از Pluribus تا Ted Lasso

پربیننده‌ترین سریال‌های اپل تی‌ وی (Apple TV) | ۱۰ اثر شبیه سیلو و پلوریبوس

پنج‌شنبه 11 دی 1404 - 21:00
مطالعه 14 دقیقه
اپل تی‌وی با سریال‌هایی چون «پلوریبوس» و «تد لاسو» استانداردهای قصه‌گویی مدرن را بازتعریف کرده است. ۱۰ سریال پربیننده این پلتفرم را معرفی کردیم.

اپل تی‌وی در سال‌های اخیر با پافشاری بر استراتژی «کیفیت بر کمیت»، خود را از یک پلتفرم استریمینگ نوپا به گالری خوبی از آثار باکیفیت تلویزیونی تبدیل کرده است که در آن، هر عنوان با وسواسی هنرمندانه انتخاب می‌شود. سال ۲۰۲۵ نقطهٔ عطفی تاریخی برای این شبکه بود؛ جایی که با ظهور پدیدهٔ علمی-تخیلی «پلوریبوس» Pluribus و جابه‌جایی تمامی رکوردهای پیشین، اپل نه‌تنها سلطه خود را بر ژانرهای پیچیده تثبیت کرد، که نشان داد می‌تواند با تلفیق بودجه‌های عظیم سینمایی و قصه‌گویی مناسب، استانداردهای تا اندازه‌ای جدید و به‌دور از کلیشه‌های رایج را برای صنعت سرگرمی بازتعریف کند.

فهرست ۱۰ سریال پربیننده حال حاضر این پلتفرم آینه‌ای تمام‌نما از تکامل سلیقه مخاطبان جهانی است؛ کلکسیونی متنوع که از گرمای امیدبخشِ کمدی‌هایی چون «تد لاسو» Ted Lasso تا سرمای استخوان‌سوزِ تریلرهایی مانند «آخرین سنگر» را دربرمی‌گیرد. آنچه در ادامه می‌خوانید، رتبه‌بندی نهایی و مستند از آثاری است که توانسته‌اند بیشترین زمان تماشا را به خود اختصاص دهند و با روایت‌های جسورانه و حضور ستارگان تراز اول سینما، میلیون‌ها بیننده را در سراسر جهان پای گیرنده‌های خود میخکوب کنند.

محبوب‌ترین سریال‌های اپل تی وی

۱۰. سریال دوستان و همسایگان شما

سریال Your Friends & Neighbors

  • خالق: جاناتان تروپر
  • بازیگران: جان هم، آماندا پیت و اولیویا مان
  • تعداد قسمت‌ها: ۹
  • سال پخش: ۲۰۲۵
  • ژانر: درام، جنایی و کمدی سیاه
  • میانگین امتیازات Your Friends & Neighbors در IMDB: امتیاز ۷.۷ از ۱۰
خلاصه داستان: کوپ (جان هم)، مدیر سابق سرمایه‌گذاری که اکنون شغل و اعتبارش را از دست داده، برای حفظ سبک زندگی تجملاتی و خانواده‌اش، به روشی خطرناک روی می‌آورد: سرقت از خانه‌های همسایگان ثروتمندش در حومه شهر. اما هر بار که او وارد حریم خصوصی دیگران می‌شود، با حقایقی روبرو می‌شود که نشان می‌دهد فساد اخلاقی همسایگانش بسیار عمیق‌تر از جرم‌های کوچک اوست.

این سریال یک هجویه سیاه و گزنده بر رؤیای آمریکایی است که با ظرافت، ژانر «سرقت» را با درام روان‌شناختی ترکیب کرده است. جان هم با هوشمندی تمام، پرسونای جذاب و کاریزماتیک خود را این بار در خدمت شخصیتی قرار داده که از درون پوسیده و مستأصل است. «دوستان و همسایگان شما» فراتر از تعلیقِ دزدی‌های شبانه، یک کالبدشکافی اجتماعی از طبقه مرفه است؛ جایی که دوربین با حالتی هیچکاکی و نظربازانه، به پشت دیوارهای بلند عمارت‌ها نفوذ می‌کند تا نشان دهد چگونه ثروت می‌تواند پوششی پرزرق‌وبرق برای انحطاط اخلاقی باشد.

