جشنواره فیلم کوتاه تهران با حضور چشمگیر فیلمسازان زن و نمایش آثاری با مضامین اجتماعی و انسانی گوناگون همراه بود.
صفت منظم و مرتب به جشنواره امسال میآید. سانسها و سینماهای متنوع که حق انتخاب بین تعداد زیاد فیلمها به مخاطب میداد، جشنواره را دلپذیرتر میکرد. بین کارگردانها، حضور چشمگیر کارگردانهای زن هم آمار جالبی را رقم زد. کاتالوگ دقیق جشنواره نیز راهنمای خوبی برای تماشاگران علاقهمند بود.
نوشتن درباره آثار ناگزیر اشارهای به داستانِ فیلم دارد. هشدار اسپویل
فیلم کوتاه «شبزده»
- کارگردان: نیلوفر فولادی
- نویسنده: مهدی گنجی
- بازیگران: محمد صابری، امیر مقیمی، آرمین فتحاللهی، آرش آقابیک، مجید فرهانی، ثمینه خاهانی، علی اوجاری، ویانا عبدالرزاقی، عباس محمدی
- تهیهکننده: محمد کارت
- خلاصه داستان: قصه یک جدال سنگین درونی است.
فیلم بهعنوان نخستین اثر کارگردانش، قصه سادهای دارد. مرد معتادی که پس از چند ماه از کمپ بازپروری بیرون آمده و دوست دارد وارد جریان معمول زندگی شود، اما جامعه برای او چنین فضایی را فراهم نمیکند. نه تنها شغلی برای او مهیا نیست، بلکه برادرش نیز او را از خود میراند.
فیلم با بازی درخشان محمد صابری در ارائه حس و حال مغموم و شکست خورده شخصیت اصلی در شهری شلوغ و بیرحم - مثل جایی که او میخواهد به دختربچهای گمشده کمک کن. اما مورد سوءتفاهم قرار میگیرد و بهجای قدردانی، با کتک از او استقبال میشود- موفق است.
فیلم ریتم مناسب و روایت یکدستی در فضای شبانه خود با نورپردازی و فیلمبرداری دقیق خود دارد.
فیلم کوتاه «Roll the Dice»
- کارگردان و نویسنده: مهلا یزدانی و حامد فاضل
- بازیگران: موژان کردی، مهرنوش حاجیخانی، لیلا بیات ، محمود داوودیان، بهینا طهماسبی
- خلاصه داستان: فیلمی درخشان «Roll the Dice» در زمینه نمایش ارتباط دو دختر امروزی در یک خوابگاه دانشجویی.
فیلم با انتخاب نماهای متوسط و نزدیک از دو دختر در فضای محدود یک اتاق کوچک در خوابگاه دانشجویی از جمله آثار متفاوت جشنواره تلقی میشود. شاید به نظر برسد نمایش دوستی دو دانشجو در یک اتاق که یکی از آن دو نابینا است، کار سادهای باشد، اما در واقع چنین نیست و فیلمساز باید با دقت و ظرافت بتواند حس و حال موجود در فضا را از طریق گفتگوهای غنی به تماشاگر منتقل کند.
فیلم در حالی آغاز میشود که یک دختر مشغول نقاشی یک چشم روی دو پلک دختری دیگر است که روی تخت دراز کشیده و بعد میفهمیم نابینا است. همین فصل آغازین و نمادین نشان میدهد که یک دختر قرار است بهعنوان چشم دختری دیگر راهنما و همراه او باشد.
شاید اگر ماجرای مارگیری و از طرفی تکرار فصل حضور مدیر خوابگاه در اتاق دختر نابینا برای پیدا کردن مار نبود، فیلم با یکدستی بیشتری همراه بود. اما به هرحال با فرض اینکه فیلم کوتاه عرصه تجربه است و همینکه یک تجربه مفید را روی پرده میبینیم، فرصتی مغتنم است.
یکی از نکات مثبت فیلم، اسم فیلم از که همان عبارت « تاس را بینداز » در بازی رایانهای دختر نابینا است، جسورانه انتخاب شده است.
