بیوگرافی چنگیز جلیلوند | مرد حنجره طلایی دوبله ایران از فردین تا مارلون براندو
فیلمزی
از دوبله بهروز وثوقی و محمدعلی فردین تا مارلون براندو، مهاجرت به آمریکا و بعد بازگشت به ایران و آخرین نقشهایی که دوبله کرد. چنگیز جلیلوند که بود؟
به گزارش فیلمزی، امروز ششم آبانماه روز تولد چنگیز جلیلوند یکی از تأثیرگذارترین صداپیشگان تاریخ سینمای ایران است. هنرمندی که صدایش با ستارگانی چون محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملکمطیعی، مارلون براندو و پل نیومن گره خورد.
از دوران طلایی دوبله و سینمای پیش از انقلاب تا سالهای مهاجرت به آمریکا و بازگشت به ایران، جلیلوند بیش از شش دهه در عرصههای تئاتر، دوبله، مدیریت دوبلاژ و بازیگری فعالیت کرد و به یکی از ماندگارترین صداهای سینمای فارسی تبدیل شد.
برای بسیاری از تماشاگران ایرانی، خاطره یک فیلم قدیمی تنها به چهره بازیگران، موسیقی یا داستان آن محدود نمیشود. صدای شخصیتها نیز بخشی از آن خاطره است؛ صدایی که گاهی چنان با چهره بازیگر پیوند میخورد که جدا کردن آن دو از یکدیگر دشوار میشود. چنگیز جلیلوند از مهمترین هنرمندانی بود که چنین پیوندی با تاریخ سینمای ایران دارد.
او به جای بازیگرانی صحبت کرد که از نظر شیوه بازیگری، شخصیت و جایگاه سینمایی تفاوتهای فراوانی داشتند.
از قهرمانان محبوب سینمای عامهپسند ایران تا شخصیتهای سرکش سینمای اجتماعی و ستارگان بزرگ هالیوود، همگی در دورههایی با صدای جلیلوند به تماشاگران فارسیزبان معرفی شدند.
نقطه قوت جلیلوند داشتن صدایی بم و پرقدرت نبود، بلکه توانایی تغییر لحن، ریتم، جنس بیان و خلق شخصیتهای متفاوت موجب شد نام او در کنار بزرگترین صداپیشگان ایران قرار داد.
چنگیز جلیلوند که بود؟
جلیلوند در شیراز متولد شد اما در تهران بزرگ شد و در گفتوگوهای خود گفته که علاقه بسیاری به جنوب تهران داشته و محلههای قدیمی تهران را بهخوبی میشناسد.
جلیلوند فعالیت هنری را از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد. نخستین تجربههای حرفهای او در تئاتر و در کنار ابوالحسن تهامی بود. هنرمندی که بعدها خود به یکی از چهرههای مهم دوبله و گویندگی ایران تبدیل شد.
اما جلیلوند در سال ۱۳۳۸ وارد حرفه دوبله شد و بهتدریج در استودیوهای سینمایی جایگاه ویژهای پیدا کرد.
او ابتدا در نقشهای کوچک و کوتاه صحبت میکرد در واقع دوبله نقشهای کوتاه از جمله فرصتها و مراحل یادگیری فن بیان، هماهنگی با تصویر و شناخت شخصیت بود.
با افزایش تجربه، نقشهای اصلی بیشتری به او سپرده شد و در مدتی نسبتاً کوتاه توانست به یکی از صداهای شاخص سینمای ایران و جهان تبدیل شود.
از تئاتر تا پشت میکروفن، آغاز شکلگیری یک صدای ماندگار
ورود جلیلوند به حرفه دوبله به دورهای بازمیگردد که صنعت دوبله ایران با سرعت در حال گسترش بود.
افزایش نمایش فیلمهای خارجی و تولید فیلمهای ایرانی، نیاز به گویندگان حرفهای را بیشتر میکرد. در آن زمان، دوبله صرفا انتقال دیالوگ از یک زبان به زبان دیگر نبود. بسیاری از فیلمهای ایرانی نیز به دلایل فنی و شیوه رایج تولید، پس از فیلمبرداری صداگذاری میشدند.
این شرایط به دوبلورهای توانمند اجازه میداد حتی در شکلگیری شخصیتهای سینمایی نیز تأثیر بگذارند. جلیلوند یکی از هنرمندانی بود که از چنین امکانی بیشترین استفاده را کرد.