اثر در لایه‌های عمیق‌تر، نقدی بی‌رحمانه بر مفهوم «حریم خصوصی» در عصر مدرن است. کوپ در نقش یک انگل اجتماعی، تنها زمانی احساس زنده بودن می‌کند که در حال تجاوز به حریم دیگران است؛ گویی هویت او تنها در آینه زندگی دیگران شکل می‌گیرد. سریال Your Friends & Neighbors با پرهیز از دوقطبی‌سازی رایجِ «ظالم و مظلوم»، جهانی را ترسیم می‌کند که در آن همه گناهکارند؛ یکی دزدی می‌کند و دیگری با سکوتش جنایت را می‌خرد. این درام با ریتمی که گاهی به عمد کند می‌شود تا تعلیقِ ناشی از «احتمال رسوایی» را تشدید کند، به مخاطب یادآوری می‌کند که در این شهرک‌های لوکس، خطرناک‌ترین افراد نه دزدان نقاب‌دار، که همسایگانی هستند که با لبخند صبح‌گاهی به شما سلام می‌کنند.

۹. سریال پایین جاده گورستان

سریال Down Cemetery Road

  • خالق: مورونا بنکس (بر اساس رمان میک هرون)
  • بازیگران: اما تامپسون و روث ویلسون
  • تعداد قسمت‌ها: ۸
  • سال پخش: ۲۰۲۵
  • ژانر: تریلر، معمایی و درام
  • میانگین امتیازات Down Cemetery Road در IMDB: امتیاز ۷ از ۱
خلاصه داستان: وقتی دختر همسایه پس از یک انفجار مرموز ناپدید می‌شود، سارا تاکر (روث ویلسون) که نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند، با زویی بوهم (اما تامپسون)، یک کارآگاه خصوصی با رفتارهای عجیب و غیرمتعارف همراه می‌شود. این دو زن با شخصیت‌های متضاد، وارد هزارتویی از هویت‌های جعلی و توطئه‌های پنهان می‌شوند که مرز میان مردگان و زندگان را مخدوش می‌کند.

این اثر بازتعریفی مدرن و هوشمندانه از ژانر نوآر بریتانیایی است که به جای تکیه بر کلیشه‌های مردانه، بر شیمی پیچیده و درخشان میان دو زنِ آسیب‌دیده استوار است. اما تامپسون با اجرایی مینیمال و طنزی خشک، کلیشه کارآگاهِ همه‌چیزدان را می‌شکند و روث ویلسون موتور محرکِ احساسی قصه است. نویسندگان با مهارت تمام، تعلیق جنایی را با طنز سیاه انگلیسی درهم‌می‌آمیزند تا اثری خلق کنند که همزمان که نفس را در سینه حبس می‌کند، لبخندی تلخ بر لب می‌نشاند.

آنچه مجموعه Down Cemetery Road را از سیل عظیم آثار جنایی متمایز می‌کند، تمرکز بر «ابتذال شر» است. شرارت در اینجا نه توسط ابرتبه‌کاران نابغه، که به‌واقع توسط بوروکرات‌های خسته و سیستم‌های ناکارآمد اعمال می‌شود. سریال با رویکردی ضدقهرمانانه، نشان می‌دهد که چگونه تروماهای شخصی می‌توانند به محرکی قوی‌تر از وظیفه‌شناسی برای کشف حقیقت تبدیل شوند. زویی بوهم نه برای اجرای عدالت، بلکه برای ارضای حس کنجکاوی و فرار از ملالِ زندگی خود وارد ماجرا می‌شود. این نگاه بدبینانه، اما واقع‌گرا، به اثر عمقی اگزیستانسیالیستی بخشیده که در آن، حل معما لزوماً به معنای رستگاری شخصیت‌ها نیست و تنها پرده از بی‌رحمی جهان برمی‌دارد.

۸. سریال سیلو

سریال Silo

  • خالق: گراهام یوست (بر اساس رمان‌های هیو هاوی)
  • بازیگران: ربکا فرگوسن، تیم رابینز و کامن
  • تعداد قسمت‌ها: ۲۰ (در دو فصل ۱۰ قسمتی)
  • سال پخش: ۲۰۲۳ - ۲۰۲۵
  • ژانر: علمی-تخیلی، دیستوپیایی و درام
  • میانگین امتیازات Silo در IMDB: امتیاز ۸.۱ از ۱۰
خلاصه داستان: در آینده‌ای که سطح زمین به جهنمی سمی تبدیل شده، باقی‌مانده‌ٔ بشریت در یک سازه‌ٔ عظیم زیرزمینی با ۱۴۴ طبقه زندگی می‌کنند. جولیت (ربکا فرگوسن)، مهندسی از اعماق سیلو، پس از قتل نامزدش شروع به طرح پرسش‌هایی می‌کند که پایه‌های ایدئولوژیک و تاریخی این جامعه بسته را به لرزه درمی‌آورد و رازی مرگبار دربارهٔ دنیای بیرون را فاش می‌کند.

