معرفی سریال The Chair Company | فضای توطئهآمیز اداری و معمایی سورئال
سریال The Chair Company (شرکت صندلیسازی)، یک سریال تلویزیونی کمدی و مهیج آمریکایی است که در سال ۲۰۲۵ توسط تیم رابینسون و زک کانین خلق شد. تیم رابینسون در این سریال نقش ویلیام رونالد «ران» تروسپر را بازی میکند؛ مدیر پروژهای که پس از یک حادثه خجالتآور در محل کار با یک صندلی معیوب که زندگیاش را بههم میریزد، بهطور وسواسی در پی کشف یک توطئه شرکتی مرموز میافتد. داستان سریال، زندگی روزمره محیط اداری را با یک معمای سورئال ترکیب میکند و با طنزی ناخوشایند و لحظات غیرمنتظره بیننده را در هیجان نگه میدارد؛ جایی که مرز میان واقعیت و عجیب بودن بهتدریج محو میشود.
خانواده ران (از جمله همسرش باب، دخترش ناتالی و پسرش سث)، همراه با متحد غیرمعمول او، مایک سانتینی، نگهبان رستوران، وارد سفری پرهرجومرج میشوند که تمهایی مانند وسواس، هویت و جستوجوی معنا در جهانی که گاهی بیرحم بهنظر میرسد را بررسی میکند. این سریال که هشت قسمت دارد، به یکی از پر بحثترین کمدیهای HBO تبدیل شده و بهخاطر ترکیب منحصر بهفرد طنز روانشناختی و روایت غیرقابل پیشبینی، تحسین منتقدان را برانگیخته است. در پی استقبال گسترده مخاطبان و تحسین منتقدان، سریال برای فصل دوم نیز تمدید شده است و وعده ادامه تحقیقات عجیب ران و نیروهای پنهان پشت شرکت صندلیسازی را میدهد.
قسمت اول سریال The Chair Company داستان ران تروسپر را معرفی میکند؛ مردی خانوادهدوست و در ظاهر موفق که بهعنوان مدیر پروژه در شرکت ساختمانی Fisher Robay در ایالت اوهایو کار میکند. ران بهتازگی مسئولیت هدایت یک پروژه بزرگ ساخت مرکز خرید را برعهده گرفته و این قسمت با ارائهای موفق از سوی او آغاز میشود؛ ارائهای که با استقبال همکارانش همراه است و نشان میدهد ران در محیط کاریاش فردی قابل احترام و مورد اعتماد است. اما همهچیز زمانی بهطور ناگهانی تغییر میکند که او پس از پایان سخنرانی مینشیند و صندلی زیر پایش میشکند و او مقابل چشم همه نقش زمین میشود.
این لحظه تحقیرآمیز، نقطه آغاز فروپاشی آرام اما عمیق زندگی ران است. در روزهای بعد، ران تلاش میکند با شوخیکردن فضا را کنترل کند، اما توجه مداوم همکارانش او را بیش از پیش مضطرب میکند. محیط کار کمکم برایش خصمانه و عجیب به نظر میرسد. وقتی متوجه میشود صندلی شکسته را دور انداختهاند، مخفیانه آن را پیدا میکند و نام شرکت سازنده، «Tecca»، را روی آن میبیند. ران تصمیم میگیرد موضوع را پیگیری کند، اما تماسهای تلفنی بینتیجه، ایمیلهای برگشتی و پاسخهای مبهم او را وارد چرخهای فرسایشی از سردرگمی و خشم میکند. اشارهای مبهم به امکان پیگیری حقوقی در صورت اثبات آسیبدیدگی، وسواس ران را شدت میبخشد.
رفتار ران در محل کار بهتدریج آشفتهتر میشود. تمرکزش را از دست میدهد، به اطرافیانش پرخاش میکند و درگیر موقعیتهای شرمآور تازهای میشود، از جمله شکایتی که نزدیک است پای او را به واحد منابع انسانی باز کند. برخوردهای عجیب با همکاران، بهویژه سرایدار مرموزی که بهشدت روی «فرغون مخصوص فضای داخلی» حساس است، فضای سریال را هرچه بیشتر سوررئال و ناآرام میکند. در خانه، ران ظاهراً زندگی آرامی با همسر و فرزندانش دارد، اما ذهنش همچنان درگیر صندلی و شرکت سازنده آن است. هنگام ساخت اسلایدشویی احساسی برای دخترش، به آدرس Tecca میرسد و بیمقدمه تصمیم میگیرد خودش موضوع را بررسی کند.