فیلم کوتاه «انتظار بیست و پنج ساله»
- نویسنده و کارگردان: مطهره عدالتخواه
- ژانر: مستند
فیلم «انتظار بیست و پنج ساله» درباره پدر و مادری است که پس از بیست و پنج سال بچهدار شدهاند و پسرشان محمد مهدی جنگجی در بمباران میناب از دست رفته است. با اینکه آنها از حضور دانش آموز در مدرسه مطمئن هستند، پیکر او با تلاش بسیار به دست میآید.
از یادگارهای فرزند در یخچال خانه تا حمامی که مورد استفاده او بوده و والدین مدتهاست از آن استفاده نکردهاند. فیلم به لحاظ عاطفی لحظات دردناکی دارد و تماشاگر را حسابی درگیر میکند. ضمن اینکه نقل دست اول روایت فاجعه از قول افرادی که لحظه به لحظه در بطن آن بودهاند، این فیلم میتواند به سندی مستحکم و قابل اعتنا در این فاجعه انسانی تبدیل شود.
فیلم کوتاه «گوره»
- نویسنده و کارگردان: مرجان اشرفیزاده
- بازیگران: مجید پتکی، سحر گلدوست، حجت صفاریان، شهربانو امیدی ملومه
- تهیهکنند: محسن خباز
- خلاصه داستان: داستان «گوره» درباره حنا، گاو مادهای است که آماده باروری است اما از ورزا گاو نر، خبری نیست و او گم شده است. در این میان، پیرمرد و پیرزن، گلیجان را برای یافتن ورزا تحت فشار قرار دادهاند در حالی که حال گلیجان خوب نیست.
فیلم «گوره» به معنی نعره یا ماغ کشیدن حیوان به زبان گیلانی است - فقط آشتی با طبیعت نیست. فیلم از آن هم فراتر میرود و به زیست با طبیعت میرسد. دختر خانواده جوان با طبیعت اُخت شده که جای جای جنگل را میشناسد و میداند ورزای قوی خانواده - گاو نر که خود میتواند نمادین در نظر گرفته شود - را کجا پنهان کند و به سان گزینهای برای فشار به پدرومادر از آن استفاده کند.
بازی سحر گلدوست هم چنین زیست با طبیعتی را منتقل میکند. مشخص است با او چنان کار شده که مثل گیلکی که در جنگل زندگی میکند، رفتار مهربانانه با حیوانات و حتی گیاهان را در خود نهادینه کند. فیلمبرداری با انتخاب نورپردازی طبیعی برای نمایش رنگهای سبز و سرزنده حس زیبای زیست در طبیعت را به تماشاگر منتقل میکند. همانطور که صداگذاری سبب شده تا مدتها صداهای موجود در جنگل در ذهن تماشاگر بماند و حک شود.
مرجان اشرفیزاده که یک کارگردان حرفهای با سابقه کارگردانی و نویسندگی چند سریال تلویزیونی و یک فیلم خوب سینمایی به نام آبجی، است، با گروه حرفهای خود به میدان آمده و شاید رقابتش در کنار فیلمهای جوانانه و تجربی جشنواره، نابرابر بهنظر برسد.
او که سال قبل خود بین داوران بخش فیلمهای اقتباسی جشنواره بوده، بهتر از هر فرد دیگری میتواند در این زمینه قضاوت کند!
فیلم کوتاه «تاریخ دقیق پرواز»
- کارگردان: پوریا دهقان
- تهیهکننده: مجید حقیقت
- بازیگران: داریوش اشرفی و آنیل رخشانی
- خلاصه داستان: «تاریخ دقیق پرواز» داستان پیرمردی تنها را روایت میکند که چشم انتظار بازگشت دخترش به کشور است اما درست یک روز پیش از تماس دخترش، شنواییاش را از دست میدهد. حالا پیرمرد در میان اضطراب ندانستن تاریخ پرواز دخترش، باید راهی برای برقراری ارتباط با او پیدا کند.
فیلم «تاریخ دقیق پرواز» در کنار «بیست و پنج سال انتظار» درباره کودکان میناب، از تلخترین فیلمهای جشنواره محسوب میشود. فیلم با یک تماس تلفنی از دختری آغاز که در المان زندگی میکند.دختر به پدرش میگوید به زودی برای همیشه به ایران خواهد آمد.