«سیلو» یک شاهکار در زمینهٔ معماریِ بصری و جهان‌سازی است که استعاره‌ای تکان‌دهنده از ساختار طبقاتی جوامع انسانی را ارائه می‌دهد. طراحی صحنه‌ٔ سریال با استفاده از سبک بروتالیسم، حسِ سنگینیِ هزاران تن خاک را روی شانه‌های مخاطب منتقل می‌کند. سریال Silo بیش از آنکه درباره‌ٔ بقا باشد، درباره‌ٔ «کنترل روایت» است؛ اینکه چگونه قدرت‌ها با دستکاری تاریخ و حقیقت، توده‌ها را در تاریکی نگه می‌دارند.

این اثر را می‌توان بازخوانی مدرنی از تمثیل «غار افلاطون» دانست؛ جایی که ساکنان، سایه‌های روی دیوار (نمایشگرهای سیلو) را به‌عنوان تنها حقیقت موجود پذیرفته‌اند. سریال با ضرب‌آهنگی که گاهی به عمد کند و فرساینده می‌شود، خفقانِ زندگی در محیط بسته را شبیه‌سازی می‌کند و مخاطب را با این پرسش بنیادین روبه‌رو می‌سازد: «آیا امنیتِ برآمده از دروغ، ارزشمندتر از آزادیِ مرگبار است؟» جولیت نیکولز تنها یک قهرمان اکشن نیست، نماینده‌ٔ شکاکیت علمی در برابر جزم‌اندیشی شبه‌مذهبی حاکم بر سیلو است. تضاد میان «آنچه می‌بینیم» و «آنچه به ما گفته می‌شود»، موتور محرک درامی است که هر لحظه بر بارِ فلسفی آن افزوده می‌شود.

۷. سریال اسب‌ های آرام

سریال Slow Horses

  • خالق: ویل اسمیت (بر اساس رمان‌های میک هرون)
  • بازیگران: گری اولدمن، جک لودن و کریستین اسکات توماس
  • تعداد قسمت‌ها: ۳۰ (در پنج فصل ۶ قسمتی)
  • سال پخش: ۲۰۲۲ - ۲۰۲۵
  • ژانر: جاسوسی، تریلر و کمدی سیاه
  • میانگین امتیازات Slow Horses در IMDB: امتیاز ۸.۳ از ۱۰
خلاصه داستان: در ساختمانی فرسوده و بدبو به نام اسلاو هاوس، مأموران طردشده‌ٔ MI5 که «اسب‌های آرام» نامیده می‌شوند، روزگار می‌گذرانند. آن‌ها تحت رهبری جکسون لمب (گری اولدمن) —جاسوسی قدیمی، بددهن و دائم‌الخمر— ناخواسته در کانون خطرناک‌ترین تهدیدات امنیت ملی بریتانیا قرار می‌گیرند و باید جور مأموران شیک‌پوش سازمان را بکشند.

این سریال آنتی‌تزِ کاملِ دنیای اتوکشیده و لوکس «جیمز باند» است. «اسب‌های آرام» جاسوسی را از برج عاج به کف خیابان‌های کثیف لندن می‌آورد. گری اولدمن با اجرایی استادانه، یکی از چندش‌آورترین و درعین‌حال دوست‌داشتنی‌ترین ضدقهرمان‌های تاریخ تلویزیون را خلق کرده است. جذابیت سریال در طنز سیاه و واقع‌گرایی تلخ آن است؛ جایی که قهرمان‌ها نه با گجت‌های پیشرفته، که با سماجت و اشتباهات مضحک خود دنیا را نجات می‌دهند.

