فیلمزی
فیلم مستند«تصادف» (The Crash) بهکارگردانی گرت جانسون ، محصول ۲۰۲۶ است، این فیلم سراغِ نوجوانی ۱۷ سالهای رفته که خودروری حود را به یک ساختمان کوبید.
به گزارش فیلمزی، مستند «تصادف» (The Crash) سراغ یکی از پروندههای جنایی جنجالی سالهای اخیر آمریکا رفته، پرونده «مکنزی شیریلا» (Mackenzie Shirilla)، نوجوانی ۱۷ ساله که در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در استرانگسویل اوهایو، درحالیکه با سرعت بسیار بالایی رانندگی میکرد، خودروی خود را به یک ساختمان کوبید.
هشدار خطر اسپویل دارد
در این حادثه «دومینیک روسو» (Dominic Russo)، دوستپسر ۲۰ ساله مکنزی، و «دیوین فلاناگان» (Davion Flanagan)، دوست ۱۹ ساله آنها، جان خود را از دست دادند و مکنزی تنها فردی بود که از داخل خودرو زنده بیرون آمد.
آنچه در ابتدا میتوانست یک تصادف رانندگی مرگبار تلقی شود، خیلی زود مسیر متفاوتی پیدا کرد. تحقیقات پلیس درباره سرعت خودرو، نحوه وقوع برخورد، اطلاعات ثبتشده در خودرو، تلفنهای همراه و رابطه مکنزی و دومینیک باعث شد فرضیه یک تصادف ساده کنار گذاشته شود. در نهایت، پروندهای که با یک سانحه رانندگی آغاز شده بود، به اتهام قتل عمد رسید و مکنزی شیریلا به دو فقره قتل محکوم شد.
مستند «تصادف» تلاش میکند مسیر شکلگیری این پرونده را از شب حادثه تا تحقیقات پلیس، دادگاه و زندگی مکنزی در زندان دنبال کند. سازندگان برای بازسازی اتفاقات به مجموعه گستردهای از مواد واقعی دسترسی داشتهاند، از تصاویر پلیس و دوربینهای مداربسته گرفته تا ویدئوهای تلفن همراه، پیامهای متنی، فعالیتهای شبکههای اجتماعی، اسناد دادگاه و مصاحبه با خانوادهها و افراد مرتبط با پرونده.
با اینحال، مهمترین برگ برنده مستند، مصاحبه مستقیم با خود مکنزی شیریلا در زندان است؛ جایی که او برای نخستینبار با جزئیات بیشتری درباره آن شب و اتفاقاتی که زندگی سه جوان را تغییر داد صحبت میکند و همچنان بر یک نکته اصرار دارد: او قصد نداشته دومینیک و دیوین را بکشد.
پروندهای که از یک تصادف آغاز شد
داستان اصلی مستند به بامداد ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۲ بازمیگردد. تویوتا کمریای که مکنزی شیریلا پشت فرمان آن بود، با سرعت بسیار زیادی از مسیر منحرف شد و با ساختمان برخورد کرد.
شدت حادثه به اندازهای بود که دومینیک روسو و دیوین فلاناگان در محل جان باختند، اما مکنزی زنده ماند.
در نخستین نگاه، ماجرا میتوانست در ردیف تصادفهای مرگبار ناشی از سرعت بالا قرار بگیرد؛ اما بررسیهای بعدی پلیس مسیر پرونده را تغییر داد. اطلاعات ثبتشده در خودرو، شرایط صحنه تصادف، تلفنهای همراه و بهخصوص جزئیات رابطه مکنزی و دومینیک باعث شدند احتمال عمدی بودن حادثه را جدیتر بررسی کنند.
دادستانی در نهایت استدلال کرد که مکنزی آگاهانه و عامدانه خودرو را با سرعت بالا به ساختمان کوبیده است؛ اقدامی که باعث مرگ دو سرنشین دیگر خودرو شد.
پرونده در سال ۲۰۲۳ به دادگاه رسید و مکنزی در هر دو فقره قتل مجرم شناخته شد. دادگاه برای او دو حکم همزمان ۱۵ سال تا حبس ابد صادر کرد.
همین فاصله میان «تصادف» و «قتل عمد» به مسئله اصلی مستند تبدیل میشود. فیلم تلاش میکند نشان دهد چگونه حادثهای که در ابتدا میتوانست نتیجه یک رانندگی خطرناک باشد، بر اساس مجموعهای از شواهد و اطلاعات به یکی از پروندههای جنایی پرسروصدا تبدیل شد.
