معرفی سریال Mayor of Kingstown (شهردار کینگزتاون) | زندان؛ صنعتی همیشه سودآور!

سه‌شنبه 16 دی 1404 - 19:00
مطالعه 8 دقیقه
جرمی رنر در کاور اصلی سریال Mayor of Kingstown
سریال Mayor of Kingstown (شهردار کینگزتاون) دنیایی را نشان می‌دهد که در آن زندان‌ها نه‌تنها محل حبس، بلکه یک صنعت پرمنفعت و رو به رشد هستند.

در سال‌های گذشته، فیلم‌ها و سریال‌های متعددی با محوریت مواد مخدر، قاچاق، صنعت زندان‌بانی و نژادپرستی ساختاری در شهرهای کوچک ساخته شده‌اند. حالا سرویس استریم پارامونت پلاس مجموعه‌ای را تولید کرده که همه این مفاهیم را یک‌جا در خود دارد و در کنار آن، نکات مثبت دیگری هم ارائه می‌دهد. سریال شهردار کینگزتاون با وجود سوژه جذاب و حضور بازیگران شناخته‌شده، حسابی موفق شد و توانست جایگاه خوبی در میان بینندگان و شبکه‌ی خود داشته باشد؛ تا حدی که اخیرا برای فصل چهارم برگشته بود.

با اینکه حالا استقبال زیادی از این سریال شده، فصل ابتدایی آن نمرات خیلی بالایی از منتقدان نگرفت. فصل اول آن رضایت ۳۳ درصد منتقدان راتن تومیتوز را به خود جلب کرده بود؛ اما به مرور با پخش فصل‌های بعدی، امتیازها هم افزایش پیدا کرد. پخش اولیه سریال در آمریکا که همزمان از شبکه کابلی هم انجام شد، توانست ۲.۶ میلیون بیننده را جذب کند؛ آماری که باعث شد این اثر، به پربیننده‌ترین نمایش اولیه از سال ۲۰۱۸ تاکنون تبدیل شود. خالقان سریال، تیلور شریدان و هیو دیلون هستند. دیلون که پیش‌تر بیشتر به‌عنوان بازیگر شناخته می‌شد، در کنار شریدان قرار گرفته؛ فیلمسازی که احتمالاً آثار قبلی او را دیده‌اید.

شریدان در کارنامه خود، کارگردانی فیلم Vile (پست)، فیلم Wind River (رودخانه ویند)، فیلم Those Who Wish Me Dead (کسانی که آرزوی مرگ مرا می‌کنند) و سریال Yellowstone (یلو استون) را دارد. همین فضای جنایی و پرتنش، زمینه را فراهم کرد تا جرمی رنر بار دیگر با این دو خالق همکاری کند؛ سه نفری که پیش از این در فیلمWind River  تجربه همکاری مشترک داشتند. هیو دیلون که اهل شهر کینگزتاون است، سال‌ها با فضای زندان‌ها در داخل و اطراف این شهر آشنا بوده و فیلم‌برداری سریال هم دقیقاً در همین شهر انجام شده است. در خلاصه داستان رسمی سریال آمده است:

سریال شهردار کینگزتاون روایتگر زندگی خانواده قدرتمند مک‌لاسکی است؛ خانواده‌ای که نقش کارگزاران اصلی قدرت را در شهر کینگزتاونِ میشیگان ایفا می‌کنند، شهری که تنها صنعت رو به رشد آن، زندان‌بانی است. این سریال با پرداختن به مفاهیمی چون نژادپرستی سیستماتیک، فساد و نابرابری، نگاهی بی‌پرده به افرادی دارد که تلاش می‌کنند نظم و عدالت را به شهری بازگردانند که عملاً از هر دوی این مفاهیم خالی است.

این درام جنایی، یکی از مهم‌ترین و معاصرترین معضلات جهان امروز یعنی سیستم زندان‌های آمریکا را به تصویر می‌کشد؛ موضوعی که به‌سادگی نمی‌توان از کنار آن گذشت. خانواده مک‌لاسکی که عملاً مانند یک شهردار نامرئی، شهر را اداره می‌کنند، در میانه نیروهای پلیس، خلافکاران، زندانیان، نگهبانان زندان و سیاستمداران قرار گرفته‌اند. شهردار کینگزتاون برخلاف بسیاری از سریال‌های ده‌قسمتی، در هر قسمت داستان‌ها و اتفاقات متعددی را پیش روی مخاطب می‌گذارد؛ به‌گونه‌ای که لحظه‌ای فرصت چشم برداشتن از صفحه نمایش به شما نمی‌دهد، چون هر آن ممکن است مسیر داستان تغییر کند.