در پسِ ظاهرِ کثیف و دیالوگ‌های طعنه‌آمیز، Slow Horses مرثیه‌ای است برای افولِ امپراتوری و نقدِ بوروکراسیِ ناکارآمد بریتانیا. جکسون لمب نمادِ هوشِ کهنه‌ای است که در میان کاغذبازی‌های اداری و سیاست‌های پوپولیستیِ مدرن، جایی ندارد اما همچنان تنها کسی است که حقیقت را می‌بیند. سریال با هوشمندی، انگشت از روی تروریست‌های خارجی به عنوان دشمن اصلی برمی‌دارد و سیاستمداران داخلی و مدیران جاه‌طلبِ خودِ سازمان MI5 را تنها دشمن حقیقی نشان می‌دهد. این جابه‌جاییِ قطب‌نما، سریال را به تریلری سیاسی بدل می‌کند که در آن وفاداری به کشور، اغلب به معنای نافرمانی از دستورات مافوق است.

۶. سریال بی‌گناه فرضی

سریال Presumed Innocent

  • خالق: دیوید ای. کلی
  • بازیگران: جیک جیلنهال، روث نگا و بیل کمپ
  • تعداد قسمت‌ها: ۸
  • سال پخش: ۲۰۲۴
  • ژانر: جنایی، درام حقوقی و رازآلود
  • میانگین امتیازات Presumed Innocent در IMDB: امتیاز ۷.۷ از ۱۰
خلاصه داستان: راستی سابیچ (جیک جیلنهال)، دادستان ارشد و موفق شیکاگو، ناگهان خود را در جایگاه متهم به قتل همکار و معشوقه‌اش می‌بیند. سریال با کالبدشکافی دقیق سیستم قضایی و زندگی شخصی راستی، تماشاگر را در برزخی از شک و تردید رها می‌کند که آیا او قربانی توطئه است یا هیولایی که نقاب قانون بر چهره دارد.

دیوید ای. کلی در این اقتباس، فراتر از یک درام دادگاهی معمولی رفته و یک تریلر روان‌شناختیِ نفس‌گیر خلق کرده است که بر «اجرای نمایش بی‌گناهی» تمرکز دارد. جیک جیلنهال با بازی لایه لایه خود، مرز باریک میان استیصالِ یک مرد بی‌گناه و جنونِ یک قاتل را محو می‌کند. این اثر، مطالعه‌ای در باب وسواس، خیانت و شکنندگیِ حقیقت در عصر رسانه است که مخاطب را تا آخرین لحظه در قضاوت خود مردد نگه می‌دارد.

سریال با تمرکز بر مفهوم «مردانگی سمی» و خودشیفتگی پنهان در شخصیت راستی، لایه‌ای عمیق‌تر به داستان جنایی خود می‌افزاید. دوربین با محبوس کردن مخاطب در زاویه دید شخصیت اصلی، ما را شریکِ اضطراب و پارانویای او می‌کند، اما همزمان با آشکار کردن دروغ‌های کوچک و بزرگش، اعتبار او را به چالش می‌کشد. پرسش اصلی سریال حقوقی نیست، اخلاقی است: آیا می‌توان از نظر قانونی «بی‌گناه» بود، اما از نظر انسانی کاملاً گناهکار؟ پایان‌بندی سریال Presumed Innocent نیز به‌جای ارائه یک کاتارسیس ساده، بر پیچیدگی و تیرگیِ ماهیت انسان تأکید می‌کند و عدالت را نه امری مطلق، که به‌درستی کالایی قابل معامله در بازار مکاره‌ٔ وکالت نشان می‌دهد.

۵. سریال برنامه صبحگاهی

سریال The Morning Show

  • خالق: جی کارسون
  • بازیگران: جنیفر انیستون، ریس ویترسپون و بیلی کروداپ
  • تعداد قسمت‌ها: ۴۰ (در چهار فصل ۱۰ قسمتی)
  • سال پخش: ۲۰۱۹ - ۲۰۲۵
  • ژانر: درام
  • میانگین امتیازات The Morning Show در IMDB: امتیاز ۸.۱ از ۱۰
خلاصه داستان: پس از رسوایی جنسی و اخراج مجری محبوب یک برنامهٔ صبحگاهی، شبکهٔ خبری دچار بحران می‌شود. الکس لیوی (جنیفر انیستون) باید برای حفظ جایگاه خود بجنگد، درحالی‌که بردلی جکسون (ریس ویترسپون)، خبرنگاری جسور و غیرقابل پیش‌بینی، نظم موجود را به چالش می‌کشد و فسادهای سیستماتیک شبکه را هدف قرار می‌دهد.

