به گزارش فیلمزی، با پایان فصل سوم «سیلو» (Silo)، طرفداران این سریال باید دستکم یک سال برای فصل نهایی صبر کنند. اما دنیای بسته و رازآلود سریال آنقدر جذاب است که میتوان در این فاصله سراغ فیلمهایی رفت که ایدههای مشابهی را دنبال میکنند.
رسانه فیلمزی در این مطلب سراغ آثاری رفته که چنین فضاهایی را به مرکز داستان خود تبدیل کردهاند. از پناهگاههای زیرزمینی و شهرهای محصور گرفته تا سفینههایی که راه بازگشت ندارند.
این آثار نشان میدهند وقتی جهان بیرون دیگر قابل زندگی نیست، انسان برای بقا حاضر است چه چیزی بسازد و چگونه همان پناهگاهی که قرار است نجاتش دهد، میتواند به زندان، آزمایشگاه یا حتی آخرین میدان نبرد او تبدیل شود.
۹ اثر شبیه به سریال «Silo»
۱. «شهر کهربایی»، (City of Ember)
- کارگردان: گیل کنان
- بازیگران: سائورشا رونان، هری ترداوی، بیل موری، مارتین لاندو، تیم رابینز
- سال پخش: ۲۰۰۸
- خلاصه داستان: در آیندهای نامعلوم، گروهی از انسانها پس از وقوع فاجعهای بزرگ شهری عظیم در اعماق زمین میسازند تا بشر برای مدتی محدود در آن زندگی کند. قرار بوده ساکنان پس از مدتی به سطح زمین بازگردند، اما نسلهای بعدی دیگر نمیدانند چرا در زیر زمین زندگی میکنند و حتی اطلاعات مربوط به دنیای بیرون نیز به مرور از بین رفته است. شهر تنها با یک ژنراتور قدیمی کار میکند و وقتی سیستم برق شروع به از کار افتادن میکند، لینا و دون به دنبال راهی برای نجات شهر و کشف مسیر خروج میگردند.
فیلم اقتباسی از جلد اول رمان شهر کهربایی نوشته جین دوپرا است که پس از موفقیت مجموعه کتابها، هالیوود تصمیم گرفت از این مجموعه چندین فیلم تهیه کند.
یکی از نقاط قوت فیلم، طراحی جهان آن است. شهر کهربایی یک جامعه کامل زیرزمینی به نظر میرسد، شهری که نور مصنوعی، لولههای عظیم، ساختمانهای فرسوده و سیستم برق قدیمی آن حس یک تمدن جدا افتاده را ایجاد میکنند. فیلم همچنین فضای ماجراجویانهای دارد که آن را برای مخاطبان جوان و بزرگسال قابل تماشا میکند.
منتقدان از طراحی بصری، دکورها و فضای متفاوت فیلم تمجید کردند، اگرچه واکنشها به داستان و فیلمنامه یکدست نبود اما با شکست تجاری فیلم ساخت قسمتهای بعدی فیلم کنسل شد.
۲. «من مادر هستم»، (I Am Mother)
- کارگردان: گرانت اسپوتور
- بازیگران: کلارا روگارد، هیلاری سوانک، رز بیرن، لوک هاوکر
- سال پخش: ۲۰۱۹
- خلاصه داستان: پس از نابودی بخش بزرگی از بشریت، یک ربات پیشرفته در یک مرکز زیرزمینی وظیفه دارد نسل جدید انسانها را دوباره به وجود بیاورد. دختری که تنها با نام «دختر» شناخته میشود، از کودکی در این مرکز بزرگ شده و تمام جهان او به همان مجموعه محدود است. مادر به او میگوید که جهان بیرون برای انسانها خطرناک و غیرقابل سکونت است. اما ورود ناگهانی زنی زخمی از بیرون، تمام باورهای دختر درباره گذشته بشر و موجودی که او را بزرگ کرده، زیر سؤال میبرد.
فیلمنامه را مایکل لوید گرین نوشت و گرانت اسپوتور آن را کارگردانی کرد. فیلمنامه در سال ۲۰۱۶ در فهرست مشهور بلک لیست (The Black List) قرار گرفت. این فیلم با بودجهای نسبتاً محدود در استرالیا تولید شد و بخش مهمی از موفقیت بصری آن به طراحی دقیق مرکز زیرزمینی مربوط میشود.
