برد برد منطق نهفته در پس طراحی قدرتهای ابرقهرمانی انیمیشن شگفتانگیزان را بر پایه کهنالگوهای اعضای خانواده تشریح کرد.
پیکسار انیمیشنهای متعددی با محوریت پیوندهای خانوادگی تولید کرده، اما کمتر اثری توانسته مانند انیمیشن «شگفت انگیزان (The Incredibles)» این مفهوم را در قالب داستانهای ابرقهرمانی به نمایش بگذارد. فیلم نخست محصول سال ۲۰۰۴ که ماجرای خانوادهای ناچار به پنهانسازی تواناییهای خود را روایت میکند، موفق به کسب جایزهی اسکار بهترین انیمیشن شد و در بخش بهترین فیلمنامهی غیراقتباسی نیز نامزدی به دست آورد. برد برد پس از شکست تجاری انیمیشن «غول آهنی (The Iron Giant)»، ایدهی اثر را به همراه بخش بزرگی از عوامل به پیکسار آورد و پس از ساخت قسمت دوم در ژوئن ۲۰۱۸، روند تولید قسمت سوم را برای اکران در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۸ (۲۷ خرداد ۱۴۰۷) آغاز کرده است.
بهگزارش فیلمزی و به نقل از Comic Baiscs، جزئیات دیدگاه برد دربارهی منطق طراحی تواناییهای ابرقهرمانی خانوادهی پار بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. سازندهی اثر بارها تصریح کرده که هر کدام از قدرتها نمادی دقیق از نقش فرد در ساختار خانه هستند. او که خود پدر ۳ فرزند پسر است، تجربیات شخصیاش را مبنای طراحی روابط درونخانواده قرار داد تا والدین و کودکان بتوانند همزمان موقعیتهای روزمرهی زندگی را در قالب شوخیهای اثر شناسایی کنند.
برد برد، کارگردان و نویسندهی سرشناس پیکسار، در گفتوگو با برنامهی رادیویی فرشایر (Fresh Air) در انپیآر گفت:
«از پدرها انتظار میرود قوی باشند، بنابراین باب به قدرت بدنی فوقالعاده مجهز شد، درحالیکه مادرها مدام از جهات بیشماری تحت فشار و کشش قرار دارند، پس هلن قابلیت کشسانی پیدا کرد. نوجوانها تمایل دارند ناامن و تدافعی عمل کنند؛ به همین دلیل وایولت نامرئی میشود و میدانهای نیرو میسازد. پسربچههای دهساله نیز بستههایی پر از انرژی هستند که مدام حرکت میکنند تا خالی شوند و این موضوع به سرعت مافوق صوت دش تبدیل شد. نوزادان ناشناختههای بزرگی هستند، پس جکجک میتواند هر چیزی شود؛ از یک رهبر آیندهی جهان تا موضوعی بسیار معمولیتر.»
دلیل اصلی دستنخورده ماندن سن و سال شخصیتها در دنبالهها، وابستگی مستقیم تواناییها به همین کهنالگوها به شمار میرود. برخی بر این باورند که بزرگتر شدن کاراکترها ظاهر جذابتری به روایت میبخشد، اما تیم سازنده معتقد است رشد سنی، هویت بنیادین و کارکرد نمادین قدرتها را بهطور کامل از بین میبرد.
قسمت سوم این مجموعه برای نخستین بار بدون کارگردانی برد هدایت خواهد شد و پیتر سون، کارگردان «المنتال (Elemental)» و «دایناسور خوب (The Good Dinosaur)»، سکان هدایت پروژه را در دست دارد. برد به همراه پیت داکتر شخصا سون را برای این مسند برگزیدند؛ انتخابی که ناشی از شناخت دقیق او از ساختار فرانچایز محسوب میشود. داستان اثر روی وایولت، دش و جکجک تمرکز دارد که سعی دارند شایستگی خود را برای تبدیل شدن به ابرقهرمانان واقعی اثبات کنند. پنهانکاری وایولت و دش برای رفتن به ماموریتهای فردی هنگام مراقبت از جکجک و جهشهای غیرمنتظرهی تواناییهای او، شاکلهی اصلی فیلمنامه را تشکیل میدهد. در این میان، مشغلهی برد در پروژههای طولانیمدت «ری گان (Ray Gunn)» و اثر تاریخی «۱۹۰۶ (1906)» نیز بر واگذاری صندلی کارگردانی اثر گذاشته است، درحالیکه او همچنان نگارش فیلمنامه و تهیهکنندگی را در کنار دینا موری دنبال میکند.
به نظر شما کدامیک از قدرتهای ابرقهرمانی خانوادهی پار بیشترین شباهت را به جایگاه شما در جمع اعضای خانوادهتان دارد؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.