ادامه این مطلب، بخش‌هایی از داستان دو قسمت ابتدایی سریال را فاش می‌کند.

دقایق ابتدایی سریال با ریتمی آرام آغاز می‌شود. در همان ابتدا، پسربچه‌ای را می‌بینیم که به دستور مایک مک‌لاسکی با بازی جرمی رنر، توپ تنیسی را از فاصله‌ای دور به داخل حیاط زندان پرتاب می‌کند. این مقدمه خیلی زود به پایان می‌رسد، چون درست بعد از برخورد توپ با زمین زندان، مخاطب یک‌راست به دل داستان پرتاب می‌شود و ارتباطش با شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. همان‌طور که در خلاصه داستان اشاره شده، روایت اصلی حول خانواده پرنفوذ مک‌لاسکی می‌چرخد. از میان اعضای این خانواده، سه برادر یعنی مایک، میچ (کایل چندلر) و کایل (تیلور هندلی) نقش پررنگ‌تری در پیشبرد ماجرا دارند.

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، مطابق انتظار، جرمی رنر در نقش مایک بیش از سایر شخصیت‌ها به چشم می‌آید و تأثیر بیشتری بر روند داستان دارد؛ دست‌کم در دو قسمت ابتدایی. هرکدام از این برادران به شیوه خود تلاش می‌کنند به مردم شهر کمک کنند و همین مسئله باعث می‌شود میان اقشار آسیب‌دیده، پلیس، سیاستمداران و گروه‌های مختلف اجتماعی گرفتار شوند. در این میان، مایک و میچ بیشترین درگیری را دارند و کایل نقش برادر آرام‌تر خانواده را بازی می‌کند که به‌عنوان پلیس مشغول به کار است.

از خلال دیالوگ‌ها متوجه می‌شویم که میچ بیش از بقیه به این سبک زندگی و دردسرها علاقه دارد و انگار همیشه دنبال بحران است. کایل زندگی نسبتاً آرامی دارد و در کنار همسرش روزگار می‌گذراند. مادر خانواده هم کلاس‌هایی آموزشی برای زنان زندانی برگزار می‌کند. اما مایک، شخصیتی است که میان زمین و هوا معلق مانده؛ کسی که همیشه رویای ترک این شهر را در سر داشته و علاقه‌ای به ورود به این بازی‌های خطرناک نداشته، اما ناخواسته و به واسطه برادرش وارد این مسیر شده است. بعد از اتفاقات قسمت اول، دیگر راه بازگشتی برای او باقی نمی‌ماند.

به‌مرور، تمام مسئولیت‌ها روی دوش مایک سنگینی می‌کند. افراد تازه‌ای برای کمک سراغش می‌آیند، جنایت‌های جدید رخ می‌دهد و مجموعه‌ای از اتفاقات باعث می‌شود او هرچه بیشتر در این باتلاق فرو برود. انگار مایک با انجام این کارها در پی جبران چیزی است؛ شاید گذشته‌ای که می‌خواهد تاوانش را بدهد، شاید تلاشی برای مقابله با شیاطین درونی، یا شاید هم دلسوزی واقعی برای مردم شهر. انگیزه اصلی او هنوز به‌طور دقیق مشخص نیست، به‌خصوص وقتی حتی کمک برادر و مادرش را هم نمی‌پذیرد.

درست همزمان با درگیری شخصیت‌های اصلی با مشکلات شخصی‌شان، توطئه‌ای در پشت پرده شکل می‌گیرد. یکی از خلافکاران قدیمی که زمانی با این سه برادر ارتباط داشته، دوباره وارد ماجرا می‌شود. او که حالا در زندان است، همسرش را در جریان اتفاقات خطرناکی از دست داده اما همچنان به هدف خود نمی‌رسد. به همین دلیل تصمیم می‌گیرد از طریق فشارهای ذهنی و بازی‌های روانی، مایک را هدف قرار دهد. تا پایان قسمت دوم، اتفاق مستقیمی برای مایک رخ نمی‌دهد، اما قطعات پازل به‌تدریج کنار هم قرار می‌گیرند.

به نظر می‌رسد مایلو، همان خلافکار سابق، قرار است نقش آنتاگونیست اصلی این فصل را ایفا کند و روزگار را به کام مایک تلخ کند. هرچند او فعلاً پشت میله‌های زندان است، اما مثل هر تبهکار قدرتمند دیگری، افراد زیادی بیرون از زندان دارد که بی‌چون‌وچرا از او فرمان می‌برند. به همین دلیل، تماشای تقابل میان این برادران، سیاستمداران، خلافکاران و به‌ویژه مایلو می‌تواند بسیار جذاب باشد. حالا باید دید آیا مک‌لاسکی‌ها در فصل اول پیروز از میدان بیرون می‌آیند یا در این مسیر، همان‌طور که انتظار می‌رود، بهای سنگینی خواهند پرداخت.

