فاطمه معتمدآریا در کدام فیلمها درخشید؟ | بهترین فیلم سیمینِ سینما از نگاه منتقدان
امروز هفتم آبان سالروز تولد فاطمه معتمدآریا بازیگر است. در این مقاله ضمن ارائه بیوگرافی او از پنج منتقد سینمای ایران بهترین آثار او را جویا شدهایم.
به گزارش فیلمزی، فاطمه معتمدآریا معروف به سیمین از بازیگرانی است که میتوان بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب را از میان نقشهایی که بازی کرده مرور کرد.
بازیگری که فعالیت هنریاش را از نمایشهای عروسکی آغاز کرد، با برنامههای کودک وارد خانههای مردم شد و بعدتر با فیلمهایی چون «مسافران»، «همسر»، «روسری آبی»، «گیلانه» و «اینجا بدون من» به یکی از چهرههای شاخص سینمای ایران تبدیل شد.
او در طول بیش از چهار دهه فعالیت، هم در کمدی و آثار عامهپسند موفق بوده، هم در نقش زنان آسیبدیده و شخصیتهای پیچیده اجتماعی. چهار سیمرغ بلورین جشنواره فجر، جوایز بینالمللی و همکاری با کارگردانانی چون بهرام بیضایی، رخشان بنیاعتماد و محسن مخملباف، تنها بخشی از کارنامه اوست.
سیمین سینما چطور آغاز کرد؟
فاطمه معتمدآریا، با نام فاطمه سیمین معتمدآریا، در ۷ آبان ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. او از نوجوانی به هنرهای نمایشی علاقه داشت و در اوایل دهه ۱۳۵۰ وارد کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد. آشنایی با نمایش عروسکی، بازیگری و فعالیتهای نمایشی در کانون، از نخستین تجربههای حرفهای او بود.
معتمدآریا تحصیلات خود را در رشته بازیگری در دانشسرای هنر تهران ادامه داد و پیش از اینکه بازیگر شناختهشده سینما شود، روی صحنه تئاتر و در حوزه نمایش عروسکی تجربه کسب کرد. این پیشینه بعدها در شیوه بازیگری او، بهویژه در استفاده از بیان، حرکت و تغییرات چهره، نقش مهمی داشت.
از مدرسه موشها تا محبوبیت در تلویزیون
بخش مهمی از نخستین فعالیتهای معتمدآریا با دنیای کودکان گره خورده است. او در مجموعه عروسکی «مدرسه موشها» حضور داشت و بعدها با پروژههایی مانند «شهر موشها» و «خونه مادربزرگه» همکاری کرد.
این فعالیتها در روزگاری انجام میشد که برنامههای عروسکی از پرمخاطبترین تولیدات تلویزیون ایران بودند. همکاری با هنرمندانی مانند مرضیه برومند و دیگر چهرههای مطرح نمایش عروسکی، فرصتی فراهم کرد تا معتمدآریا تجربههای متنوعی پیش از ورود جدی به سینما به دست آورد.
او در سال ۱۳۶۴ با فیلم «جدال» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی سجادی وارد عرصه بازیگری سینما شد.
دهه ۷۰، سالهای طلایی معتمدآریا
دهه ۱۳۷۰ را میتوان یکی از مهمترین دورههای فعالیت معتمدآریا دانست. او در فاصله کوتاهی در چند فیلم مهم ظاهر شد و توانست توانایی خود را در نقشهایی کاملاً متفاوت نشان دهد.
حضور در فیلم «مسافران» در سال ۱۳۷۰ و همکاری با بهرام بیضایی نقطه عطف کارنامه او بود. معتمدآریا برای بازی در این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد. «مسافران» با روایت مرگ، زندگی، آیین و مناسبات خانوادگی، از آثار شاخص سینمای بیضایی است.
سال ۱۳۷۱ فیلم «هنرپیشه» را در کنار اکبر عبدی به کارگردانی محسن مخملباف بازی کرد. «هنرپیشه» از آثار متفاوت اسن کارگردان در آن دوران بود که بار دیگر قابلیت معتمدآریا در بازیهای کمدی و شخصیتپردازی را نشان داد.
فیلم «همسر» به نویسندگی و کارگردانی مهدی فخیمزاده سال ۱۳۷۲ ساخته شد. معتمدآریا در این فیلم نقش زنی شاغل که موفقیت حرفهایاش تعادل سنتی زندگی مشترک را به چالش میکشد، ظاهر شد.
او در این فیلم یکی از بهیادماندنیترین بازیهای کمدی خود را ارائه داد و موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
او در فیلم «روسری آبی» ساخته رخشان بنیاعتماد در سال ۱۳۷۳ نقش نوبر کردانی، زن کارگری از طبقه فرودست را بازی کرد که رابطه عاطفیاش با صاحب کارخانه با موانع طبقاتی و اجتماعی روبهرو میشود. «روسری آبی» جایگاه معتمدآریا را در سینمای اجتماعی ایران تثبیت کرد.
