فیلم «جیغ (Scream)» ساختهی وس کریون یکی از جریانسازترین آثار تاریخ سینمای وحشت به شمار میرود. گرچه بخش عمدهای از زمان و بودجهی تولید صرف سکانس پایانی شد، اما صحنهی افتتاحیهی فیلم همان لحظهی سرنوشتسازی بود که این اثر را از یک فیلم اسلشر معمولی به یک پدیدهی ماندگار در فرهنگ عامه تبدیل کرد.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، ساختارشکنی کریون در صحنهی تماس تلفنی ابتدایی فیلم، الگوی سنتی تعقیب و گریزهای سریع و قتلهای بیمقدمه را کنار گذاشت. کارگردان در این صحنه بهجای پرتاب سریع مخاطب به دل خشونت، نوعی رابطهی پرتنش میان قاتل و قربانی برقرار کرد که با الهام از فضای تعلیق فیلم «سکوت برهها (The Silence of the Lambs)» شکل گرفته بود.
طرح سوال مشهور «فیلم ترسناک مورد علاقهات چیه؟» و پیشبرد تدریجی مکالمه، شخصیتپردازی قاتل را در همان دقایق نخست پیریزی کرد. حضور درو بریمور در کانون این صحنه و تمرکز کمپین تبلیغاتی روی نقش او، ضربهی نهایی را به غافلگیری بزرگی تبدیل کرد که ادراک عمومی از قواعد ژانر وحشت را به چالش کشید.
فرآیند تولید و ساخت بخشهای پایانی این اثر سینمایی نیز با چالشها و دشواریهای فنی پیچیدهای همراه بود؛ بهگونهای که ضبط و فیلمبرداریِ سکانس مهمانی پایانی در روندی فشرده طی ۲۱ شب متوالی و پیاپی انجام گرفت و در نهایت، بخش قابلتوجهی معادل ۴۲ دقیقه از کل مدتزمانِ ۱۱۲ دقیقهای فیلم را به خود اختصاص داد. در همین راستا، متیو لیلارد، بازیگر فیلم جیغ، در جریان حضور در گردهمایی طرفداران این اثر گفت:
«ما شبها فیلمبرداری میکردیم، بنابراین زندگی شبانه داشتیم. همچنین در آن زمان فقط یک دوربین در اختیار داشتیم؛ مجبور بودید برای هر زاویه و هر تنظیمات، چندین بار برداشت انجام دهید. آن سکانس واقعا بیرحمانه بود و در حافظهی من برجسته مانده است.»
رویکرد خودآگاهانهای که در فیلم «جیغ (Scream)» به کار گرفته شد، مسیر و افقهای تازهای را پیش روی فیلمسازان این عرصه گشود و بستر لازم را برای شکلگیری و ساخت آثاری همچون «کلبهای در جنگل (The Cabin in the Woods)» مهیا کرد. این تحول سبب شد سینمای ترسناک بیش از هر زمان دیگری به بازنگری، نقد و ارزیابی مجدد الگوها و قواعد ساختاری خویش روی آورد و چارچوبهای متداول خود را به چالش بکشد.
به نظر شما کدام ویژگی صحنهی افتتاحیه جیغ بیشترین تاثیر را روی بیننده میگذارد؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.