به گزارش فیلمزی، رقص در سینما می‌تواند در خدمت اثر باشد و حتی بخشی از شخصیت‌پردازی را شکل دهد؛ همان‌طور که بازی اکبر عبدی در «اجاره‌نشین‌ها» نمونه موفقی از این کارکرد است. اما آیا حرکات موزون در فیلمی مانند «خانم والده» نیز همین نقش را دارند؟

رقص می‌تواند بخشی از زبان سینما باشد، اما وقتی جای شوخی، شخصیت‌پردازی و میزانسن را می‌گیرد، دیگر عنصری در خدمت فیلم نیست؛ بلکه به میان‌بُری برای خنداندن مخاطب تبدیل می‌شود.

رقص در «اجاره‌نشین‌ها» چه مفهومی داشت؟

در فیلم داریوش مهرجویی، نمی‌توان صحنه‌های رقص را از کلیت اثر جدا کرد و گفت فیلم برای چند دقیقه متوقف می‌شود تا بازیگران تماشاگر را بخندانند. رقص با جهان آشفته و پرهیاهوی فیلم کاملاً هماهنگ است؛ جهانی متشکل از آدم‌هایی که در ساختمانی فرسوده کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و مدام نظم یکدیگر را به هم می‌ریزند.

رقص، سروصدا، دعوا، غذاخوردن و رفت‌وآمد جمعی، همگی بخشی از کمدی فیزیکی و ریتم شلوغ «اجاره‌نشین‌ها» هستند.

اگر رقص را از فیلم حذف کنیم، صرفا یک شوخی از بین نرفته؛ بخشی از شخصیت آن جمع و فضای حاکم بر فیلم نیز حذف شده است.

بنابراین حضور رقص در کمدی اتفاق تازه‌ای نیست. مسئله مهم‌تر این است که رقص چه نسبتی با قصه، شخصیت و جهان فیلم دارد.

رقص «خانم والده»؛ سکانسی برای اینستاگرام؟

این نسبت در «خانم والده» شکل متفاوتی پیدا می‌کند. حرکات موزون را می‌توان از فیلم حذف کرد، بی‌آنکه خللی جدی در روایت یا شخصیت‌پردازی ایجاد شود. رقص در اینجا بیش از آنکه از دل داستان بیرون بیاید، شبیه قطعه‌ای مستقل است که قابلیت جداشدن از فیلم و انتشار در تیزرها و شبکه‌های اجتماعی را دارد.

همین‌جا مرز میان استفاده از رقص به‌عنوان ابزار سینمایی و تبدیل آن به عنصری برای جلب توجه مشخص می‌شود.

وقتی فیلم به‌جای ساخت موقعیت کمیک، طراحی شوخی یا توسعه شخصیت‌ها روی ترکیبی از موسیقی، حرکات اغراق‌شده و جذابیت چهره‌های آشنایی چون رضا عطاران و عباس جمشیدی‌فر حساب می‌کند، رقص دیگر مکمل کمدی نیست؛ خودش قرار است جای کمدی را بگیرد.

ابتذال نیز الزاماً از خود رقص نمی‌آید. مسئله زمانی به ابتذال نزدیک می‌شود که سینما به ساده‌ترین محرک برای گرفتن واکنش فوری از مخاطب تقلیل پیدا کند؛ یعنی به‌جای آنکه تماشاگر به یک موقعیت، شخصیت یا ایده کمیک بخندد، چند حرکت آشنا وظیفه خنداندن او را برعهده بگیرند.

البته چنین انتخابی از منظر تبلیغاتی قابل فهم است. چند ثانیه رقص رضا عطاران یا عباس جمشیدی‌فر بسیار راحت‌تر از یک شوخی وابسته به روایت در اینستاگرام دست‌به‌دست می‌شود. مخاطب برای فهم آن نیازی به شناخت داستان ندارد و کلیپ می‌تواند مستقل از فیلم دیده شود.

به همین دلیل، بعضی از این صحنه‌ها را می‌توان محصول «اقتصاد کلیپ» دانست؛ سکانس‌هایی که فقط برای پرده سینما ساخته نشده‌اند، بلکه از ابتدا ظرفیت بریده‌شدن، تبدیل‌شدن به تیزر و وایرال‌شدن در شبکه‌های اجتماعی را هم با خود دارند.

تفاوت «اجاره‌نشین‌ها» و «خانم والده» نیز شاید دقیقاً همین‌جا باشد: در اولی شخصیت‌ها می‌رقصند چون جهان فیلم اقتضا می‌کند؛ در دومی گاهی به نظر می‌رسد فیلم متوقف می‌شود تا بازیگران برقصند.