او در گفتوگویی به نکته جالبی اشاره کرد که در سال ۱۳۳۹ برای گفتن تنها یک کلمه در یک فیلم هندی، ۳۰ تومان دریافت کرده است. در واقع این مسیر از نقشهای بسیار کوتاه تا گویندگی شخصیتهای اصلی، بهخوبی نشان میدهد که جایگاه جلیلوند حاصل سالها تمرین و تجربه در استودیوهای دوبله بود.
چنگیز جلیلوند و نسل طلایی دوبله ایران
دوران فعالیت جلیلوند با یکی از مهمترین نسلهای تاریخ دوبله فارسی همزمان بود. منوچهر اسماعیلی، ایرج ناظریان، ژاله کاظمی، ابوالحسن تهامینژاد، منوچهر زمانی، ایرج دوستدار و شماری دیگر از هنرمندان، در همان سالها و در نسلهای نزدیک به او فعالیت میکردند. خسرو خسروشاهی و ناصر طهماسب نیز در سالهای بعد از چهرههای مهم این جریان شدند.
در این دوره، دوبلورهای مطرح اغلب با شخصیت یا بازیگر مشخصی شناخته میشدند. با اینحال، هیچ بازیگری لزوما یک صدای ثابت در تمام نسخههای دوبلهشده آثارش نداشت. انتخاب دوبلور میتوانست با توجه به مدیر دوبلاژ، استودیو، زمان تولید نسخه فارسی و ویژگیهای نقش تغییر کند.
جلیلوند از آن دسته گویندگانی بود که در نقشهای اصلی قدرت ویژهای داشت. صدای او برای شخصیتهای مقتدر، عصیانگر، خشن و قهرمانانه مناسب بود. اما میتوانست همان صدا را در نقشهای عاطفی، عاشقانه یا طنزآمیز نیز به کار بگیرد.
همین ویژگی باعث شد در سالهای بعد با دو عنوان «مرد حنجره طلایی» و «آقای دوبله ایران» شناخته شود.
چنگیز جلیلوند، صدای محمدعلی فردین در سینمای ایران
یکی از مهمترین پیوندهای حرفهای جلیلوند با سینمای ایران، گویندگی به جای محمدعلی فردین بود. فردین در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ یکی از محبوبترین ستارگان سینمای ایران محسوب میشد و شخصیتهایی که بازی میکرد اغلب با ویژگیهایی مانند جوانمردی، خوشقلبی، قدرت جسمانی و احساسات عاشقانه شناخته میشدند.
طبق روایت او در گفتوگو با موزه سینمای ایران، سیامک یاسمی هنگام شنیدن دوبله جلیلوند به جای پل نیومن، این صدا را برای شخصیت محمدعلی فردین مناسب دانست.
جلیلوند با افزودن ویژگیهایی از لحن جنوب تهران به آن صدا، بیان تازهای برای شخصیت فردین شکل داد.
صدای جلیلوند با این تصویر سینمایی هماهنگی زیادی داشت. قدرت صدا در موقعیتهای دراماتیک و لحن گرم آن در لحظات احساسی، کمک میکرد شخصیتهای فردین برای مخاطبان فارسیزبان ملموستر شوند.
از فیلمهای ایرانی که گویندگی جلیلوند به جای فردین برای آنها ثبت شده است میتوان به «گنج قارون»، «سلطان قلبها»، «چرخ فلک»، «جوانمرد»، «کوچه مردها»، «باباشمل»، «آقای قرن بیستم»، «قصر زرین»، «حاتم طائی»، «خوشگل خوشگلا» و «سکه شانس» اشاره کرد.
در میان این آثار، «گنج قارون» و «سلطان قلبها» اهمیت ویژهای دارند. این دو فیلم از آثار شاخص سینمای عامهپسند ایران پیش از انقلاب هستند و صدای جلیلوند در نسخههای شناختهشده آنها به بخشی از هویت شخصیتهای فردین تبدیل شده است.
بهروز وثوقی با دوبلهای از شخصیتهای سرکش و عصیانگر
اگر فردین یکی از چهرههای سینمای عامهپسند بود که با صدای جلیلوند شناخته میشد، بهروز وثوقی سویه دیگری از توانایی این دوبلور را آشکار کرد.
شخصیتهایی که وثوقی در فیلمهای متفاوت بازی میکرد، گاه خشمگین و سرکش، گاه عاشق، گاه شکستخورده و گاه گرفتار مناسبات اجتماعی بودند. دوبله چنین نقشهایی نیازمند انعطاف بیشتری در بیان و کنترل دقیقتر احساسات بود.
جلیلوند در فیلمهایی مانند «طوقی»، «کندو»، «همسفر»، «ممل آمریکایی»، «دشنه»، «ماه عسل» و «نفس بریده» به جای بهروز وثوقی صحبت کرد.