مستندی که فقط روایت دادستانی را بازگو نمیکند
یکی از اهداف اصلی سازندگان «تصادف» این بوده که پرونده را صرفا از زاویه دادستانی، پلیس یا گزارشهای رسانهای تعریف نکنند. به همین دلیل، فیلم به چند روایت مختلف فرصت حضور میدهد.
خانواده دومینیک و دیوین، خانواده مکنزی، دوستان آنها و برخی افراد مرتبط با پرونده درباره رابطه میان این سه جوان، اتفاقات پیش از تصادف و پیامدهای آن صحبت میکنند.
در کنار اسناد قضایی و رسمی، سازندگان سراغ مواد شخصیتری نیز رفتهاند؛ عکسها، ویدئوهای تلفن همراه، پیامهای متنی و فعالیتهای شبکههای اجتماعی که تصویری از روابط شخصیتهای اصلی پیش از حادثه ارائه میکنند.
این بخش از مستند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پرونده مکنزی شیریلا را نمیتوان تنها با نگاه کردن به چند ساعت قبل از تصادف توضیح داد. بخش مهمی از استدلال دادستانی و روایت خانوادهها به رابطه مکنزی و دومینیک و آنچه پیش از شب حادثه میان آنها گذشته بود مربوط میشود.
فیلم به همین دلیل تلاش میکند تصویری گستردهتر از زندگی این سه جوان ارائه دهد و نشان دهد روابط، تنشها و ارتباطات آنها چگونه در روند پرونده اهمیت پیدا کردند.
مهمترین دسترسی مستند؛ گفتوگو با مکنزی در زندان
مهمترین دسترسی تیم سازنده بدون تردید مصاحبه با خود مکنزی شیریلا در زندان است.
تا پیش از ساخت مستند، مکنزی درباره پرونده به این شکل و برای مدتی طولانی مقابل دوربین صحبت نکرده بود. همین موضوع گفتوگوی او با سازندگان «تصادف» را به یکی از کلیدیترین بخشهای فیلم تبدیل میکند.
او در این مصاحبه درباره شب حادثه، رابطهاش با دومینیک، دادگاه و شرایط فعلی خود صحبت میکند.
روایت مکنزی البته با آنچه دادستانی در دادگاه ارائه کرده تفاوت مهمی دارد. او همچنان تأکید میکند که قصد کشتن دو سرنشین دیگر خودرو را نداشته و حادثه را عملی عمدی نمیداند.
در سمت مقابل، خانواده قربانیان تصویر دیگری از ماجرا ارائه میکنند. آنها درباره رابطه مکنزی و دومینیک و اتفاقات پیش از تصادف روایتهایی مطرح میکنند که با دفاعیات مکنزی همخوانی ندارد.
در نتیجه، مستند بهجای آنکه فقط یک روایت را در مرکز قرار دهد، مجموعهای از روایتهای متضاد را در کنار یکدیگر میچیند.
این تضاد به یکی از مهمترین ویژگیهای ساختاری فیلم تبدیل شده است؛ مخاطب هم شواهدی را میبیند که دادستانی بر اساس آنها به قتل عمد رسیده و هم روایت فردی را میشنود که با وجود محکومیت، همچنان میگوید قاتل نیست.
تولید «تصادف»، فیلمی که بیشتر در اتاق تحقیق ساخته شد
تولید «تصادف» بیشتر از آنکه شبیه فیلمبرداری متعارف یک مستند باشد، پروژهای بزرگ برای تحقیق، جمعآوری آرشیو و انجام مصاحبه بوده است.
گروه تولید با حجم قابل توجهی از مواد مرتبط با پرونده مواجه بود؛ فیلمهای دوربین پلیس، تصاویر دوربینهای مداربسته، عکسها و ویدئوهای شخصی، پیامهای متنی، تماسهای ضبطشده و فعالیتهای مکنزی و دومینیک در شبکههای اجتماعی تنها بخشی از این منابع بودند.
در چنین مستندهایی بخش مهمی از روایت نه در زمان فیلمبرداری، بلکه هنگام پیدا کردن و کنار هم گذاشتن همین قطعات شکل میگیرد.
هر پیام، ویدئو یا تصویر ممکن است بخشی از رابطه شخصیتها یا اتفاقات قبل و بعد از حادثه را روشن کند؛ موضوعی که باعث شده ردپای دیجیتال شخصیتهای پرونده به یکی از عناصر اصلی روایت «تصادف» تبدیل شود.
در کنار این آرشیو گسترده، مصاحبههای جدید نیز بخش مهمی از تولید را تشکیل میدهند.
