معرفی سریال His & Hers | شروع مهیج و معماییِ سال جدید با نتفلیکس

چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 19:00
مطالعه 7 دقیقه
تسا تامپسون و جان برنثال با His & Hers به نتفلیکس می‌آیند؛ روایتی دوگانه از یک جدایی
سریال His & Hers یک تریلر معمایی محدود از نتفلیکس است؛ درباره حقیقت‌های پنهان، واقعیت‌های درهم‌تنیده و روایت‌هایی که برای محافظت از خود می‌سازیم.

سریال His & Hers یک مجموعه محدود تریلر-معمایی است که ماه پیش از نتفلیکس پخش شد و براساس رمان پرفروش ۲۰۲۰ نوشته آلیس فینی ساخته شده است. این سریال که توسط ویلیام اولدروید خلق شده، شیوه‌های پیچیده‌ای را نشان می‌دهد که مردم برای محافظت از واقعیت شخصی و روایت زندگی خود انتخاب می‌کنند. داستان در شهر تاریخی دالونگا، جورجیا رخ می‌دهد؛ جایی که زندگی‌های ظاهراً بی‌ارتباط از طریق رازها، فقدان و خاطرات متضاد به هم گره می‌خورند. تسا تامپسون در نقش اصلی حضور دارد و همراه با جان برنثال، پابلو شرایبر، ربکا ریتن‌هاوس و سونیتا مانی اجرای قدرتمندی ارائه می‌دهد که به فضای پرتنش و پیچیده سریال عمق احساسی می‌بخشد.

روایتِ این سریال، که می‌تواند یکی از بهترین سریال‌های ۲۰۲۶ باشد، مرز میان حقیقت و برداشت شخصی را محو می‌کند و نشان می‌دهد چگونه نسخه‌های متفاوت افراد از واقعیت، مسیر حل معما را شکل می‌دهند. سریال His & Hers در قالب شش قسمت، با ترکیب توسعه شخصیت‌های غنی، جذابیت روان‌شناختی و فضاسازی قوی، تریلری خلق می‌کند که بینندگان علاقه‌مند به داستان‌هایی پیچیده و چندلایه را جذب می‌کند. تمرکز سریال بر روایت، خاطره و توجیه شخصی باعث می‌شود هم معمایی هیجان‌انگیز باشد و هم نگاهی عمیق به چگونگی شکل‌گیری تاریخ‌های شخصی ارائه دهد. قسمت اول سریال His & Hers با صحنه‌ای تیره و تاریک در جنگل‌های شمال جورجیا آغاز می‌شود؛ جایی که زنی در زیر باران و روی یک خودرو در حال جان دادن است.

این تصویر ناتمام، از همان ابتدا فضای داستانی را شکل می‌دهد که بر پایه خاطرات شکسته، روایت‌های غیرقابل اعتماد و رازهای دفن‌شده بنا شده است. داستان سپس به آتلانتا می‌رود، جایی که آنا اندروز، خبرنگار سابق تلویزیونی، زندگی منزوی و خاموشی دارد. او پس از یک تراژدی عمیق شخصی، هم از شغلش فاصله گرفته و هم از دوستانش؛ و حالا از نظر روحی و جسمی فرسوده به نظر می‌رسد. باور آنا به این‌که هر داستانی دو روایت دارد و همیشه کسی دروغ می‌گوید، به‌تدریج به موضوع اصلی این قسمت تبدیل می‌شود. بی‌تفاوتی آنا زمانی تمام می‌شود که خبر قتلی در دالونگا، شهر کوچک دوران کودکی‌اش، را می‌شنود.

این پرونده بلافاصله غریزه حرفه‌ای او را بیدار می‌کند و او را به گذشته‌ای بازمی‌گرداند که سال‌ها از آن فرار کرده است. با وجود تردید مدیر شبکه، آنا موفق می‌شود اجازه پوشش این خبر را بگیرد و آن را فرصتی برای بازسازی هویت حرفه‌ای خود جلوه دهد. او همراه با ریچارد، فیلم‌برداری که رابطه‌ای پیچیده‌ای با آنا دارد، راهی دالونگا می‌شود. در سوی دیگر داستان، تحقیقات رسمی قتل بر عهده کارآگاه جک هارپر است؛ پلیسی سخت‌گیر و کنترل‌گر که فقط روی واقعیت‌ها تأکید دارد و از همان لحظه کشف جسد، برخوردی بیش از حد شخصی با پرونده نشان می‌دهد.