قصه پر غصه مهاجرت ایرانیان، مول دیگر فیلمهای جشنواره، اینحا هم با موج کاملا منفی همراه است، با این تفاوت که موجی عاطفی و احستسی نیز بر آن سوار شده است.
بازی دختربچه فیلم - مثل اکثر کودکان فیلمهای جشنواره - شیرین و هوشمند است و بار زیادی از فیلم را به دوش میکشد. ناشنوا شدن پدر پیر فیلم فضا را برای شوک نهایی آماده میکند. ایدههای فیلم فکر شده هستند و تا به پایان به بار مینشینند.
فیلم کوتاه «نیویورک»
- نویسنده و کارگردان: امیر کرمی
- بازیگران: نگین تهمتن، سلمان صالحی
- تهیهکننده: امیر کرمی
- خلاصه داستان: داستان آوا و احسان است که برای آخرین بار قبل از جدایی همدیگر را ملاقات میکنند… .
چندین فیلم درباره جنگها و بمباران اخیر در جشنواره بود که یکی از بهترین آنها نیویورک بود. فیلمی که در پس زمینه آن بمباران هم حضور دارد. شوهری که قرار است به نیویورک برود به سراغ همسری میرود که تقاضای طلاق از او دارد.
فیلم در بستر فروپاشی بیرونی ناشی از بمباران، فروپاشی درونی یک خانواده را نیز به تصویر میکشد و چه تلخ. ماجرای طبقه بالا هم شاید به دلبستگی مجدد آنان منجر شود. فیلم بازیها، طراحی صحنه و لباس و نیز گفتوگوهای خوبی دارد و از جمله فیلمهای درست و بهسامان جشنواره محسوب میشود.
فیلم کوتاه «ژاپنی»
- نویسنده و کارگردان: پناه الوانی
- تهیهکنندگان: حمید مهرافروز، محمدرضا الوانی
- بازیگران: پناه الوانی، سجاد راثی، علیرضا عبادالهی، حمید رستمی، داریوش یزدانپناه، امیررضا داور، پارسا شریفی، علی امانی، صالح عباسی
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد جشنواره فیلم کوتاه، تضارب ارا در آن است. گاه مثل اسب سیاه فیلمی کردی درباره کشتن اسبها میبینیم و کاه فیلمی زنانه مثل فریز با زبان ترکی. فیلم ژاپنی اما یک استثنا است و از معدود اثار کمدی امسال. فیلم بهقدری پرشور و طناز است که تکاشاگران لجظهای از خندبدن بازنمیایستند.
فیلم در بسیاری لحظات بدون کلام و فقط با چهره و حرکات شخصیتها طنز ایجاد میکند. گاهی هم بدون حرکت و در سکوت مثل آثار آکی کوریسماکی طنز ایجاد میکند. فیلم که به زبان ترکی است و در اطذاف تبریز میگذرد، با مفهوم خانواده، رفاقت و مهاجرت سر شوخی را باز میکند.
ژاپنی یک فیلم پر انرژی است که نبض تماشاگر را در دست دارد.
فیلم کوتاه «ترمینال»
- نویسنده و کارگردان: علیرضا خانی
- تهیهکننده: مهدیه کاظمی
- بازیگران: بنفشه ریاضی، صادق برقعی، نیما زینالعابدینی، آرمین خودستان، مهری برجعلیزاده و هادی فیضآبادی
- خلاصه داستان: گلناز، دختری بلوچ، پس از پایان دورهی سوزندوزی در تهران برای بازگشت به زاهدان در ترمینال به علت نداشتن مدارک هویتی دچار چالشی غیر منتظره میشود.
وقتی در فیلمی همه چیز درست چیده میشود. فیلمی مثل ترمینال شکل میگیرد. زنجوانی برای گرفتن بلیت اتوبپس به ترمینال میرود اما مدرک شناسایی ندارد. پس به او بلیتی داده نمیشود. ماجرا این است که او از جمله هموطنان بلوچی است که شناسنامه ندارند.
فیلم تازه گرم شده و تا حادثه نهایی به پیش میبرند. وقتی موضوعی اجتماعی درامانیزه میشود، تاثیری دو چندان بر تماشاگر میگذارد. فیلم با ماجرایی تلخ به پایان میرسد که اشکها و فریادهای بیصدای زن جوان در هیاهویش به جایی نمیرسد.