همکاری با ایرج طهماسب و حمید جبلی
همکاری با ایرج طهماسب و حمید جبلی او را به چهرهای محبوب برای خانوادهها تبدیل کرد.
اگرچه معتمدآریا در سینمای اجتماعی نقشهای جدی متعددی ایفا کرده اما بخش دیگر از محبوبیت او به فیلمهای کمدی و خانوادگی بر میگردد.
همکاری سیمین خانم با ایرج طهماسب و حمید جبلی در آثاری مانند «کلاهقرمزی و پسرخاله»، «کلاهقرمزی و سروناز» و «دختر شیرینیفروش»، از تجربههای موفق سینمای عامهپسند ایران بود.
معتمدآریا در این آثار نشان داد که میان بازی در یک درام اجتماعی و حضور در یک کمدی خانوادگی فاصلهای نمیبیند. مهارت او در اجرای موقعیتهای طنز، واکنشهای سریع و شخصیتهای پرتحرک، باعث شد مخاطبان کودک و بزرگسال هر دو با بازیهایش ارتباط برقرار کنند.
«گیلانه» نقش مهم او در دهه ۸۰
یکی از مهمترین نقشهای معتمدآریا در دهه۸۰ بازی او در «گیلانه» بود.
او نقش مادری گیلک را بازی میکند که زندگیاش زیر سایه جنگ ایران و عراق و پیامدهای آن قرار میگیرد. گیلانه باید با دشواریهای زندگی و مراقبت از فرزند آسیبدیدهاش روبهرو شود.
این نقش از نظر جسمانی و عاطفی با بسیاری از بازیهای پیشین معتمدآریا تفاوت داشت.
معتمدآریا در «گیلانه» تلاش کرد رنج جنگ را نه از زاویه میدان نبرد، بلکه از زندگی مادری نشان دهد که سالها پس از پایان جنگ همچنان با پیامدهای آن زندگی میکند. بازی او در این فیلم یکی از نمونههای برجسته نمایش مادران در سینمای ایران است.
نظر پنج منتقد سینمای ایران
رسانه فیلمزی از پنج نویسنده، منتقد و فیلمساز سینمای ایران درباره بهترین فیلمهای منتقدان پرسش کرده است. و نکته جالب این است که دو فیلم از رخشان بنیاعتماد با همراهی محسن عبدالوهاب بیشترین آرا را به خود اختصاص دادهاند.
حمیدرضا مدقق، استاد دانشگاه و منتقد | گیلانه
بازی خانم معتمدآریا در فیلم «گیلانه» (۱۳۸۳)، ساخته رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب، یکی از نمونههای شاخص بازیگری واقعگرا در سینمای ایران است. معتمدآریا در این فیلم، شخصیتی را خلق میکند که رنج در او نه یک حالت عاطفی گذرا، بلکه به شیوهای از زیستن تبدیل شده است. ضمنا اهمیت بازی او در این است که از یک موقعیت بهظاهر آشنا در سینمای ایران، یعنی مادر فداکار و رنجدیده، فراتر میرود و به شخصیت گیلانه ابعاد انسانی، اجتماعی و تاریخی میبخشد.
در این زمینه توجه به موارد زیر اهمیت دارد:
- فاصله گرفتن از کلیشه مادر فداکار: در بازی معتمدآریا، مادری صرفاً به معنای عشقورزیدن و ازخودگذشتگی نیست. بلکه همچنین به معنای خستگی، استیصال، فرسودگی و ادامهدادن زندگی در شرایطی است که امکان انتخابهای مطلوب تقریباً از میان رفته است.
- بازی بدن: بدن گیلانه، بدن انسانی است که زندگی دشواری را پشت سر گذاشته و همچنان باید کار کند، مراقبت کند و مسئولیت بپذیرد. خستگی در چنین شخصیتی نباید صرفاً بهصورت یک حالت چهره ظاهر شود بلکه باید در نحوه حضور او در عالم واقع نیز احساس شود.
- بازی چهره و پرهیز از بیان عاطفی افراطی: تأثیرگذاری شخصیت گیلانه به این وابسته نیست که در هر لحظه بیشترین میزان اندوه را نشان می دهد بلکه به این وابسته است که تماشاگر بتواند سنگینی اندوه را حتی در لحظاتی که شخصیت مستقیماً آن را بیان نمیکند، حس کند.
- رابطه مادر و فرزند: عشق در این فیلم، مفهومی انتزاعی نیست بلکه کاری روزانه، مسئولیتی سنگین و تجربهای فرساینده است.