قربانی، ریچل هاپکینز، زنی متأهل است که به‌طرزی خشونت‌آمیز در جنگل به قتل رسیده. جزئیات صحنه جرم به‌تدریج نشان می‌دهد که قربانی قاتل خود را می‌شناخته و رفتار جک، بیش از آن‌که حرفه‌ای باشد، رنگ درگیری عاطفی به خود می‌گیرد. تنش اصلی زمانی شکل می‌گیرد که آنا و جک در محل جرم با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند و مشخص می‌شود آن‌ها زن و شوهری با رابطه‌ای سرد و گذشته‌ای تلخ و حل‌نشده هستند. دیدار دوباره‌شان سرشار از بی‌اعتمادی، خشم فروخورده و اندوهی است که هنوز التیام نیافته. جک تلاش می‌کند آنا را از پرونده دور نگه دارد، در حالی که آنا با حس خبرنگاری خود متوجه می‌شود جک چیزی را پنهان می‌کند.

با بازگشت آنا به خانه قدیمی خانواده‌اش، لایه‌های روان‌شناختی داستان عمیق‌تر می‌شود. نوارهای ویدئویی قدیمی و وسایل شخصی، پیوندی میان آنا، ریچل و دیگر زنان گذشته‌شان ایجاد می‌کند و این ایده را تقویت می‌کند که ریشه قتل به سال‌ها قبل بازمی‌گردد. هم‌زمان، صحنه‌هایی از کالبدشکافی و خانه خانواده ریچل، تناقض‌ها و پرسش‌های نگران‌کننده‌ای را مطرح می‌کنند. واکنش منتقدان به سریال His & Hers به‌طور قابل‌توجهی متنوع بود و این مینی‌سریال نتفلیکس را به اثری تبدیل کرد که هم تحسین‌برانگیز و هم بحث‌برانگیز است. ارزیابی‌های کلی نشان می‌دهد که منتقدان در حالی که به جاه‌طلبی هنری و بازی‌های قوی سریال اشاره می‌کنند، نسبت به ساختار روایی، ریتم داستان و انسجام کلی آن انتقاداتی دارند.

این بازخوردهای مختلف نشان می‌دهد که سریال اگرچه به‌عنوان یک معمای جنایی کاملاً قانع‌کننده عمل نمی‌کند، اما آن‌قدر جذاب هست که مخاطب را تا پایان با خود همراه نگه دارد. بیشترین تحسین‌ها حول محور بازیگران اصلی، به‌ویژه تسا تامپسون در نقش آنا اندروز می‌چرخد. خیلی از منتقدان بازی او را عمیق، کنترل‌شده و از نظر احساسی باورپذیر توصیف کرده‌اند و معتقدند که او ستون اصلی سریال است. توانایی تامپسون در نمایش اندوه، وسواس و ابهام اخلاقی بدون اغراق، باعث شده حتی در لحظاتی که داستان حرکتی ندارد، سریال همچنان قابل دنبال‌کردن باقی بماند.

جان برنثال هم برای نقش کارآگاه جک هارپر بازخوردهای مثبتی دریافت کرده که شخصیتی سرکوب‌شده و ناپایدار را به‌خوبی به تصویر می‌کشد. تنش میان این دو شخصیت، یکی از عوامل اصلی جذابیت درام محسوب می‌شود. منتقدانی که دیدگاه مثبتی نسبت به سریال دارند، این کندی آگاهانه را فرصتی برای پرداخت روان‌شناسانه شخصیت‌ها می‌دانند. مفاهیمی مانند تروما، روایت‌های متضاد و خودفریبی به‌تدریج در تار و پود داستان تنیده می‌شوند و بر نسبی‌بودن حقیقت تأکید می‌کنند. بااین‌حال، همین ویژگی‌ها منبع اصلی انتقادات هم هستند. بسیاری از منتقدان ریتم سریال را بیش از حد کند می‌دانند، به‌ویژه در نیمه اول، جایی که داستان بارها درجا می‌زند.

بخش میانی سریال از نگاه برخی کش‌دار و مملو از تکرار احساسات مشابه است، بدون آن‌که پیشرفت قابل‌توجهی در روایت ایجاد شود. داستان جنایی هم واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است. برخی از منتقدان ترجیح سریال به منطق احساسی به‌جای واقع‌گرایی پلیسی را می‌پذیرند، اما دیگران روایت پرونده را غیرقابل‌باور یا سطحی می‌دانند. در مجموع، His & Hers به‌عنوان یک تریلر روان‌شناختی نابرابر اما قابل‌تأمل شناخته می‌شود. سریال بی‌نقص نیست، اما جسارتش در ریسک‌پذیری باعث شده در میان آثار مشابه نتفلیکس، جایگاه قابل توجهی پیدا کند. با گذشتِ زمان، باید دید این سریال می‌تواند در فهرست بهترین مینی‌ سریال‌ های نتفلیکس جای محکمی برای خود دست‌وپا کند یا خیر.