«برنامه صبحگاهی» شبیه به یک گلادیاتوربازی مدرن در استودیوهای تلویزیونی است که با ریتمی دیوانه‌وار، پشت پرده‌ٔ لبخندهای مصنوعی مجریان خبر را عریان می‌کند. نقطهٔ قوت تحلیل سریال در نمایش «منطق بی‌رحم قدرت» است؛ جایی که اخلاقیات همواره قربانی مصلحت‌اندیشی و آمار بینندگان می‌شود. انیستون و ویترسپون با نمایش پیچیدگی‌های زنان در رأس قدرت، کلیشه‌های قربانی یا ظالم بودن را کنار می‌زنند.

هرچند سریال The Morning Show گاهی به‌سمت ملودرام‌های اغراق‌آمیز (Soap Opera) می‌لغزد، اما همین آشفتگی و هیستریک بودن، دقیق‌ترین بازتاب از وضعیت رسانه‌های خبری در قرن بیست‌ویکم است. سریال فضایی را ترسیم می‌کند که در آن «حقیقت» تنها زمانی ارزشمند است که قابل بسته‌بندی و فروش باشد. شخصیت کوری الیسون (با بازی درخشان بیلی کروداپ) تجسمی از این نهیلیسمِ شرکتی است؛ کسی که از هر بحران اخلاقی، یک فرصت تجاری می‌سازد. «برنامه صبحگاهی» با نقد فرهنگِ کنسل (Cancel Culture) و استانداردهای دوگانه، نشان می‌دهد که در این بازی، رستگاری واقعی وجود ندارد و تنها چیزی که اهمیت دارد، بقا در برابر دوربین‌هاست.

۴. سریال تفکیک‌ سازی

سریال Severance

  • خالق: دن اریکسون
  • بازیگران: آدام اسکات، زک چری، بریت لاور و پاتریشا آرکت
  • تعداد قسمت‌ها: ۱۹ (فصل اول ۹ قسمت، فصل دوم ۱۰ قسمت)
  • سال پخش: ۲۰۲۲ - ۲۰۲۵
  • ژانر: علمی-تخیلی و تریلر روان‌شناختی
  • میانگین امتیازات Severance در IMDB: امتیاز ۸.۷ از ۱۰
خلاصه داستان: مارک اس (آدام اسکات) رهبری تیمی در شرکت لومون را بر عهده دارد که کارمندانش داوطلبانه حافظه خود را به دو بخش «کار» و «زندگی» تقسیم کرده‌اند. اما وقتی یک غریبه در دنیای بیرون ظاهر می‌شود و ادعاهایی درباره ماهیت شوم لومون مطرح می‌کند، مارک شروع به کشف این حقیقت می‌کند که آن‌ها صرفاً کارمند نیستند، بلکه زندانیان ذهن خودشان‌اند.

«تفکیک‌سازی» کافکایی‌ترین تجربهٔ بصری قرن بیست‌و‌یکم است. این سریال با طراحی صحنه‌ای مینی‌مالیستی و فضایی استریل، نقدی فلسفی و ترسناک بر سرمایه‌داری مدرن و مفهوم «ازخودبیگانگی» ارائه می‌دهد. وحشت در این سریال در خون و خشونت نیست، در سکوت‌های طولانی، تقارن‌های وسواسی و لبخندهای مصنوعی مدیران سازمانی نهفته است.

قدرتِ تکان‌دهنده‌ٔ سریال در تبدیلِ «محل کار» به یک فرقهٔ مذهبی است. شرکت لومون با متون مقدس، بنیان‌گذاران خداگونه و آیین‌های پاداش و تنبیه، استعاره‌ای از نهادهای توتالیتر است که روحِ پیروانش را تسخیر می‌کنند. شخصیت‌های «اینی» (Innies) کودکانی هستند که در بدن بزرگسالان و بدون هیچ خاطره‌ای از عشق یا تروما، تنها برای «کار کردن» متولد شده‌اند. سریال Severance با طرح این وضعیت، پرسشی ترسناک را مطرح می‌کند: اگر حافظه‌ٔ رنج‌هایمان را پاک کنیم، آیا هنوز انسان هستیم؟ «تفکیک‌سازی» سوگواری برای مرگِ هویت یکپارچه است و نشان می‌دهد که تلاش برای فرار از درد، می‌تواند به بردگی ابدی ختم شود.