چرا فیلم ارزش دیدن دارد؟
فیلم از یک فضای محدود برای بررسی موضوعاتی مثل هوش مصنوعی، مادری، تربیت، اخلاق و آینده بشریت استفاده میکند. طراحی مرکز بسیار دقیق است و فیلم بدون نیاز به لوکیشنهای متعدد، جهان علمیتخیلی نسبتاً بزرگی خلق میکند. همچنین رابطه میان دختر و مادر رباتی، بخش اصلی جذابیت درام فیلم است.
منتقدان از بازی کلارا روگارد، طراحی تولید، جلوههای بصری و ایده مرکزی فیلم استقبال کردند. بسیاری نیز فیلم را به دلیل استفاده از یک فضای کوچک برای طرح پرسشهای بزرگ درباره هوش مصنوعی و آینده انسان تحسین کردند.
۳. «پنهان»، (Hidden)
- کارگردان: مت دافر و راس دافر
- بازیگران: الکساندر اسکارشگورد، آندریا رایزبورو، امیلی الین لیند
- سال پخش: ۲۰۱۵
- خلاصه داستان: یک خانواده مدت زیادی است در یک پناهگاه زیرزمینی زندگی میکنند. آنها معتقدند موجوداتی خطرناک در سطح زمین زندگی میکنند و بیرون رفتن میتواند مرگبار باشد. پدر و مادر تمام تلاش خود را میکنند تا دخترشان را در این محیط محدود زنده نگه دارند، اما به تدریج مشخص میشود که حقیقت اتفاقی که برای جهان افتاده، پیچیدهتر از چیزی است که خانواده تصور میکند.
فیلم توسط مت و راس دافر نوشته و کارگردانی شد. این دو برادر بعدها با ساخت چیزهای عجیب (Stranger Things) به شهرت جهانی رسیدند.
بخش قابل توجهی از داستانِ «پنهان»، در فضای زیرزمینی اتفاق میافتد. نقطه قوت در نحوه ارائه اطلاعات است. فیلم از ابتدا همه چیز را توضیح نمیدهد و مخاطب مجبور است از رفتار شخصیتها و جزئیات محیط بفهمد چه اتفاقی افتاده است. فضای محدود نیز باعث شده فیلم حس خفگی و اضطراب دائمی داشته باشد.
واکنش منتقدان نسبت به فیلم متفاوت بود، اما فضای رازآلود، اجرای بازیگران و ایده مرکزی آن مورد توجه قرار گرفت. فیلم همچنین به دلیل اینکه اولین تجربه بلند سینمایی برادران دافر بود، بعدها برای علاقهمندان به آثار آنها اهمیت بیشتری پیدا کرد.
۴. «خیابان کلاورفیلد ۱۰»، (Cloverfield Lane ۱۰)
- کارگردان: دن تراختنبرگ
- بازیگران: مری الیزابت وینستد، جان گودمن، جان گالاگر جونیور
- سال پخش: ۲۰۱۶
- خلاصه داستان: میشل پس از یک تصادف از خواب بیدار میشود و خود را در یک پناهگاه زیرزمینی پیدا میکند. مردی به نام هاوارد به او میگوید که جهان بیرون در اثر یک حادثه فاجعهبار دیگر قابل سکونت نیست.
میشل نمیداند آیا باید حرف او را باور کند یا نه. هرچه زمان میگذرد، شک او نسبت به هاوارد بیشتر میشود و تلاش میکند بفهمد واقعا در بیرون چه اتفاقی افتاده است. فیلمنامه اولیه با نام زیرزمین (The Cellar) نوشته شده بود و فیلم در ابتدا قرار نبود قسمت دیگری از مجموعه کلاورفیلد (Cloverfield) باشد.
دن تراختنبرگ کارگردانی فیلم را بر عهده گرفت و بخش عمده فیلم در دکور یک پناهگاه زیرزمینی ساختهشده در نیواورلئان فیلمبرداری شد.
بزرگترین نقطه قوت فیلم، ایجاد تعلیق با حداقل اطلاعات است. تماشاگر تقریبا به اندازه میشل درباره دنیای بیرون اطلاعات دارد و نمیداند به کدام شخصیت اعتماد کند. جان گودمن نیز یکی از بهترین اجراهای دوران کاری خود را در نقش هاوارد ارائه میدهد.
فیلم با استقبال بسیار خوبی روبهرو شد. منتقدان بازی مری الیزابت وینستد و جان گودمن، کارگردانی دن تراختنبرگ و فضای پرتنش فیلم را تحسین کردند. فیلمنامه نیز به دلیل حفظ تعلیق و ارائه تدریجی اطلاعات مورد توجه قرار گرفت.