در «کندو»، فیلم فریدون گله، صدای جلیلوند با شخصیت ابی و فضای خشن و تلخ داستان پیوند میخورد. در «همسفر» نیز لحن او با حالوهوای عاشقانه و ماجراجویانه فیلم تفاوت پیدا میکند.
یکی از جالبترین تجربههای جلیلوند در این دوره مربوط به فیلم «طوقی» ساخته علی حاتمی است؛ فیلمی که او در آن به جای دو بازیگر، بهروز وثوقی و ناصر ملکمطیعی، صحبت کرد. این تجربه به یکی از نمونههای مشهور توانایی او در تغییر صدا و شخصیتسازی تبدیل شد.
جلیلوند در مصاحبههای خود نیز از دوبله «طوقی» با علاقه یاد کرده بود. این فیلم نمونه خوبی برای شناخت ویژگی مهم کار او است توجه به این موضوع یک دوبلور میتواند در یک اثر واحد، بدون یکسان شدن دو شخصیت، به جای هر دو صحبت کند، مهم است.
ناصر ملکمطیعی و ایرج قادری با صدای جلیلوند
دامنه فعالیت جلیلوند در سینمای قبل از انقلاب به فردین و وثوقی محدود نمیشد. او بارها به جای ناصر ملکمطیعی، یکی دیگر از چهرههای محبوب سینمای ایران، صحبت کرد.
در میان آثار ملکمطیعی که صدای جلیلوند در آنها ثبت شده، میتوان از «غلام ژاندارم»، «مرد»، «ناخدا»، «طوقی»، «چلچراغ»، «صلات ظهر»، «سه قاپ» و غیره نام برد.
ایرج قادری نیز یکی دیگر از بازیگرانی بود که جلیلوند در تعداد زیادی از فیلمهایش به جای او گویندگی کرد؛ از جمله «برادرکشی»، «حکم تیر»، «پلنگ در شب»، «پشت و خنجر»، «شاهرگ»، «قفس»، «طغیانگر»، «عمو فوتبالی»، «کوسه جنوب»، «هوس»، «ترکمن»، «بیحجاب»، «هدف»، «ناخدا باخدا» و «دو کلهشق».
در این فیلمها، جلیلوند عمدتاً با نقشهایی سروکار داشت که به صدایی قاطع، پرانرژی و متناسب با شخصیتهای اکشن و ملودرام نیاز داشتند.
در عین حال، همکاری او با بازیگران دیگری نیز ثبت شده است. برای نمونه، جلیلوند در «سوتهدلان» به جای جمشید مشایخی و در «سفر سنگ» به جای سعید راد صحبت کرد. این تجربهها نشان میدهد که محدود به یک تیپ بازیگری یا یک جریان سینمایی نبود.
مارلون براندو، چنگیز جلیلوند و هالیوود
در میان بازیگران خارجی که جلیلوند به جای آنها گویندگی کرد، مارلون براندو جایگاهی ویژه داشت. براندو یکی از مهمترین بازیگران تاریخ سینما بود که شیوه بازیگری طبیعی و واقعگرایانهاش بر نسلهای بعد تأثیر گذاشت. انتقال چنین بازیهایی به زبان فارسی به چیزی فراتر از صدایی خوشآهنگ نیاز داشت.
یکی از مشهورترین تجربههای جلیلوند، دوبله شخصیت امیلیانو زاپاتا با بازی براندو در فیلم زندهباد زاپاتا! ساخته الیا کازان بود.
جلیلوند در نسخههای مختلف دوبله این فیلم به جای براندو صحبت کرد. صدای او بهویژه در لحظات اعتراضی و گفتوگوهای سیاسی زاپاتا با شخصیتهای دیگر، به یادماندنی شد.
این همکاری به یک فیلم محدود نماند. جلیلوند در نسخههای فارسی شماری از آثار شاخص براندو، از جمله «اتوبوسی به نام هوس»، «در بارانداز»، «وحشی»، «دزیره»، «سایونارا»، «شبروها»، «کنتسی از هنگکنگ» و «بسوزان!» به جای این بازیگر گویندگی کرد.
در «اتوبوسی به نام هوس»، شخصیت استنلی کوالسکی سرشار از پرخاشگری، کشمکش و نوسان عاطفی است. در «در بارانداز»، تری مالوی شخصیتی آسیبدیده و گرفتار تضادهای درونی است. «زندهباد زاپاتا!» نیز قهرمانی سیاسی و انقلابی را به تصویر میکشد.
