به گزارش فیلمزی، سریال تازه مهران مدیری از ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ بهصورت هفتگی پخش خود را از شبکه سه سیما آغاز کرده است و بازگشت مسعود شصتچی بعد از «مرد هزارچهره» و «مرد دوهزارچهره» اتفاق اصلی این سریال است.
سادگی و غفلت مسعود شصتچی در زندگی قابل پذیرش نیست
«مرد سههزارچهره» پیش از آنکه یک سریال تازه باشد، یک بازگشت است. بازگشت مهران مدیری به یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای کارنامهاش، مسعود شصتچی. شخصیتی که آخرین بار نزدیک به دو دهه پیش در تلویزیون دیده شد.
شصتچی در سری جدید همچنان همان آدم آرام، بیآزار، ساده و گرفتار سوءتفاهم است و قرار نیست خدش هویت تازهای بسازد، بلکه دیگران و موقعیتها هستند که مدام او را به جای آدمهای دیگر مینشانند. غافل از اینکه مشکل دقیقا از جایی آغاز میشود که شصتچی در جهان جدید قرار میگیرد. جهانی که با وجود تغییرات در شیوه زندگی دیگر این حجم از سادگی و غفلت در زندگی را بر نمیتابد.
شصتچی عوض نشده، جهان عوض شده است
در «مرد هزارچهره»، سادگی مسعود شصتچی موتور اصلی کمدی بود. جامعهای که به آن وارد میشد، پر از تیپهایی بود که فاصله میان ظاهر و واقعیت آنها موقعیتهای طنز میساخت. شصتچی هر بار ناخواسته وارد یک جهان تازه میشد و تماشاگر به فاصله میان آنچه او میدید تا آنچه واقعا وجود داشت، میخندید و نکته مهم این بود که این فرمول هنوز تازگی داشت.
اما امروز خودِ مخاطب با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته با انواع شوخی، میم، ویدئوهای کوتاه و کمدی موقعیتی مواجه است. بنابراین صرفِ تکرار همان فرمول قدیمی نمیتواند الزاما تاثیر گذشته را ایجاد کند. یه همین دلیل جنس طنز سریال همچنان در فضای دهه ۸۰ باقی مانده است.
به همین دلیل، مسئله «مرد سههزارچهره» شوخی نیست. مسئله این است که بسیاری از شوخیها و طنزهای موقعیت پیش از آنکه به نقطه اوج برسند، برای مخاطب امروز قابل پیشبینی شدهاند.
مدیری هنوز به بازی با «تیپ» مسلط است
یکی از نقاط قوت سریال همچنان خود مهران مدیری است. او شصتچی را با اغراق اجرا نمیکند. سکوتها، نگاههای نگران و واکنشهای کند او همچنان بخش مهمی از کمدی شخصیت است.
مدیری میداند که شصتچی نباید یک کمدین پرتحرک باشد. اتفاقا هرچه موقعیت عجیبتر میشود، آرامش و بیخبری او بیشتر به کمدی کمک میکند. بنابراین بار اصلی سریال همچنان روی دوش شصتچی و اجرای مدیری میچرخد.
طنز سیاسی و اجتماعی، فرصت تازه سریال
یکی از تفاوتهای مهم فصل جدید، قرار گرفتن شصتچی در موقعیتهایی است که ظرفیت اجتماعی و سیاسی بیشتری دارند. در اطلاعات منتشرشده درباره سریال، یکی از موقعیتهای اصلی او به پرونده مذاکرات ایران و آمریکا مربوط میشود. این بخش میتواند مهمترین امکان «مرد سههزارچهره» باشد. چرا؟
چون اگر شصتچی قرار است در سال ۱۴۰۵ دوباره جای آدمهای مختلف قرار بگیرد، این بار میتواند آینهای برای جامعهای باشد که خودش پیچیدهتر، عصبیتر و پرتناقضتر از گذشته شده است.
در چنین شرایطی، طنز سریال زمانی تازه میشود که فقط از «اشتباه گرفتن آدمها» نخندد، بلکه از سیستمی که آدمها را اشتباه میگیرد نیز حرف بزند.
شصتچی همیشه قربانی موقعیت بوده است،اما امروز میتوان پرسید آیا جامعهای که شصتچی را مدام به جای آدم دیگری میبیند، خودش دچار نوعی بحران هویت نشده است؟
این همان جایی است که «مرد سههزارچهره» میتواند از یک کمدی نوستالژیک فاصله بگیرد و به یک طنز اجتماعی معاصر تبدیل شود.
مسعود شصتچی هنوز ظرفیت دارد
مسعود شصتچی هنوز شخصیت قابل استفادهای است، شاید بیشتر از گذشته. زیرا امروز میتوان او را در برابر جهانِ بسیار پیچیدهتری قرار داد. جهانی که آدمها نقش بازی میکنند، هویتهای مختلف دارند و گاهی تشخیص اینکه چه کسی واقعا چه کسی است، از همیشه دشوارتر شده است. اما شصتچی، برخلاف همه این آدمها، هنوز خودش است.
شاید همین تناقض بتواند مهمترین ایده فصل جدید باشد و اگر «مرد سههزارچهره» بتواند از این ایده استفاده کند، بازگشت مسعود شصتچی فقط یک خاطرهسازی تلویزیونی نخواهد بود، میتواند به مواجهه یک شخصیت متعلق به دهه ۸۰ با جامعهای تبدیل شود که در ۱۴۰۰ دیگر همان جامعه سابق نیست.
اکنون سریال در مرز میان این دو ایستاده است. یک پای در نوستالژی دارد و پای دیگری او در زمانه امروز است.