اعضای خانواده مکنزی، خانواده دومینیک و دیوین، دوستان آنها و افراد مرتبط با پرونده مقابل دوربین قرار گرفتهاند و درباره تجربه خود از حادثه و پرونده صحبت کردهاند.
سازندگان در کنار این گفتوگوها از تصاویر واقعی تحقیقات و دادگاه نیز استفاده کردهاند تا بخشهای مختلف داستان را بدون تکیه گسترده بر بازسازیهای داستانی روایت کنند.
به همین دلیل، بخش زیادی از آنچه مخاطب در فیلم میبیند مستقیماً به اسناد و تصاویر واقعی پرونده مربوط است.
مصاحبهای محدود در فضای زندان
مصاحبه با مکنزی شرایط متفاوتی نسبت به دیگر گفتوگوهای فیلم داشت.
زمان در اختیار سازندگان محدود بود و وکیل مکنزی نیز هنگام مصاحبه در اتاق حضور داشت. این محدودیتها طبیعتاً روی شیوه انجام گفتوگو و پاسخهای او تأثیر میگذاشت.
فیلمسازان تصمیم گرفتند بخشی از تعامل مکنزی با وکیلش را نیز در نسخه نهایی نگه دارند تا مخاطب بتواند شرایطی را که گفتوگو در آن انجام شده بهتر درک کند.
این تصمیم باعث شده مصاحبه صرفاً مجموعهای از پاسخهای جداشده از فضای پیرامون نباشد. مخاطب تا حدی میبیند که مکنزی در چه شرایطی حرف میزند، چه محدودیتهایی دارد و حضور وکیل چگونه بخشی از فضای گفتوگو را شکل میدهد.
اهمیت این مصاحبه از آنجا بیشتر میشود که مکنزی تا آن زمان روایت خود را در قالب یک گفتوگوی طولانی و مستقیم با یک پروژه مستند ارائه نکرده بود.
تدوین پروندهای با چند هزار قطعه اطلاعات
یکی از دشوارترین مراحل ساخت «تصادف» به تدوین مربوط میشود.
تدوینگر باید چند خط روایی را همزمان مدیریت میکرد: شب حادثه، رابطه مکنزی و دومینیک پیش از تصادف، تحقیقات پلیس، دادگاه، روایت خانواده قربانیان، روایت خانواده مکنزی و در نهایت گفتوگوی خود او در زندان.
در کنار این روایتها، حجم زیادی از مواد آرشیوی نیز وجود داشت که باید در نقطه مناسب داستان قرار میگرفت.
تصاویر واقعی حادثه و تحقیقات پلیس در کنار عکسها و ویدئوهای شخصی جوانان استفاده شدهاند تا قربانیان و مکنزی صرفاً به نامهایی در یک پرونده قضایی تبدیل نشوند.
فیلم تلاش میکند زندگی آنها پیش از حادثه را نیز نشان دهد؛ دورانی که هنوز خبری از دادگاه، محکومیت و تیترهای رسانهای نبود.
موسیقی و طراحی صدا نیز نقش مهمی در متصل کردن این مواد ناهمگون دارند. مستند باید میان ویدئوهای تلفن همراه، تصاویر نظارتی، مصاحبههای حرفهای و اسناد پلیس پیوستگی ایجاد کند؛ بدون آنکه تفاوت ماهیت این تصاویر از بین برود.
مستندی که با انتشارش پرونده دوباره زنده شد
ماجرای «تصادف» با پایان فیلم تمام نشد.
یکی از اتفاقات قابل توجه در زمان انتشار مستند این بود که همزمان با توجه دوباره مخاطبان به پرونده، اطلاعات بیشتری نیز در دسترس عموم قرار گرفت.
چند روز پس از انتشار مستند «تصادف»، پلیس استرانگسویل حدود ۳۲ هزار پیام متنی و تماس ضبطشده زندان مرتبط با پرونده را منتشر کرد.
این اسناد برای تیم سازنده کاملاً ناشناخته نبودند؛ زیرا بخشی از اطلاعات آنها در جریان تولید در اختیار سازندگان قرار گرفته بود. بااینحال، انتشار عمومی چنین حجم بزرگی از اسناد پس از نمایش فیلم، باعث شد پرونده بار دیگر مورد توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی قرار بگیرد.
مخاطبانی که پس از تماشای فیلم به دنبال جزئیات بیشتری از پرونده بودند، حالا با مجموعه گستردهای از مواد خام روبهرو شدند که امکان بررسی دوباره بخشهایی از ماجرا را فراهم میکرد.