۳. سریال آخرین سنگر

سریال The Last Frontier

  • خالق: جان بوکنکمپ و ریچارد دی‌اویدیو
  • بازیگران: جیسون کلارک، دومینیک کوپر و هیلی بنت
  • تعداد قسمت‌ها: ۱۰
  • سال پخش: ۲۰۲۵
  • ژانر: اکشن، تریلر و جنایی
  • میانگین امتیازات The Last Frontier در IMDB: امتیاز ۶.۷ از ۱۰
خلاصه داستان: در سرزمین‌های یخ‌زده و بی‌رحم آلاسکا، فرانک رمنیک (جیسون کلارک) به عنوان تنها مارشال منطقه، با سقوط هواپیمای حامل خطرناک‌ترین جنایتکاران روبه‌رو می‌شود. او باید در میان طوفان برف و تاریکی مطلق قطبی، هم با طبیعت وحشی بجنگد و هم با قاتلانی که چیزی برای از دست دادن ندارند، مقابله کند.

«آخرین سنگر» به‌واقع احیای نیمه‌باشکوه سینمای اکشنِ کلاسیک در قالب تلویزیون است که «سرما» و «انزوا» را به شخصیت‌های اصلی داستان تبدیل کرده است. جیسون کلارک با فیزیک خسته، اما سرسخت خود، شمایلی از کهن‌الگوی «مرد قانونِ تنها» را بازآفرینی می‌کند. این سریال ثابت کرد که تعلیق و هیجان خالص، اگر با شخصیت‌پردازی درست و فضاسازی طبیعی همراه شود، هنوز هم قدرتمندترین ابزار برای میخکوب کردن مخاطب است. چه عجیب و بسیار حیف اپل تی‌وی پلاس رسماً این سریال را پس از تنها یک فصل لغو کرد.

این مجموعه را می‌توان یک «نئو-وسترن» قطبی دانست که در آن قانون‌گریزیِ غرب وحشی به سرزمین‌های یخ‌زده منتقل شده است. سریال با خشونتی عریان و بی‌پرده، شکنندگی تمدن در برابر طبیعت را به تصویر می‌کشد. در اینجا، انزوا که برای قهرمان داستان نوعی پناهگاه بود، به بزرگ‌ترین دشمن او بدل می‌شود. تقابل میان زندانیان (که نمایندهٔ آشوب خالص هستند) و مارشال (که نمایندهٔ نظمی متزلزل است) در بستر طبیعتی که به هر دو بی‌تفاوت است، ابعادی اساطیری به داستان می‌بخشد. The Last Frontier یادآور می‌شود که در افراطی‌ترین شرایط، اخلاقیات رنگ می‌بازد و تنها غریزه بقاست که حکم نهایی را صادر می‌کند.

۲. سریال تد لاسو

سریال Ted Lasso

  • خالق: جیسون سودیکیس، بیل لارنس، برندن هانت و جو کلی
  • بازیگران: جیسون سودیکیس، هانا وادینگهام و برت گلدشتاین
  • تعداد قسمت‌ها: ۳۴ (فصل اول ۱۰، فصل دوم ۱۲، فصل سوم ۱۲ قسمت)
  • سال پخش: ۲۰۲۰ - ۲۰۲۳
  • ژانر: کمدی، درام، ورزشی
  • میانگین امتیازات Ted Lasso در IMDB: امتیاز ۸.۸ از ۱۰
خلاصه داستان: تد لاسو، مربی آمریکایی با قلبی از طلا، بدون هیچ دانشی از فوتبال انگلستان وارد لندن می‌شود تا تیمی بحران‌زده را هدایت کند. او که با تمسخر رسانه‌ها و خصومت بازیکنان روبه‌روست، با سلاحِ مهربانی، خوش‌بینی رادیکال و شیرینی‌های خانگی، نه تنها تیم، که کل جامعه اطرافش را متحول می‌کند.

