فیلم سینمایی Tenzing با بازی تام هیدلستون، ضمن وفاداری به فتح قلهی اورست در سال ۱۹۵۳ میلادی، تغییراتی هدفمند در وقایع ثبتشده ایجاد کرده است.
فیلم زندگینامهای تنزینگ به کارگردانی جنیفر پیدوم و نویسندگی لوک دیویس، پس از اکران محدود در سینماها روی پلتفرم اپل تیوی منتشر شد و توجه علاقهمندان سینما را به خود جلب کرد. فیلمنامهی این اثر روی شخصیت تنزینگ نورگی با بازی گندن فونتسوک تمرکز دارد؛ یکی از دو فردی که نخستینبار در سال ۱۹۵۳ میلادی به بلندترین نقطهی کرهی زمین رسیدند. تام هیدلستون نیز در نقش ادموند هیلاری، کوهنورد نامدار نیوزیلندی، ایفای نقش میکند.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از اسکرینرنت، سازندگان اثر تلاش کردهاند تا دههها حاشیهنشینی نقش تنزینگ در این صعود تاریخی را جبران کنند و روایتی دقیق با تکیه بر اسناد معتبر تاریخی ارائه دهند. اثر نهایی توانسته ابعاد احساسی و معنوی این سفر اکتشافی را بازتاب دهد، هرچند تفاوتهای قابل توجهی میان نسخهی سینمایی و اسناد ثبتشده به چشم میخورد.
نخستین تفاوت بارز به صحنهی فتح قله بازمیگردد. بر اساس شواهد تاریخی و اعترافاتی که سالها بعد منتشر شد، هیلاری نخستین فردی بود که پا بر فراز اورست گذاشت. اثر جدید به جای تمرکز بر تقدم زمانی افراد، هیلاری و تنزینگ را شانه به شانهی یکدیگر در حال گام برداشتن به سوی بلندترین نقطه نشان میدهد تا دستاورد مشترک و پیوند عاطفی میان این دو کوهنورد برجسته شود.
تفاوت بعدی به مشاهدات بالای قله مربوط است. هیلاری در مستندات واقعی به جستوجوی نشانهای از دو کوهنورد ناپدیدشده در سال ۱۹۲۴ میلادی پرداخته بود.
ادموند هیلاری، کوهنورد بریتانیایی، گفت:
«ناگزیر افکارم به سمت مالوری و اروین معطوف شد. با امیدی اندک، به اطراف نگاه کردم تا شاید نشانهای از رسیدن آنها به قله پیدا کنم، اما چیزی ندیدم.»
فیلم این جستوجو را حذف کرده و تمرکز خود را روی شادمانی و جشن صعود گذاشته است. شخصیتپردازی سرهنگ جان هانت با بازی امیل شرمن نیز دستخوش تغییر شد. فیلم رویکردی نظامی و کمتوجه به ارزش فنی تنزینگ را از هانت به تصویر میکشد، در حالی که اسناد تاریخی چیز دیگری میگویند.
جورج بند، عضو گروه صعود اورست، گفت:
«همواره قصد هانت این بود که در صورت امکان، یک شرپا را به عنوان راهی برای قدردانی از سهم ارزشمند آنها در موفقیت این صعودها، در یکی از تیمهای فتح قله بگنجاند. تنزینگ با عملکرد سال گذشتهی خود در کنار لمبرت، پتانسیل خود برای رسیدن به قله را ثابت کرده بود.»
مقیاس کاروان اعزامی نیز در اقتباس سینمایی کاهش یافته است. منابع تاریخی از حضور نزدیک به ۳۵۰ باربر محلی در جریان این عملیات بزرگ سخن میگویند، اما فیلم گروه بسیار کوچکتری را نشان میدهد تا هستهی مرکزی درام صمیمیتر به نظر برسد.
به نظر شما تغییر جزئیات تاریخی برای پررنگ کردن شراکت کوهنوردان یا افزودن بار دراماتیک پذیرفتنی است، یا ترجیح میدهید سینما کاملا به واقعیت پایبند بماند؟