کتاب جدیدی با عنوان Stranded on Earth: How Night Skies Became E.T. the Extra-Terrestrial به قلم مکس اوری، پرده از خاستگاه شگفت‌انگیز و تاریک اثر کلاسیک سال ۱۹۸۲ برمی‌دارد. پروژه‌ی سینمایی تحسین‌شده‌ی استیون اسپیلبرگ در ابتدا قرار بود دنباله‌ای بسیار ترسناک و دلهره‌آور برای فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم (Close Encounters of the Third Kind)» باشد و Night Skies نام داشت.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از SYFY، کتاب پیش‌رو از انتشارات 1984Publishing مصاحبه‌های دست‌اول متعددی با عوامل تولید هر دو پروژه را شامل می‌شود و مسیر تبدیل یک داستان هجوم بیگانگان متخاصم به یک اثر خانوادگی و احساسی را با جزئیات کامل بازگو می‌کند.

مکس اوری درباره‌ی انگیزه‌ی خود از نگارش اثر گفت:

«همیشه مجذوب Night Skies بودم، زیرا وقتی پای این ژانر در میان باشد، طبعی تاریک‌تر و بدبینانه‌تر دارم. این ایده که روی دیگر سکه‌ی E.T.، یعنی یکی از احساسی‌ترین بلاک‌باسترهای تاریخ سینما، چنین چیزی بوده، همواره برایم جذابیت داشت. یک روایت رسمی و شرکتی درباره‌ی E.T. وجود دارد که آن را فیلمی جادویی برای تحت تاثیر قرار دادن قلب همگان معرفی می‌کند، و یک حقیقت تجاری و پرجزئیات هم است که کتاب من بیشتر به آن می‌پردازد.»

داستان شکل‌گیری این ایده به سال ۱۹۵۵ و حادثه‌ی مشهور مزرعه‌ی کلی-هاپکینزویل در کنتاکی بازمی‌گردد که ادعا می‌شد موجوداتی شرور از فضا به آن حمله کرده‌اند. مکس اوری در این مورد گفت:

«چه این ماجرا را باور کنید چه نه، تاثیر فرهنگی آن زلزله‌وار بود. اصطلاح مردان کوچک سبزپوش از همان‌جا آمد و ایده‌ی بیگانگان غیرصلح‌طلب شکل گرفت. این واقعه برای بسیاری از افراد، تعریف تجربه‌ی رویارویی با موجودات فضایی را تغییر داد.»

فیلم‌نامه‌ی اولیه‌ی Night Skies را جان سیلس نوشت و ران کاب برای کارگردانی و ریک بیکر برای طراحی جلوه‌های ویژه‌ی مکانیکی و عروسک‌ها انتخاب شدند. مکس اوری با اشاره به یادداشت‌های برجامانده از کارگردان مشهور گفت:

«یادداشت‌های اسپیلبرگ روی فیلم‌نامه را در دست داریم. او جان را ترغیب می‌کرد که فراتر برود و می‌گفت بیایید حسابی زهرچشم بگیریم و مردم را تا سرحد مرگ بترسانیم. او آشکارا این غرایز تاریک را در خود داشت.»

تغییر مسیر اصلی هنگام ساخت فیلم «مهاجمان صندوقچه‌ی گمشده (Raiders of the Lost Ark)» رخ داد، جایی که اسپیلبرگ به همراه ملیسا متیسون تصمیم گرفت بخش پایانی سناریو یعنی جا ماندن یک موجود فضایی مهربان روی زمین را به ایده‌ای مستقل تبدیل کند. مکس اوری درباره‌ی دلایل اقتصادی این تصمیم گفت:

«عاشق این موضوع هستم که بخش زیادی از E.T. فقط به دلیل صرفه‌جویی مالی شکل گرفت؛ مثلا با خود گفتند ما نمی‌خواهیم پول ساخت پنج موجود فضایی را بدهیم، فقط یکی می‌خواهیم.»

اسپیلبرگ پیش از این به‌دلیل عبور از سقف بودجه در پروژه‌هایی چون «آرواره‌ها (Jaws)»، «برخورد نزدیک از نوع سوم» و فیلم «۱۹۴۱ (1941)» شهرت داشت و مدیران کلمبیا پیکچرز تمایلی به ادامه‌ی این پروژه نداشتند، بنابراین یونیورسال پیکچرز حقوق ساخت آن را تصاحب کرد. مکس اوری درباره‌ی شک و تردیدهای استودیو گفت:

«آن‌ها واقعا تمایلی به ساخت E.T. نداشتند. استودیو فقط برای جلب رضایت اسپیلبرگ این کار را پذیرفت اما هیچ اشتیاقی نداشت. در ابتدای تابستان ۱۹۸۲ این فیلم پایین‌ترین پیش‌بینی فروش را داشت و در ابتدا قرار بود فقط در حدود ۵۰۰ سالن سینما اکران شود. آن‌ها تقریبا هیچ برنامه‌ی بازاریابی خاصی برای آن تدارک ندیده بودند. سپس پیش‌نمایش‌ها شروع شد و با خود گفتند خدای من، با چه پدیده‌ای روبرو هستیم؟»

نویسنده‌ی کتاب همچنین تأکید کرد که ایده‌ها و طرح‌های Night Skies هدر نرفت و بخش عمده‌ی آن‌ها در فیلم‌های بعدی نظیر «ارواح خبیثه (Poltergeist)» و «گرملین‌ها (Gremlins)» استفاده شد. علاوه بر این، کتاب استدلال می‌کند که طراحی عروسک برنده اسکار توسط کارلو رامبالدی تا حد زیادی از کارهای اولیه‌ی ریک بیکر الهام گرفته شده است. این اثر پژوهشی در تاریخ ۲۷ اکتبر به‌طور رسمی منتشر خواهد شد.

آیا ترجیح می‌دادید نسخه‌ی ترسناک و دلهره‌آور نایت اسکایز ساخته می‌شد یا همین نسخه‌ی احساسی و کلاسیک ای‌تی را ترجیح می‌دهید؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.