مستند ارس، رود خروشان به کارگردانی هادی آفریده با نگاهی تاریخی و اجتماعی، سرگذشت این رود مرزی و فداکاری مرزبانان ایرانی را به تصویر میکشد.
رودها از منظر من، چون خورشید، همواره زنانی هستند که با مقاومت و شهامت فراوان، تاریخ چندینهزارساله تمدن، فرهنگ، جغرافیا و مقاومت فاتحان و مغلوبان تاریخ را در درون خود حمل میکنند. حالا هادی آفریده با ساخت مستند «ارس، رود خروشان» این ذهنیت را بازسازی کرده است. او با دست گذاشتن بر یک پدیده طبیعی، رویکردی اجتماعی را در پیش گرفته تا فیلمش صرفاً مستندی درباره طبیعت نباشد که به اثری حوصلهسربر تبدیل شود. فیلم با تصویربرداری بینظیر و نریشن گرم و دلنشین شبنم مقدمی، از تاریخچه رودی میگوید که سرگذشتش با سرزمین ایران گره خورده است.
در ابتدا، ارس خودش را به مخاطب معرفی میکند و بهتدریج از تاریخ و بلاهایی میگوید که بر سرش آمده است؛ از سلسلههای هخامنشی و ساسانی، پیدایش اسلام و ایلخانان گرفته تا صفویان، جنگهای ایران و عثمانی، قرارداد ننگین ترکمنچای، ورود روسها به ایران در جریان جنگ جهانی دوم، سدسازیهای مشترک میان شوروی و سرزمینهای منطقه و در نهایت، پیوند رود ارس و رود کور در دشت مغان.
البته آفریده از سازههایی که در کنار این طولانیترین مرز آبی ساخته شدهاند نیز غافل نمیشود و تا حد امکان، اطلاعات جالبتوجهی، بهویژه درباره کلیساها، در اختیار مخاطب قرار میدهد. او تمام این موارد را در مستندی ۷۸ دقیقهای به نمایش میگذارد، بیآنکه بخواهد حوصله مخاطب را سر ببرد. ریتم روایت منسجم است و فیلم دچار افت نمیشود.
آنطور که گفته شده، تصویربرداری و تولید فیلم حدود سه سال زمان برده و در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل انجام شده است؛ چراکه ارس از منتهیالیه شمالی استان اردبیل وارد جمهوری آذربایجان میشود. «ارس، رود خروشان» بیش از هر چیز به مخاطب درس تاریخ میدهد؛ تاریخی بیطرفانه که در آن سلسلهها آمدند و رفتند، اما رود همچنان پابرجا ماند و قدرتمند به زندگی خود ادامه داد. ارس، با معنایی که در زبان یونانی برای نامش ذکر میشود، همچنان خروشان و جنگنده به حیات خود ادامه میدهد.
رود ارس در پی عهدنامه ترکمنچای، نزدیک به ۲۰۰ سال است که از سرزمین مادریاش جدا شده و به مرز میان ایران و سرزمینهای آن سوی رود تبدیل شده است.
از نکات قابلتوجه این مستند آن است که آفریده، در کنار پررنگ کردن تاریخ، از زاویه دید جغرافیایی نیز فاصله نمیگیرد. سدهایی که بر رود ساخته شدهاند، پلهایی که در طول تاریخ بر آن بنا شدهاند و اشاره به ۸۰۵ جزیره کوچک و بزرگ خالی از سکنه که تنها برای چراگاه مناسباند، از جمله موضوعاتی هستند که در فیلم به آنها پرداخته میشود.
اما وجه ملی این مستند، که برای مخاطب جذاب و درعینحال غمانگیز است، به ایستادگی سه مرزبان روی یکی از پلهای رود ارس برای جلوگیری از ورود روسها در جریان جنگ جهانی دوم مربوط میشود. روسها مرز جلفا و مسیر رود ارس را یکی از مناسبترین و آسانترین راهها برای عبور تانکها و نفربرهایشان میدانستند، اما با مقاومت سه سرباز، «عبدالله شهریاری»، «سرجوخه خصیب ملکمحمدی» و «سیدمحمد راثی هاشمی» روبهرو شدند. این سه مرزبان حدود دو تا سه روز ورود نیروهای روسی به ایران را به تأخیر انداختند، اما سرانجام جان خود را از دست دادند. گرامیداشت یاد این سه مرزبان، یکی از بهترین وجوه مستند است؛ ادای احترامی به همه مرزبانان و سربازانی که با جان و دل از خاک میهن دفاع میکنند.
«ارس، رود خروشان» قصهای کمتر شنیدهشده است که این فیلمساز با جسارت به سراغ آن رفته؛ قصه رودی که برای ما ایرانیان، سرگذشتی غمانگیز دارد. این مستند را میتوان نوعی تکنگاری دانست که استفاده از نریشن، بار دراماتیک آن را افزایش داده است.
هادی آفریده با فیلمش نشان میدهد که چگونه یک رود میتواند آنچه را در گذشته بر سرش آمده و آنچه را در آینده بر آن خواهد گذشت، زنده نگه دارد.