«تد لاسو» پدیده‌ای فرهنگی است که مفهوم «مردانگی» را بازتعریف کرد؛ نشان دادن اینکه که قدرت واقعی نه در خشونت و سلطه‌گری، که در آسیب‌پذیری و توانایی بخشش نهفته است. جیسون سودیکیس کاراکتری را خلق کرد که سادگی‌اش نه از سر حماقت، بلکه انتخابی آگاهانه برای بهتر کردن جهان بود. این سریال با ایجاد تعادل بی‌نظیری میان کمدی و تراژدی، به مخاطبان یادآوری کرد که امیدواری، شجاعانه‌ترین انتخاب است.

برخلاف نقدهایی که سریال را مروج «مثبت‌اندیشی سمی» می‌دانند، Ted Lasso در بطن خود اثری دربارهٔ «تروما و پدران» است. لبخند همیشگی تد، سپری دفاعی در برابر افسردگی و زخم‌های گذشته است و سریال با ظرافت نشان می‌دهد که مهربانیِ افراطی نیز می‌تواند نوعی مکانیسم انکار باشد. قوس شخصیتی نیت و سقوط او، روی تاریکِ نیاز به تأیید را نشان می‌دهد و تعادل داستان را حفظ می‌کند. تغییرِ فرهنگِ یک محیط (چه رختکن فوتبال و چه جامعه) با سخنرانی‌های انگیزشی شدنی نیست، اما و شاید با پذیرشِ نقص‌های انسانی و بخششِ اشتباهات امکان‌پذیر است؛ پیامی که در دنیای بدبین امروز، انقلابی به نظر می‌رسد.

۱. سریال پلوریبوس

سریال Pluribus

  • خالق: وینس گیلیگان
  • بازیگران: ریا سیهورن
  • تعداد قسمت‌ها: ۹
  • سال پخش: ۲۰۲۵
  • ژانر: علمی-تخیلی، درام و پساآخرالزمانی
  • میانگین امتیازات Pluribus در IMDB: امتیاز ۸.۲ از ۱۰
خلاصه داستان: در دنیایی پساآخرالزمانی، یک پدیدهٔ ناشناختهٔ بیولوژیکی اکثر انسان‌ها را به یک «ذهن جمعی» آرام و خوشحال تبدیل کرده است که در آن فردیت معنایی ندارد. کارول استورکا (ریا سیهورن)، نویسنده‌ای که نسبت به این تغییر مصون مانده، در دنیایی که «تنهایی» بزرگترین جرم و «اتحاد» تنها قانون است، برای حفظ هویت انسانی و ارادهٔ آزاد خود وارد جنگی نامتقارن می‌شود.

«پلوریبوس» سریالی است که ژانر علمی-تخیلی را به سطح تازه‌ای از بلوغ فلسفی ارتقا داد و رکوردهای اپل تی‌وی را جابه‌جا کرد. وحشت در این سریال از نوع ویرانی نیست، از «نظم مطلق» و «خوشبختی اجباری» نشأت می‌گیرد. وینس گیلیگان با پرسشی بنیادین مخاطب را به چالش می‌کشد: آیا حاضرید آزادی و رنجِ ناشی از آن را با آرامش و بردگی معاوضه کنید؟ بازی ریا سیهورن، سمفونی‌ای از سکوت و عصیان است و کارگردانی دقیق اثر، آن را به مهم‌ترین و البته که پربحث‌ترین سریال سال تبدیل کرده است.

اثر گیلیگان، طبق انتظاری که از وی و کارنامه‌اش می‌رود، فراتر از یک سرگرمی، یک مانیفست سیاسی و هستی‌شناسانه است. «ذهن جمعی» در سریال به عنوان هیولا تصویر نمی‌شود، بلکه به‌شکلِ اغواکننده‌ای از «آرمان‌شهر» درآمده که پایانِ تمام جنگ‌ها و تنهایی‌ها را وعده می‌دهد. اینجاست که وحشت واقعی شکل می‌گیرد: وقتی دشمن، ترسناک نیست، زیباست! سریال با حذف دیالوگ در صحنه‌های مربوط به جمعیتِ متصل (The Connected)، از سکوت به‌عنوان سلاحی برای القای اضطراب استفاده می‌کند. مبارزهٔ کارول برای «حقِ غمگین بودن» و «حقِ اشتباه کردن»، دفاعیه‌ای جانانه از ذاتِ ناقصِ بشریت است. Pluribus هشداری است برای عصری که در آن الگوریتم‌ها و شبکه‌های اجتماعی، هر روز بیشتر ما را به سمتِ همسانی و حذفِ فردیت سوق می‌دهند.

نظرات