او شبانه وارد ساختمان شرکت میشود و با فضایی خالی و وهمآلود روبهرو میشود که تنها شامل یک دستگاه کپی با تصاویر عجیب و یک توپ بادی قرمز غولپیکر است. شنیدن صدای حرکت کسی در ساختمان، او را وحشتزده فراری میدهد. روز بعد، ران سعی میکند دوباره روی کارش تمرکز کند، اما شب در پارکینگ شرکت توسط مردی ناشناس مورد حمله قرار میگیرد. مرد به او هشدار میدهد که پیگیری شرکت صندلیسازی را متوقف کند. ران بهجای عقبنشینی، به دنبال مهاجم میدود و تنها چیزی که در نهایت نصیبش میشود، پیراهنی است که در دستش باقی میماند. قسمت اول با ایستادن ران در سکوت و در حالی که پیراهن را در دست دارد به پایان میرسد؛ نشانهای روشن از اینکه تحقیر اولیه حالا به وسواسی خطرناک برای کشف حقیقت تبدیل شده است.
سریال The Chair Company بهعنوان یکی از بهترین سریال های ۲۰۲۵ بلافاصله پس از پخش با استقبال گسترده منتقدان روبهرو شد و خیلی زود جایگاه خود را بهعنوان یکی از متفاوتترین کمدیهای تلویزیونی سال تثبیت کرد. بسیاری از منتقدان از اینکه تیم رابینسون و زک کانین توانستهاند سبک خاص کمدی مبتنی بر شرمندگی و اضطراب را از قالب اسکچ به یک روایت سریالی موفق منتقل کنند، شگفتزده شدند. برخلاف انتظار، ساختار بلندتر نهتنها به شوخیها لطمه نزد، بلکه امکان پرداخت عمیقتر به وسواس، پارانویا و فشارهای روانی را فراهم کرد. یکی از نقاط قوت اصلی سریال، تعادل دقیق میان ژانرهاست. منتقدان بارها به ترکیب کمدی آزاردهنده با عناصر معمایی، تریلر و حتی وحشت اشاره کردند؛ ترکیبی که فضایی خندهدار و در عین حال ناآرام میسازد.
بسیاری معتقد بودند سریال در ایجاد حس تهدید از دل فضاهای کاملاً عادی، مانند محیطهای اداری یا ساختمانهای خالی، یادآور آثار دیوید لینچ است. این حس دائمیِ «چیزی اشتباه است» حتی در لحظات خندهدار، یکی از جسورانهترین ویژگیهای سریال تلقی شد. بازی تیم رابینسون در نقش ران تروسپر تقریباً با اجماع کامل تحسین شد و بسیاری آن را بهترین اجرای او تا امروز دانستند. منتقدان از فیزیک بدنی، کنترل دقیق مکثها و توانایی او در جابهجایی بین کمدی عصبی و لحظات احساسی صادقانه تمجید کردند. برخلاف بسیاری از نقشهای قبلی رابینسون، ران شخصیتی زمینیتر و قابلهمذاتپنداریتر دارد و همین باعث میشود فروپاشی روانیاش هم خندهدار و هم دردناک باشد.
از نظر مفهومی، بسیاری از منتقدان فروپاشی ران را بازتابی از اضطرابهای دنیای دیجیتال، اطلاعات نادرست و وسواسهای مدرن دانستند. روایت توطئه در سریال بیشتر بهعنوان یک مسیر روانشناختی دیده شد تا یک معمای کلاسیک. با وجود تحسین گسترده، سریال خالی از نقد نبود. برخی منتقدان اشاره کردند که این نوع طنز برای همه مخاطبان قابلتحمل نیست و ممکن است کسانی را که با سبک رابینسون ارتباط برقرار نمیکنند، آن را پس بزند. عدهای نیز انسجام روایی و پرداخت خط معمایی را ناکافی دانستند و معتقد بودند این سبک کمدی در قالبهای کوتاهتر مؤثرتر است. قسمت اول این سریال به بزرگترین افتتاحیه یک سریال کمدی در بیش از پنج سال گذشته برای HBO تبدیل شد.