به این ترتیب «تصادف» فقط یک پرونده قدیمی را بازگو نکرد؛ انتشار آن عملاً موج تازهای از توجه عمومی به پرونده مکنزی شیریلا ایجاد کرد.
مادر مکنزی همچنان از بیگناهی دخترش دفاع میکند
پس از انتشار مستند، «ناتالی شیریلا» (Natalie Shirilla)، مادر مکنزی، نیز در چند گفتوگوی رسانهای درباره وضعیت دخترش و تلاش خانواده برای ادامه پیگیری پرونده صحبت کرد.
او همچنان از بیگناهی مکنزی دفاع میکند و معتقد است بخشی از شواهد پرونده باید دوباره مورد بررسی قرار بگیرند.
همین موضوع باعث شد بحث پیرامون پرونده محدود به آنچه در مستند دیده میشود باقی نماند.
با افزایش مخاطبان فیلم، مصاحبههای جدید، اسناد منتشرشده و واکنشهای کاربران نیز به بخشی از زندگی پس از انتشار «تصادف» تبدیل شدند؛ اتفاقی که در بسیاری از آثار موفق ژانر جنایی واقعی رخ میدهد.
گاهی انتشار یک مستند نه پایان یک پرونده رسانهای، بلکه آغاز دور تازهای از توجه عمومی به آن است.
«تصادف» به یکی از پربینندهترین مستندهای نتفلیکس تبدیل شد
استقبال مخاطبان نیز سهم مهمی در بازگشت پرونده مکنزی شیریلا به فضای عمومی داشت.
براساس آمار منتشرشده از سوی نتفلیکس، مستند «تصادف» در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۶۵ میلیون بازدید جهانی ثبت کرد و به پربینندهترین مستند نتفلیکس در این بازه تبدیل شد.
چنین آماری برای یک مستند جنایی نشان میدهد پرونده مکنزی شیریلا توانسته از محدوده اخبار محلی اوهایو فراتر برود و به موضوعی بینالمللی برای مخاطبان آثار True Crime تبدیل شود.
پس از انتشار فیلم، شبکههای اجتماعی نیز بار دیگر پر از تحلیل، بازبینی شواهد و بحث درباره حکم دادگاه شد.
برخی کاربران روی اطلاعات خودرو و نحوه برخورد تمرکز کردند، برخی رابطه مکنزی و دومینیک را مورد بررسی قرار دادند و گروهی دیگر درباره این سؤال بحث کردند که آیا شواهد موجود برای اثبات قتل عمد کافی بوده است یا نه.
همین فضای بحث و بازخوانی یکی از عواملی است که مستندهای جنایی واقعی موفق را از گزارشهای ساده قضایی جدا میکند.
نظر منتقدان درباره مستند «تصادف»
مستند «تصادف» در مجموع با واکنش نسبتاً مثبتی از سوی منتقدان روبهرو شد.
فیلم در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) امتیاز ۸۰ درصد منتقدان را به دست آورد و بخش قابل توجهی از نقدها روی شیوه استفاده اثر از شواهد دیجیتال، تصاویر آرشیوی و مصاحبه مستقیم با مکنزی تمرکز داشتند.
یکی از بخشهای مورد توجه منتقدان، نحوه استفاده فیلم از پیامهای متنی، ویدئوهای تلفن همراه و ردپای دیجیتال شخصیتها است.
پرونده مکنزی نمونهای از پروندههای جنایی نسل شبکههای اجتماعی است؛ روابط شخصیتها فقط در خاطرات دوستان و خانواده باقی نمانده، بلکه بخش قابل توجهی از آن در پیامها، عکسها، ویدئوها و فعالیتهای آنلاین ثبت شده است.
همین مواد دیجیتال به فیلمسازان اجازه میدهد بخشی از رابطه شخصیتها را بدون نیاز به بازسازی یا روایت شفاهی دوباره کنار هم قرار دهند.
بهخصوص در مورد رابطه مکنزی و دومینیک، پیامها و آثار دیجیتال اهمیت پیدا میکنند؛ زیرا دادستانی نیز بخشی از استدلال خود درباره انگیزه و شرایط پیش از حادثه را بر همین رابطه بنا کرده بود.
فرمول آشنای مستندهای جنایی نتفلیکس
البته واکنش منتقدان کاملا مثبت نبود. برخی نقدها معتقدند «تصادف» در بخشهایی بیش از اندازه از فرمول آشنای مستندهای جنایی نتفلیکس استفاده میکند؛ فرمولی متشکل از تصاویر آرشیوی، مصاحبههای احساسی، پیامهای ظاهرشده روی تصویر و افشای تدریجی اطلاعات.
