فیلم سینمایی در گونه ترسناک با عنوان «درختها تماشا میکنند (Trees Are Watching)» به کارگردانی بهمن قبادی، در چارچوب برنامههای بخش سنترپیس در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد. تهیهکنندگی اجرایی این اثر سینمایی بر عهده مارتین اسکورسیزی، خالق فیلم سینمایی «راننده تاکسی»، بوده است. این فیلم هراسانگیز که اوا گرین در آن به ایفای نقش پرداخته است، بر اساس یک افسانه کردی روایت میشود و به ماجرای ترسناک تناسخ انسانها در قالب و کالبد درختان میپردازد؛ ماجرایی که در ادامه داستان، به روند تبدیل شدن این درختان تجسدیافته به وسایل و مبلمان خانگی و سرنوشت آنها ختم میشود.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از ورایتی، ماجرا با بازگشت به گذشته و گفتوگوی سه دختر نوجوان کرد در ماردین ترکیه درباره باوری خرافی آغاز میشود. سالها بعد دریا با نقشآفرینی گرین همراه دختر ناشنوا و غیرکلامی خود کانی با بازی نوا کوش برای انجام پژوهشهای مردمشناسی به منطقه بازمیگردد. کوش بازی چشمگیری ارائه میدهد و حس وحشت داستان با شنیدن صداهای ترسناک از سمعک او قوت میگیرد.
دریا خانهای مدرن را در محل زندگی دوستان دوران کودکیاش، نیهال و اسپین، اجاره کرده است که دو درخت کهنسال بیرون آن قرار دارند. سگ دریا رفتاری پرخاشگرانه نسبت به یک صندلی منبتکاریشده نشان میدهد و کانی ادعا میکند صندلی حرکت کرده است. شیء مذکور بهتدریج به تجسم روحی از گذشته دریا تبدیل میشود و خاطرات کودکی دوستانش را در فلاشبکها به تصویر میکشد.
چالشهای دریا در نقش والد با گذشته مادر بحرانزده دو خواهر پیوند میخورد؛ هرچند فیلمنامه مجال کافی به شکوفایی این ارتباط مضمونی نمیدهد. اثر با اتکا به تصاویر هوش مصنوعی مولد تلاش میکند باورهای عامیانه و رویاها را بازسازی کند. نماهای معرف و هوایی خودروی دریا در امتداد جادهای با درختان قطعشده نیز به همین شیوه تولید شدهاند که تناقضی آشکار با شعارهای زیستمحیطی داستان دارد.
مسئولیت فیلمبرداری این اثر بر عهده صبا مظلوم و تورج اصلانی بوده است؛ مدیران فیلمبرداری که با اجرای نماهای بلند و بادوام و همچنین بهرهگیری از زاویه دید از بالای سر، موفق شدهاند حس تعلیق بصری مناسب و اثرگذاری را در پیشگاه مخاطب خلق کنند. با وجود این نقاط قوت، استفاده گسترده و فراگیر از بافتهای تصویری دیجیتال و فاقد کیفیت لازم، به عواطف و لایههای انسانی کار آسیب زده و بخش عمدهای از دستاوردهای فنی گروه تولید را کماثر کرده است. از سوی دیگر، اصرار اثر بر ارائه پایانبندیهای متوالی و بازگو کردن پیدرپی و غیرضروری رازهای داستان، ریتم اثر را فرسایشی کرده و روایت را تا سطح کلافی خستهکننده و شبیه به اجرای مکانیکیِ دستورهای متنیِ کامپیوتری تنزل داده است.
نظر شما درباره استفاده از هوش مصنوعی تصویری در سینما و حضور چهرههای سرشناس در چنین پروژههایی چیست؟