آثار مشابه سریال شرکت صندلیسازی
سریال دیترویترز
سریال Detroiters
- بازیگران: سم ریچاردسون، تیم رابینسون و شاونتی دالون
- سال پخش: ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸
- تعداد قسمتها: ۲۰ قسمت
سریال Detroiters یک کمدی محیط کار است که بر یک آژانس تبلیغاتی کوچک و در آستانه ورشکستگی در شهر دیترویت تمرکز دارد؛ آژانسی که توسط دو دوست قدیمی به نامهای سم دووت و تیم کرمبلین اداره میشود. داستان سریال تلاش آنها برای بقا در یک اقتصاد محلی رو به زوال را دنبال میکند؛ جایی که با ساخت تبلیغات کمهزینه برای کسبوکارهای در حال سقوط، از فروشگاههای مبلمان گرفته تا برندهای غذایی محلی و چهرههای حاشیهای، سعی میکنند سرپا بمانند. سم فردی بهشدت خوشبین، صادق از نظر احساسی و عمیقاً معتقد است که وفاداری و اشتیاق میتواند هر مشکلی را حل کند. در مقابل، تیم شخصیتی مضطرب، از نظر اجتماعی دستوپاچلفتی و بهشدت گریزان از رویارویی دارد، بهویژه زمانی که مسئولیت او را وارد نقشهای مدیریتی میکند که آمادگیاش را ندارد. هر قسمت با یک مسئله کاری ظاهراً قابلکنترل آغاز میشود که خیلی زود، بهدلیل تعهد بیش از حد شخصیتها، سوءبرداشت از نشانههای اجتماعی یا انکار واقعیت، به آشوبی مسخره و غیرمنطقی ختم میشود.
سریال اداره
سریال The Office
- بازیگران: استیو کرل، رین ویلسون و جان کرازینسکی
- سال پخش: ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳
- تعداد قسمتها: ۲۰۱ قسمت
سریال The Office زندگی روزمره کارکنان یک شرکت کاغذسازی کاملاً معمولی به نام داندر میفلین را به تصویر میکشد که در قالب یک مستندنمای ساختگی روایت میشود. در مرکز داستان، مدیر شرکت، مایکل اسکات، قرار دارد؛ مردی که بهشدت تشنه دوستداشتهشدن، تحسینشدن و بهیادماندن بهعنوان یک رهبر بزرگ است، با وجود اینکه از نظر حرفهای ناتوان و از نظر احساسی نابالغ است. سریال بر تعاملات کوچک محیط کار مانند جلسات، ارزیابی عملکرد، روابط عاطفی اداری و تنشهای جزئی تمرکز دارد؛ موقعیتهایی که بهتدریج به لحظاتی عمیقاً ناراحتکننده و خجالتآور تبدیل میشوند. آنچه The Office را ماندگار میکند، تواناییاش در تبدیل روالهای کاملاً عادی شغلی به میدانهای نبرد احساسی است؛ جایی که شخصیتها ناامنیها، جاهطلبیها و ترسهای خود را بر آیینهای بیمعنای شرکتی فرافکنی میکنند.
سریال ارزیابی
سریال Review
- بازیگران: اندی دالی، مگان استیونسون و جسیکا سنت کلیر
- سال پخش: ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷
- تعداد قسمتها: ۲۲ قسمت
سریال Review داستان فارست مکنیل، یک منتقد تلویزیونی، را روایت میکند که شغلش نه نقد محصولات یا آثار هنری، بلکه ارزیابی تجربههای زندگی است. در هر قسمت، او تجربههایی مانند ازدواج، اعتیاد، نژادپرستی یا فقدان شخصی را «امتیازدهی» میکند و با همان بیطرفی سردی که یک منتقد رستوران به غذا نگاه میکند، با زندگی انسانها برخورد دارد. تعهد خشک و بیانعطاف فارست به نقش حرفهایاش، او را از قضاوت انسانی و اخلاقی بازمیدارد و در نهایت باعث میشود زندگی شخصیاش را به نام «صداقت حرفهای» نابود کند. سریال بهتدریج از یک ایده کمدی ساده فراتر میرود و به پرترهای ناآرام از وسواس، سرکوب عاطفی و فشار ساختارهای نهادی تبدیل میشود.