنا به نشانه صلح و دوستی به موزه سینما اهدا شد و در اتاق کودکان و نوجوانان جانمایی شد.
ساداكو ساساكی نام دختر نوجوان ساكن شهر جنگ زده هیروشیما در ژاپن است كه پس از بمباران اتمی به دلیل تشعشعات اتمی مبتلا به سرطان خون شد. او در سن ۱۲ سالگی افسانه درناهای كاغذی را می شنود كه در این افسانه گفته می شود اگر كسی هزار درنای كاغذی بسازد خدایان یك آرزوی او را برآورده می كنند و بدین سبب تصمیم به ساخت درناهای كاغذی می گیرد، اما پیش از مرگ، تنها ۶۴۴ درنا را با تا كردن كاغذ ساخت.
نام ساداكو به دلیل ساخت این درناهای كاغذی به عنوان نماد دوستی و صلح شناخته میشود.
ما فقط تماشاگر این گذشته نبودیم. زیرا تصمیم گرفتیم به عنوان تیم رسانهای فیلمزی، یادگاری از خود به این خانه قدیمی که حالا بخش مهمی از گنجینه سینما است، اضافه کنیم.
با نوشتن چند جمله، چند یادداشت و چند دستخط که روی کاغذ ماند. تا یادگار حضورمان در روز ملی سینما باشند.
شاید این نوشتهها در برابر آن همه سال تاریخ سینمای ایران، بزرگ نباشند، اما ارزششان در همین است که بخش مهمی از امروز سینما را ثبت کرد.
نسلهایی آمدهاند، فیلمهای ساختهاند، بازی کردهاند، نوشتهاند، عکس گرفتهاند و رفتهاند. ولی سینما هنوز مانده است.
حالا ما هم برای چند ساعت مهمان این خانه بودیم. خانهای که دیوارهای آن پُر از خاطره است و راهروهای آن انگار هنوز صدای آدمهایی را در خود نگه داشته که روزی سینما را زندگی کردهاند.
در روز ملی سینما، به موزه سینما رفتیم تا تاریخ را ببینیم. اما وقتی از آنجا بیرون آمدیم، شاید مهمترین چیزی که با خودمان آوردیم، این بود: سینما فقط آنچه روی پرده میبینیم، نیست. سینما خاطرهای است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
حالا گوشهای از این خاطره، با چند خط دستنوشته، به نام فیلمزی ثبت شده است.
شایسته است از مهماننوازی مسئولان محترم موزه سینما، مدیر موزه، مدیر سینماها، مدیر روابط عمومی و البته سرکار خانم فاطمه محمدی مدیر محترم موزه سینما که مساعدت، همکاری و همراهی کردند مراتب سپاسگزاری را به جای آوریم.
لازم به توضیح است امروز شنبه ۲۱ شهریورماه به نام روز ملی سینما نامگذاری شده است و موزه سینما در راستای آشنایی با گنجینه ارزشمند سینما بازدید از موزه سینما را رایگان اعلام کرده است.