۵. «پاندوروم»، (Pandorum)
- کارگردان: کریستیان آلوارت
- بازیگران: دنیس کواید، بن فاستر، کم جیگاندت، آنتیه تراوه
- سال پخش: ۲۰۰۹
- خلاصه داستان: دو فضانورد در سفینهای عظیم از خواب طولانی بیدار میشوند، اما حافظهشان را از دست دادهاند. سفینه آسیب دیده و آنها نمیدانند چه مدت گذشته یا چه اتفاقی برای سایر سرنشینان افتاده است.
در حالی که آنها در بخشهای مختلف سفینه حرکت میکنند، متوجه میشوند چیزی خطرناک در این محیط بسته وجود دارد و گذشته سفینه نیز بسیار تاریکتر از چیزی است که تصور میکردند.
نام فیلم از اختلال روانی خیالی «پاندوروم» میآید. وضعیتی که در داستان با علائمی مانند بیخوابی، توهم، ترس و از دست دادن کنترل ذهنی ارتباط دارد که پس از پایان فیلم و پیچش داستانی آخر متوجه انتخاب این اسم میشود.
فضای سفینه، طراحی تولید و حس ناشناخته بودن محیط از نقاط قوت اصلی اثر است. تماشاگر همراه شخصیتها وارد سفینه میشود و اطلاعات مربوط به آن را مرحلهبهمرحله کشف میکند. همچنین ترکیبی از علمیتخیلی، ترس و تریلر روانشناختی ارائه میدهد.
با وجود عدم استقبال از فیلم در زمان اکران، این فیلم بعدها در میان علاقهمندان علمیتخیلی و ترسناک به عنوان اثری کالت جایگاه بهتری پیدا کرد.
۶. «آنیارا»، (Aniara)
- کارگردان: پلا کاگرمن و هوگو لیلیا
- بازیگران: امیلی یونسون، بیانکا کرویتس، یاکوب اوترگرن
- سال پخش: ۲۰۱۸
- خلاصه داستان: در آینده، زمین دیگر قابل سکونت نیست و سفینهای عظیم مسافران را به سمت مریخ منتقل میکند.
سفینه در اصل قرار است مسافران را در یک سفر نسبتا طولانی جابهجا کند، اما یک حادثه باعث میشود از مسیر خود خارج شود و دیگر امکان بازگشت وجود نداشته باشد.
مسافران به تدریج متوجه میشوند که ممکن است برای همیشه در فضا سرگردان باشند و مجبورند جامعهای جدید درون سفینه تشکیل دهند. ساخت و شکلگیری فیلم: فیلم اقتباسی از شعر حماسی آنیارا (Aniara) اثر هری مارتینسون است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. کارگردانان تلاش کردند اثر ادبی را به یک فیلم علمیتخیلی واقعگرایانه تبدیل کنند و به جای تمرکز بر اکشن، تأثیر روانی و اجتماعی یک سفر بیپایان را بررسی کنند.
فیلم بیشتر از اینکه درباره هیجان سفر فضایی باشد، درباره روان انسان و فروپاشی تدریجی امید است. سفینه به تدریج از یک وسیله حملونقل به یک جامعه مستقل تبدیل میشود و فیلم نشان میدهد انسانها چگونه برای کنار آمدن با یک وضعیت غیرقابل تغییر، معنا و سرگرمی و حتی باورهای جدید ایجاد میکنند.
فیلم برای فضای فلسفی، بازیها، طراحی تولید و نگاه متفاوتش به ژانر علمیتخیلی تحسین شد. آنیارا همچنین در جوایز گولدباگ سوئد موفق به دریافت جوایزی از جمله بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن شد.
۷. «تیاچایکس ۱۱۳۸»
- کارگردان: جورج لوکاس
- بازیگران: رابرت دووال، مگی مکاومی، دونالد پلیزنس، ایان ولف
- سال پخش: ۱۹۷۱
- خلاصه داستان: در آیندهای دور، انسانها در یک جامعه زیرزمینی و کاملا کنترلشده زندگی میکنند. مردم با شماره شناخته میشوند و مصرف دارو، کار، روابط و رفتار اجتماعی آنها تحت کنترل سیستم است. تیاچایکس ۱۱۳۸ به تدریج نسبت به این زندگی دچار تردید میشود و پس از شکل گرفتن یک رابطه ممنوعه، شروع به زیر سؤال بردن قوانین و ساختاری میکند که تمام زندگی او را کنترل کرده است.