با وجود تفاوت این شخصیتها، جلیلوند میتوانست جنس صدای خود را با ویژگیهای آنها تطبیق دهد. این توانایی از مهمترین دلایل موفقیت او در دوبله آثار براندو بود.
پل نیومن نیز از مهمترین بازیگرانی بود که صدای جلیلوند با نقشآفرینیهایش پیوند خورد.
نیومن معمولاً شخصیتهایی را بازی میکرد که در ظاهر خونسرد، بااعتمادبهنفس یا سرکش بودند، اما در پس رفتارشان نوعی آسیبپذیری و تنهایی وجود داشت. دوبله این نقشها نیازمند کنترل صدا و پرهیز از اغراق در بیان احساسات بود.
از مهمترین آثاری که جلیلوند به جای پل نیومن صحبت کرده است میتوان به «کسی آن بالا مرا دوست دارد»، «گربهای روی شیروانی داغ»، «بیلیاردباز»، «لوک خوشدست»، «تیرانداز چپدست»، «تابستان گرم و طولانی»، «پرنده شیرین جوانی»، «پرده پاره»، «آسمانخراش جهنمی»، «مأمور مکینتاش» و «بوچ کسیدی و ساندنس کید» اشاره کرد.
نکته جالب اینکه فیلم «کسی آن بالا مرا دوست دارد» در شکلگیری یکی از مهمترین همکاریهای ایرانی جلیلوند نیز نقش داشت.
بخشی از مهمترین نقشهای خارجی او عبارتاند از:
فیلم یا مجموعه | بازیگر | نقش |
|---|---|---|
قلعه عقابها | ریچارد برتون | جان اسمیت |
شیر در زمستان | پیتر اوتول | هنری دوم |
یوزپلنگ | برت لنکستر | دون فابریتزیو |
پرندهباز آلکاتراز | برت لنکستر | رابرت استراد |
زوربای یونانی | آنتونی کوئین | زوربا |
سلیمان و ملکه سبا | یول براینر | سلیمان |
طناب | جیمز استیوارت | روپرت |
شمال از شمال غربی | کری گرانت | راجر تورنهیل |
ال دورادو | جان وین | کول تورنتون |
نابخشوده | کلینت ایستوود | ویلیام مانی |
رابین هود: شاهزاده دزدان | کوین کاستنر | رابین هود |
کیپکس | کوین اسپیسی | پرات |
وقت نمایش | رابرت دنیرو | میچ پرستون |
۴۷ رونین | کیانو ریوز | کای |
ربودهشده ۳ | لیام نیسون | برایان میلز |
قتل در قطار سریعالسیر شرق | کنت برانا | هرکول پوآرو |
کتاب سبز | ویگو مورتنسن | تونی لیپ |
جوکر | رابرت دنیرو | موری فرانکلین |
دوبله فیلمهای جدید، از راسل کرو تا رابرت دنیرو
جلیلوند پس از بازگشت به ایران نیز به فعالیت حرفهای خود ادامه داد و در دوبله فیلمهای جدید نقشهای مهمی بر عهده گرفت.
یکی از نمونهها، دوبله فیلم گلادیاتور ساخته ریدلی اسکات بود که در آن به جای راسل کرو صحبت کرد. این فیلم از نمونههای شناختهشده ادامه فعالیت او در دوران جدید دوبله ایران است.
در سالهای بعد، جلیلوند به جای رابرت دنیرو در آثاری مانند «وقت نمایش»، «سرقت»، «جادوگر دروغها» صحبت کرد.
او در نسخههای فارسی آثار ابرقهرمانی نیز فعالیت داشت و در دوبلههایی از مجموعه «انتقامجویان»، صدای تونی استارک یا مرد آهنی با بازی رابرت داونی جونیور را بر عهده گرفت.
این آثار نشان میدهند که جلیلوند برخلاف بسیاری از چهرههای شناختهشده دوره کلاسیک، فعالیتش را به فیلمهای قدیمی محدود نکرد و تلاش کرد در دوبله آثار نسل جدید سینما و تلویزیون نیز حضور داشته باشد.
مدیریت دوبلاژ هنری فراتر از گویندگی
چنگیز جلیلوند علاوه بر صداپیشگی، مدیر دوبلاژ نیز بود. مدیریت دوبلاژ فرایندی فراتر از انتخاب یک گوینده برای نقش اصلی است و به شناخت کامل فیلم، انتخاب صداهای متناسب با شخصیتها، هدایت بازی گویندگان و حفظ هماهنگی کلی نسخه فارسی نیاز دارد.
در کارنامه او، مدیریت دوبلاژ آثاری مانند «شاهرگ»، «نازنین»، «شب آفتابی»، «سفر سنگ» و انیمیشن «جمشید و خورشید» ثبت شده است.
