پروژه جاهطلبانه برایان فولر: «سکوت برهها» برای نسل جدید
بعضی ایدهها آنقدر جسورانه و هیجانانگیزند که حتی در حد یک رویا هم میتوانند نبض دنیای سینما را به شماره بیندازند. برایان فولر، مردی که با سریال «هانیبال» تعریفی نو و هنرمندانه از داستان دکتر لکتر ارائه داد، حالا با یک ایدهی بزرگتر بازگشته است؛ ایدهای که میتواند یکی از ماندگارترین دوئلهای روانشناختی تاریخ سینما را برای نسل جدید بازآفرینی کند.
این خبر از دل جشنوارهی فیلم تورنتو بیرون آمد. به گزارش World of Reel، فولر که برای اکران فیلم جدیدش «Dust Bunny» در این جشنواره حضور داشت، در گفتگویی از بزرگترین پروژهی رویاییاش پرده برداشت: «پروژهی رویایی من ساخت یک مینیسریال از «سکوت برهها» با بازی مدس میکلسن و زندایا در نقش کلاریس استارلینگ است. اگر قرار باشد چیزی را به کائنات بفرستم، قطعاً همین ایده است.»
انتخاب مدس میکلسن برای بازگشت به نقش هانیبال لکتر، خبری خوشایند برای طرفداران سریال «هانیبال» است. او تجسمی سرد، کاریزماتیک و ترسناک از این شخصیت ارائه داد که کاملاً در ذهنها حک شده. اما انتخاب زندایا برای نقش کلاریس استارلینگ، همان برگ برندهی غیرمنتظره و هوشمندانهی این ایده است. کلاریس، کارآموز باهوش و آسیبپذیر FBI که جودی فاستر با بازی بینقص خود آن را به یک شمایل سینمایی تبدیل کرد، شخصیتی چندلایه و پیچیده است. سپردن این نقش به زندایا، ستارهی جوان و بااستعداد امروز، میتواند همان خون تازهای باشد که این داستان کلاسیک برای ارتباط با مخاطب جدید به آن نیاز دارد.
دنیای سینمایی هانیبال لکتر فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده است. از شاهکار روانشناختی جاناتان دمی یعنی «سکوت برهها» و فیلم کالت «شکارچی انسان» ساختهی مایکل مان گرفته تا اقتباسهای ضعیفتری مانند «هانیبال» و «خیزش هانیبال» که تقریباً این فرنچایز را به ورطهی فراموشی کشاندند. این خود برایان فولر بود که با سریال «هانیبال» (۲۰۱۳-۲۰۱۵) جان دوبارهای به این جهان داد و نشان داد که هنوز میتوان قصههایی تاریک، عمیق و از نظر بصری خیرهکننده در این دنیا روایت کرد.
حالا فولر میخواهد دوباره به سراغ نقطهی اوج این داستان، یعنی «سکوت برهها» برود. این پروژه در صورت تحقق، فقط یک بازسازی ساده نخواهد بود؛ بلکه یک بازنگری کامل در روابط پیچیدهی هانیبال و کلاریس است. یک بازی موشوگربهی روانشناختی که این بار با کارگردانی هنرمندانهی فولر و شیمی احتمالی میان میکلسن و زندایا، میتواند به تجربهای کاملاً جدید و منحصربهفرد تبدیل شود. فعلاً این فقط یک رویاست، اما رویایی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. گاهی بزرگترین آثار سینمایی جهان، با همین رویاها شروع میشوند.
نظر شما دربارهی این زوج سینمایی چیست؟ زندایا میتواند کلاریس استارلینگ خوبی باشد؟