این فیلم نسخه بلندشده فیلم دانشجویی جورج لوکاس، یعنی (Electronic Labyrinth: THX ۱۱۳۸ ۴EB) است . فرانسیس فورد کوپولا تهیهکننده فیلم بود و پروژه در شرکت آمریکایی زئوتروپ شکل گرفت.
بعدها جرج لوکاس به مانند فیلمهای استاروارز این فیلم را با جلوههای ویژه رایانهایی به آن صورت که میخواست تغییر داد.
فیلم بیشتر از اینکه یک داستان علمیتخیلی معمولی باشد، یک تجربه بصری و اجتماعی است. معماری سفید و سرد، صداگذاری، طراحی صنعتی و حذف تدریجی فردیت باعث میشوند جهان فیلم حس غیرانسانی و کنترلشدهای داشته باشد.
فیلم در زمان اکران واکنش تجاری قدرتمندی نداشت، اما به مرور به یکی از آثار مهم علمیتخیلی دهه ۱۹۷۰ تبدیل شد و منتقدان بعدها از سبک بصری، طراحی صدا و نگاه پیشروانه آن به کنترل اجتماعی و فناوری تقدیر کردند.
۸. «فرار لوگان»، (Logan’s Run)
- کارگردان: مایکل اندرسون
- بازیگران: مایکل یورک، جنی آگاتر، ریچارد جردن، پیتر اوستینوف
- سال پخش: ۱۹۷۶
- خلاصه داستان: در آینده، انسانها در شهری پیشرفته و کنترلشده زندگی میکنند. تمام جنبههای زندگی شهروندان توسط سیستم تنظیم شده و هیچکس اجازه ندارد از سن مشخصی بیشتر عمر کند.
لوگان یکی از مأمورانی است که وظیفه اجرای قوانین را دارد، اما به تدریج نسبت به نظامی که خودش بخشی از آن است دچار تردید میشود. او در نهایت تصمیم میگیرد درباره حقیقت جهان خود تحقیق کند و از جامعهای که تمام عمر در آن زندگی کرده فرار کند.
فیلم بر اساس رمان فرار لوگان (Logan’s Run) نوشته ویلیام اف. نولان و جورج کلیتون جانسون ساخته شد. تولید فیلم در دورهای انجام شد که جلوههای ویژه دیجیتال هنوز وجود نداشت و برای ساخت شهر آینده، دکورهای عظیم و مدلهای مینیاتوری به کار رفتند.
یکی از جذابترین بخشهای فیلم طراحی جهان آینده است. فیلم جامعهای میسازد که در ظاهر کامل و بدون مشکل به نظر میرسد، اما قوانین آن در واقع کنترل شدیدی بر زندگی انسانها اعمال میکنند. فیلم همچنین از نظر طراحی تولید و جلوههای بصری برای زمان خودش اثر قابل توجهی بود.
فرار لوگان (Logan’s Run) موفق شد جایزه اسکار بهترین جلوههای بصری را دریافت کند. در سالهای بعد نیز به عنوان یکی از فیلمهای شاخص علمیتخیلی دهه ۱۹۷۰ شناخته شد.
۹. «شکاف»، (The Divide)
- کارگردان: زاویه ژان
- بازیگران: لورن جرمن، مایکل بیهن، مایلو ونتیمیلیا، کورتنی بی. ونس
- سال پخش: ۲۰۱۱
- خلاصه داستان: پس از یک حمله هستهای، گروهی از مردم خود را به زیرزمین یک ساختمان میرسانند و در پناهگاهی محبوس میشوند. آنها ابتدا تصور میکنند این مکان میتواند آنها را از فاجعه بیرون حفظ کند، اما با گذشت زمان منابع غذایی و آب کاهش پیدا میکند و مشخص نیست چه زمانی امکان خروج وجود خواهد داشت.
فشار روانی، ترس و کمبود منابع باعث میشود روابط میان افراد به تدریج فروبپاشد و پناهگاهی که قرار بود محل نجات باشد، به محیطی خطرناک تبدیل شود.
«شکاف» بیش از اینکه درباره خود فاجعه هستهای باشد، درباره رفتار انسانها در شرایط غیرانسانی است. هرچه منابع کمتر میشوند، مرزهای اخلاقی شخصیتها نیز تغییر میکند و فیلم به یک مطالعه تاریک درباره ترس، قدرت و فروپاشی اجتماعی تبدیل میشود.
بازی مایکل بیهن و رویکرد بیرحمانه فیلم به فروپاشی اجتماعی مورد توجه منتقدان قرار گرفت. فیلم بعدها میان علاقهمندان ژانر آخرالزمانی و تریلرهای بقا مخاطبان خاص خود را پیدا کرد.