کار در جایگاه مدیر دوبلاژ به جلیلوند اجازه میداد علاوه بر اجرای شخصیتها، در شکلگیری فضای صوتی یک اثر و نحوه روایت آن به زبان فارسی نقش داشته باشد.
مهاجرت چنگیز جلیلوند به آمریکا؛ دوری طولانی از دوبله ایران
انقلاب سال ۱۳۵۷ نقطه عطف بزرگی در زندگی حرفهای و شخصی جلیلوند بود. او پس از انقلاب ایران را ترک کرد و سالهای طولانی در ایالات متحده آمریکا زندگی کرد.
بازگشت به ایران در سال ۱۳۷۷
جلیلوند در سال ۱۳۷۷ به ایران بازگشت و دوباره فعالیت در حرفه دوبله را آغاز کرد.
بازگشت او به دورهای مربوط بود که صنعت دوبله ایران از نظر فناوری، شیوه تولید و ساختار فعالیت استودیوها تغییر کرده بود. با اینحال، صدای جلیلوند همچنان برای مخاطبانی که با آثار قدیمی او خاطره داشتند، آشنا بود.
او در استودیوهای دوبله علاوه بر گویندگی در فیلمهای جدید، به مدیریت دوبلاژ نیز پرداخت.
یکی از نکات جالب کارنامه این دوره، بازسازی و تکمیل بخشهایی از نسخههای قدیمی دوبله بود. مطابق گزارشهای منتشرشده، جلیلوند در بعضی فیلمهایی که سالها قبل دوبله کرده بود و بخشهایی از صدای فارسی آنها از بین رفته بود، دوباره پشت میکروفن رفت و قسمتهای ناقص را ضبط کرد.
بازگشت به هنر دوبله با «جرم» کیمیایی
اگرچه بخش بزرگی از شهرت جلیلوند به آثار پیش از انقلاب مربوط میشود، او در سالهای بعد نیز به جای بازیگران ایرانی گویندگی کرد.
یکی از مهمترین نمونهها فیلم جرم ساخته مسعود کیمیایی است که جلیلوند در آن به جای حامد بهداد صحبت کرد.
«جرم» از این نظر اهمیت دارد که مسعود کیمیایی در ساخت آن به فضای سینمای کلاسیک ایران و سنت دوبله توجه داشت. صدای جلیلوند بر چهره بازیگری از نسل جدید، نوعی پیوند میان سینمای قبل و بعد از انقلاب ایجاد میکرد.
این دو فیلم از نمونههای شاخص ادامه فعالیت جلیلوند در دوبله فیلمهای ایرانی پس از بازگشت به کشور هستند.
چنگیز جلیلوند دوم آذر ۱۳۹۹، برابر با ۲۲ نوامبر ۲۰۲۰، بر اثر ابتلا به بیماری کووید ۱۹ در تهران درگذشت.
میراث چنگیز جلیلوند در سینمای ایران
اهمیت چنگیز جلیلوند تنها در تعداد فیلمهایی که دوبله کرد یا تعداد ستارگانی که با صدای او شناخته شدند خلاصه نمیشود.
او یکی از هنرمندانی بود که نشان داد دوبله میتواند به شکلگیری هویت یک شخصیت سینمایی کمک کند. صدای او روی چهره فردین، وثوقی و ملکمطیعی تنها ابزاری برای انتقال دیالوگ نبود؛ بخشی از تصویری شد که تماشاگران ایرانی از قهرمانان سینمای خود در ذهن داشتند.
جلیلوند از معدود دوبلورهایی بود که میتوانست همزمان با قهرمان عاشقپیشه یک فیلم عامهپسند، شخصیت خشمگین یک درام اجتماعی و قهرمان یک وسترن آمریکایی ارتباط برقرار کند و برای هرکدام بیان متفاوتی پیدا کند.
همین ویژگی، او را از یک گوینده خوشصدا به هنرمندی توانمند در شخصیتپردازی تبدیل کرد.
امروز نیز شنیدن صدای جلیلوند در فیلمهایی مانند «گنج قارون»، «سلطان قلبها»، «طوقی»، «کندو»، «زندهباد زاپاتا!» و «بیلیاردباز»، فقط یادآور یک دوبلور بزرگ نیست؛ بخشی از تاریخ سینمای ایران و خاطرات چند نسل از تماشاگران را زنده میکند.
چنگیز جلیلوند از دنیا رفت، اما صداهایش همچنان در فیلمها باقی ماندهاند؛ صداهایی که هر بار با روشن شدن پرده سینما، دوباره جان میگیرند.