این منتقدان اعتقاد دارند فیلم در برخی لحظات برای ایجاد تعلیق، بیش از اندازه روی عناصر شوکهکننده پرونده تأکید میکند.
این انتقاد به مسئلهای گستردهتر در ژانر True Crime مربوط میشود. زمانی که یک پرونده واقعی با قربانیان واقعی تبدیل به محصول سرگرمی میشود، همیشه این پرسش وجود دارد که مرز میان تحقیق مستند و ایجاد هیجان برای مخاطب کجاست. «تصادف» نیز کاملا از این بحث جدا نیست.
فیلم از یک طرف تلاش میکند حجم زیادی از شواهد و روایتها را در اختیار مخاطب قرار دهد و از سوی دیگر باید ساختاری داشته باشد که بیننده را تا پایان همراه نگه دارد.
همین دو هدف در برخی لحظات در برابر یکدیگر قرار میگیرند.
شنیدن روایت متهم از زبان خودش
با وجود این انتقادها، یکی از ویژگیهایی که در بررسیهای مختلف مورد توجه قرار گرفته، حضور مستقیم مکنزی در فیلم است.
بدون این گفتوگو، «تصادف» میتوانست به مستندی تبدیل شود که صرفا پرونده دادستانی و روایت خانواده قربانیان را بازگو میکند.
اما حضور مکنزی باعث میشود مخاطب ادعای او را نیز مستقیما بشنود. او از داخل زندان همچنان تأکید میکند که قصد قتل نداشته و تصادف عمدی نبوده است.
این به معنای تأیید روایت او از سوی مستند نیست؛ بلکه فیلم امکان شنیدن روایت فرد محکومشده را نیز در کنار اسناد قضایی و صحبتهای خانواده قربانیان فراهم میکند. همین تضاد، یکی از جذابترین بخشهای فیلم است.
مخاطب با پروندهای روبهرو میشود که حکم قضایی آن صادر شده، اما یکی از اصلیترین افراد درگیر همچنان تعریف کاملاً متفاوتی از اتفاق ارائه میدهد.
«تصادف» و شکل جدید مستندهای جنایی
«تصادف» را میتوان نمونهای از نسل جدید مستندهای True Crime دانست؛ آثاری که دیگر تنها به گزارش پلیس، مصاحبه با کارآگاهان و تصاویر دادگاه متکی نیستند. زندگی امروز حجم عظیمی از ردپاهای دیجیتال تولید میکند.
پیامهای متنی، موقعیت تلفن همراه، ویدئوهای شخصی، تماسهای ضبطشده، تصاویر دوربینهای شهری و فعالیت در شبکههای اجتماعی ممکن است سالها بعد به بخشی از اسناد یک پرونده قضایی تبدیل شوند.
در پرونده مکنزی شیریلا نیز بخش قابل توجهی از تصویری که امروز از رابطه شخصیتها داریم، از همین منابع به دست آمده است.
در نتیجه، «تصادف» فقط درباره این سؤال نیست که یک خودرو چرا با سرعت بالا به ساختمان برخورد کرد. مستند درباره نسلی است که بخش بزرگی از زندگی شخصیاش ثبت میشود و همین ردپای دیجیتال ممکن است بعدها در دادگاه، رسانه و حتی یک مستند جهانی مورد بررسی قرار بگیرد.
در نهایت «تصادف» پروندهای را روایت میکند که حکم قضایی آن صادر شده، اما بحث درباره آن هنوز پایان نیافته است. دو جوان جان خود را از دست دادهاند، یک نوجوان به حبس طولانیمدت محکوم شده و خانوادههای هر سه نفر همچنان با پیامدهای اتفاقی زندگی میکنند که در چند ثانیه رخ داد.
فیلم بیش از آنکه تلاش کند پاسخ تازهای برای پرونده پیدا کند، اسناد، روایتها و تناقضهای آن را دوباره مقابل مخاطب قرار میدهد؛ از تصاویر دوربینهای نظارتی و پیامهای خصوصی گرفته تا گفتوگوی فردی که از داخل زندان همچنان میگوید آنچه رخ داد، قتل عمد نبود.
همین فاصله میان حکم دادگاه، روایت خانواده قربانیان و ادعای مکنزی شیریلا است که «تصادف» را از یک بازگویی ساده پرونده جنایی فراتر میبرد و به یکی از نمونههای قابل توجه مستندهای جنایی واقعی معاصر تبدیل میکند.
نویسنده: هاشم جهرمی