آثار مشابه سریال His & Hers

سریال چیزهای تیز

سریال Sharp Objects

  • بازیگران: ایمی آدامز، پاتریشا کلارکسون و کریس مسینا
  • سال پخش: ۲۰۱۸
  • تعداد قسمت‌ها: ۸ قسمت

چیزهای تیز یک تریلر روان‌شناختی و از بهترین مینی سریال‌ های تاریخ است که در شهر کوچک و خفه‌کننده‌ی ویند گپ در ایالت میزوری جریان دارد؛ جایی که خبرنگاری به نام کامیل پریکر برای بررسی قتل دو دختر نوجوان به زادگاهش بازمی‌گردد. کامیل از نظر روحی شکننده است و با اعتیاد، زخم‌های خودآزاری و آسیب‌های حل‌نشده‌ی دوران کودکی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ زخم‌هایی که به‌محض بازگشت به خانه دوباره سر باز می‌کنند. هم‌زمان با پیش رفتن گزارش او از پرونده، تحقیق به‌شکل جدایی‌ناپذیری با گذشته‌ی شخصی‌اش گره می‌خورد؛ به‌ویژه رابطه‌ی سمی‌اش با مادر سلطه‌گرش و فضای اجتماعی ناآرام و بیمارگونه‌ی شهر. روایت داستان آهسته پیش می‌رود و بیش از وضوح روایی یا روند پلیسی، بر فضا، حافظه و ازهم‌گسیختگی روانی تمرکز دارد. قتل‌ها کمتر به‌عنوان معمایی برای حل شدن عمل می‌کنند و بیشتر نقش جرقه‌ای را دارند که کینه‌های دفن‌شده، رازهای خانوادگی و نسخه‌های تحریف‌شده‌ی حقیقت را آشکار می‌سازد.

سریال فروپاشی

سریال The Undoing

  • بازیگران: نیکول کیدمن، هیو گرانت و ادگار رامیرز
  • سال پخش: ۲۰۲۰
  • تعداد قسمت‌ها: ۶ قسمت

سریال فروپاشی داستان گریس فریزر، روان‌درمانگری موفق را دنبال می‌کند که در نیویورک، در کنار همسر و فرزندش، ظاهراً زندگی بی‌نقصی دارد؛ تا اینکه یک قتل وحشیانه او را وارد شبکه‌ای از سوءظن و افشاگری می‌کند. با پیش رفتن تحقیقات، گریس مجبور می‌شود با این احتمال روبه‌رو شود که مردی که دوستش دارد آن کسی نیست که تصور می‌کرده و برداشت‌های خودش از واقعیت نیز شاید نتیجه‌ی نادیده‌گرفتن آگاهانه‌ی حقیقت بوده باشد. این سریال یکی از بهترین مینی سریال‌های جنایی است و بیش از آنکه یک معمای جنایی کلاسیک باشد، به‌تدریج به فروپاشی روانی شخصیت اصلی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه انکار، امتیاز اجتماعی و وابستگی عاطفی می‌توانند واقعیت را تحریف کنند. بخش زیادی از تنش داستان از چیزهایی می‌آید که گریس حاضر نیست ببیند، حتی وقتی شواهد اطرافش انباشته می‌شوند.

سریال میر اهل ایست‌تاون

سریال Mare of Easttown

  • بازیگران: کیت وینسلت، جولیان نیکلسون و جین اسمارت
  • سال پخش: ۲۰۲۱
  • تعداد قسمت‌ها: ۷ قسمت

سریال میر اهل ایست‌تاون یک درام جنایی است که بر شخصیت میر شیهن، کارآگاهی در شهری کوچک و به‌هم‌پیوسته در پنسیلوانیا، تمرکز دارد؛ شهری که او در آن مشغول تحقیق درباره‌ی قتل یک دختر نوجوان است. برخلاف بسیاری از سریال‌های پلیسی، این مجموعه به همان اندازه که به پرونده اهمیت می‌دهد، به زندگی شخصی میر نیز می‌پردازد. او در سوگ مرگ پسرش است، با دعواهای مربوط به حضانت دست‌وپنجه نرم می‌کند و زیر فشار انتظارات سنگین جامعه‌ی اطرافش خفه شده است. تحقیق جنایی به آینه‌ای برای درد جمعی شهر تبدیل می‌شود و رازهایی را برملا می‌کند که بسیاری از ساکنان ترجیح می‌دهند پنهان بمانند. داستان با حوصله و دقت پیش می‌رود و اجازه می‌دهد روابط، کینه‌ها و رنجش‌های قدیمی مسیر پرونده را شکل دهند. به همین دلیل، Mare of Easttown جزوِ بهترین مینی سریال‌ های تاریخ قرار می‌گیرد.