عباس رافعی، فیلمساز | روسری آبی
فیلم روسری آبی، به دلیل اجرای درست حس و حال کاراکتر
سحر عصرآزاد منتقد | گیلانه
گیلانه.
شمایل ماندگار مادر و مادرانگی به وسعت مام وطن بر بستر درامی که جنگ را تقدیس نمی کند.
این نگاه انتقادی به واسطه نوع خوانش نویسنده، کارگردان و بازیگر از کاراکتر مادر، تعمیق یافته و اهمیت خود را در طول زمان حفظ کرده است.
فرانک آرتا منتقد | روسری آبی
فاطمه معتمد آریا در «روسری آبی» و « گیلانه» ورای بازیگری است. یعنی به بازیگری وجاهت مضاعفی می دهد.
او مرز میان «خود» و «نقش» را به خوبی درک می کند. به همین دلیل ظرفیت بازی در نقشهای مختلف را دارد. مثلا در «روسری آبی » در نهایت زیبایی «زنانگی» نوبر کردانیِ جوان را به نمایش میگذارد، آن هم درخانوادهای بی بضاعت، در منتهی الیه دورافتادگی از مظاهر شهری و با لباسهایی مندرس که شاید از دور هیچ مردی او را نخواهد! اما او توانست جلوه گریهای زنانه را به نمایش بگذارد و مردی را عاشق خود کند.
در «گیلانه» او دیگر معتمدآریا نیست. اصلا او مادر شهیدی است که غم دوری فرزند،استخوان های کج و معوج و پیر کرده و تازه از دل شخصیت« گیلانه» می فهمیم، بازیگری به نام سیمین معتمدآریا چنین زنی را خلق کرده است!
حمید رستمی منتقد | گیلانه
ماندگارترین نقش تمام سالهای بازیگریِ سیمینِ سینمای ایران در گیلانه (رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب ، ۱۳۸۳) است.
او در مقابل پرسشگرانِ کنجکاو و حیرانِ اعجاز بازیگریاش، فروتنانه گفت: «کار خاصی نکردم، فقط آرایشم را پاک کردم و شدم ننه گیلانه!» ولی خب قضیه به این سادگیها هم نبود. بازی در نقش پیرزن فرتوت گیلانی با فاصله سنی زیاد از خود بازیگر، که پسری جانباز و قویهیکل را سالها تیمارداری کرده، چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روحی و روانی ریزهکاریهایی داشت که فقط معتمدآریا میتوانست آن را روی پرده جان بخشد.
قامتی خمیده، پاهایی پرانتزی و لحنی که آرامتر شده و هنگام ادای دیالوگ استیصالی خاص را از گوینده منتقل می کند و شرایطی که نه در بوجود آمدنش نقش داشتی و نه تمام شدنش دست اوست و هر چه هست مهر تمام نشدنی به فرزندی ست که موقع رفتن عین درخت سرو بوده و حالا سالهاست توان حرکت ندارد.
صحنه بزن و برقص اش برای تغییر روحیه پسر ناقصالعضو (بهرام رادان ) و همچنین درددلهایش با نامزد سابق پسرش که بعد از مجروح شدنش با فرد دیگری ازدواج کرده، از لحاظ حسی بسیار نفسگیر و خفهکننده است.
هر چند که او بعدها در آباجان ( هاتف علیمردانی ، ۱۳۹۶) و نبات (ائلچین موسیاوغلو، ۲۰۱۴) نقشی با مختصات تقریبی آن را بازآفرینی کرد، ولی هیچکدام مثل گیلانه ماندگار نشدند.
چرا فاطمه معتمدآریا در سینمای ایران اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای بازیگری معتمدآریا، تنوع شخصیتهایی است که طی سالها ایفا کرده است، از زن سرزنده و جسور «همسر» تا نوبرِ «روسری آبی»، گیلانه رنجدیده و فرزیده امیدوار «اینجا بدون من».
او در بسیاری از این آثار، شخصیت زن را از جایگاه فردی صرفاً وابسته به خانواده فراتر برده و به زنی با خواستهها، تصمیمها، شکستها و انتخابهای مستقل تبدیل کرده است.
در کارنامه او هم فیلمهایی دیده میشوند که برای نسلهای مختلف خاطره ساختهاند و هم آثاری که به مسائل جدی جامعه ایران پرداختهاند.
شاید مهمترین ویژگی این کارنامه همین باشد، بازیگری که توانسته میان سینمای کودک، کمدیهای پرمخاطب و درامهای اجتماعی رفتوآمد کند و در هر سه حوزه، نقشهایی ماندگار به جا بگذارد.
برای ما بنویسید کدامیک از فیلمهایی که فاطمه معتمدآریا بازی کرده را دوست دارید؟