آثار مشابه سریال شهردار کینگزتاون

سریال شنود

سریال The Wire

  • بازیگران: دومینیک وست، جان دومن و ادریس البا
  • سال پخش: ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸
  • تعداد قسمت‌ها: ۶۰ قسمت

سریال The Wire یک درام جنایی به‌شدت واقع‌گرایانه و یکی از ده سریال جنایی درگیرکننده که باید تماشا کنید است. داستان این سریال در شهر بالتیمور جریان دارد و شبکه به‌هم‌پیوسته‌ای از جرم، نیروهای پلیس، سیاست، رسانه و نظام آموزشی را به تصویر می‌کشد. برخلاف بسیاری از آثار این ژانر، تمرکز سریال روی یک قهرمان مشخص نیست؛ بلکه با مجموعه‌ای گسترده از شخصیت‌ها روبه‌رو هستیم؛ از افسران پلیس و قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا سیاستمداران و شهروندان عادی که همگی در دل نهادهایی معیوب و ازکارافتاده گرفتار شده‌اند. هر فصل، لایه‌ای تازه از ساختار قدرت شهر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه فساد، بقا و سازش‌های اخلاقی، مسیر زندگی همه افراد را شکل می‌دهد. شباهت اصلی The Wire با Mayor of Kingstown در نگاه سیستمی آن‌هاست. هر دو سریال علاقه‌ای به روایت‌های ساده خیر و شر ندارند و بیشتر روی نحوه عملکرد قدرت در پشت پرده تمرکز می‌کنند.

سریال اوزارک

سریال Ozark

  • بازیگران: جیسون بیتمن، لورا لینی و سوفیا هابلیتس
  • سال پخش: ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲
  • تعداد قسمت‌ها: ۴۴ قسمت

سریال Ozark یکی از بهترین سریال های نتفلیکس است که داستان مارتی برد، یک مشاور مالی را روایت می‌کند که پس از شکست یک معامله، ناچار می‌شود برای یک کارتل مواد مخدر مکزیکی پول‌شویی کند. او به‌همراه خانواده‌اش به منطقه اوزارک نقل مکان می‌کند و به‌تدریج به یکی از مهره‌های کلیدی میان خلافکاران، سیاستمداران، نیروهای پلیس و خانواده‌های محلی تبدیل می‌شود. هرچه نفوذ مارتی بیشتر می‌شود، خطر هم به همان اندازه افزایش می‌یابد و تصمیم‌های او بیش از آنکه بر پایه اخلاق باشند، از غریزه بقا سرچشمه می‌گیرند. شباهت این سریال با Mayor of Kingstown در تمرکز آن بر شخصیتی است که در منطقه خاکستری میان جرم و نظم فعالیت می‌کند. مارتی، درست مانند مایک مک‌لاسکی، خالق سیستمی که در آن کار می‌کند نیست، اما به‌مرور به عاملی حیاتی برای سرپا نگه‌داشتن آن تبدیل می‌شود. هر دو سریال، قهرمانان خود را افرادی عمل‌گرا و فرسوده نشان می‌دهند که برای حفظ یک تعادل شکننده در محیطی خشن و فاسد، آرامش شخصی و اصول اخلاقی‌شان را قربانی می‌کنند.

سریال خلافکاران لندن

سریال Gangs of London

  • بازیگران: جو کول، سوپ دیریسو و لوسین مساماتی
  • سال پخش: ۲۰۲۰ تاکنون
  • تعداد قسمت‌ها: ۲۵ قسمت

سریال Gangs of London یک درام جنایی خشن و بی‌رحم است که نبرد قدرت میان سازمان‌های تبهکاری بین‌المللی در زیرزمین جنایی لندن را به تصویر می‌کشد. پس از ترور یکی از چهره‌های اصلی مافیا، شهر به‌سرعت به آشوب کشیده می‌شود و گروه‌های رقیب برای تصاحب قدرت وارد جنگی تمام‌عیار می‌شوند؛ جنگی که اتحادهای شکننده گذشته را از هم می‌پاشد. این سریال به‌واسطه نمایش بی‌پرده قدرت، وفاداری و انتقام، هویت متمایزی دارد. شباهت آن با Mayor of Kingstown در تأکید بر مفهوم تعادل و پیامد است. هر دو سریال بر این ایده بنا شده‌اند که حذف یک مهره کلیدی می‌تواند کل اکوسیستم جرم را از هم بپاشد.

نظرات