بهترین‌ مستندهای تاریخ | فهرست ۲۵ مستند برتر تمام دوران از نگاه هالیوود ریپورتر

دوشنبه 19 مرداد 1405 - 23:15
مطالعه 19 دقیقه
مجموعه‌ای از صحنه‌های نمادین از فیلم‌های مستند برتر تاریخ سینما
هالیوود ریپورتر ۲۵ مستند برتر تاریخ را رتبه‌بندی کرد؛ از «گری گاردنز» تا «مه جنگ» و چند انتخاب غافلگیرکننده.

هالیوود ریپورتر فهرست ۲۵ مستند برتر تاریخ را منتشر کرد؛ فهرستی که هم عنوان‌های ضروری را در خود دارد و هم چند انتخاب غیرمنتظره را. «این‌طور حس را حفظ کن» با قرار گرفتن در رتبه‌ی دوم، از نگاه بسیاری غافلگیرکننده به‌نظر می‌رسد، اما در عین حال احتمالا بزرگ‌ترین مستند کنسرتی تاریخ و شاید بهترین فیلم کنسرتی باشد که تا امروز ساخته شده است. در صدر این فهرست «گری گاردنز» قرار دارد و پس از آن مجموعه‌ای از آثار کلاسیک و تاثیرگذار دیده می‌شود.

به‌گزارش فیلمزی و به نقل از ورلد آو ریل، سال گذشته آکادمی به رای‌دهندگان اسکار یادآوری کرد که مستندها فقط در شاخه‌ی خودشان واجد شرایط نامزدی نیستند، بلکه در شاخه‌های دیگر، از جمله بهترین فیلم، هم می‌توانند نامزد شوند؛ موضوعی که آکادمی در ۹۷ سال تاریخ خود هرگز به آن دست پیدا نکرده است. با وجود این سابقه، هنوز هم هیچ مستندی در تاریخ اسکار برای بهترین فیلم نامزد نشده و بعید نیست این روند امسال هم ادامه پیدا کند، مگر اینکه «روزی روزگاری در هارلم» یا «ایلان» به شکلی تاریخی شگفتی‌ساز شوند؛ البته روی چنین اتفاقی نباید حساب کرد.

هالیوود ریپورتر، در آثار این فهرست هم به سراغ رویدادهای تاریخی مهم می‌رود و هم سراغ آدم‌ها و مکان‌هایی که پیش‌تر چندان شناخته‌شده نبودند؛ از اعتصاب‌کنندگان زغال‌سنگ در کنتاکی تا دزدان بازیافتی در پاریس و از اسکیت‌بازان طبقه‌ی کارگر تا گوشه‌نشین‌های ثروتمند همپتونز. منتقدان می‌گویند پرسش اصلی کمتر خودِ سوژه‌ها بوده و بیشتر شیوه‌ی نمایش آن‌ها؛ فهرستی که پس از بحث‌های طولانی و کنار گذاشتن محدودیت «فقط یک فیلم برای هر فیلم‌ساز»، با تکیه بر غریزه نهایی شده است.

این نشریه همچنین پنج مستند را به‌عنوان آثار نزدیک به فهرست اصلی نام برده است، شامل All the Beauty and the Bloodshed محصول ۲۰۲۲ از لورا پویتراس، Burden of Dreams محصول ۱۹۸۲ از لس بلنک، 4 Little Girls محصول ۱۹۹۷ از اسپایک لی، Salesman محصول ۱۹۶۹ از برادران مِیزلز و شارلوت زوِرین، و The Times of Harvey Milk محصول ۱۹۸۴ از راب اپستین.

۲۵ مستند برتر تمام دوران از نگاه هالیوود ریپورتر

۲۵. مستند مه جنگ

مستند The Fog of War

محصول ۲۰۰۳

اَرول موریس در این مستند، یازده درس را به روایت رابرت مک‌نامارا، وزیر دفاع پیشین، کنار هم می‌گذارد؛ درس‌هایی که به‌گفته‌ی متن، نه در جنگ ویتنام آموخته شدند، نه در سال ۲۰۰۳ هنگام درگیرشدن تازه در جنگ عراق و افغانستان، و نه تا سال ۲۰۲۶ که جهان در میانه‌ی درگیری‌های مختلف ایستاده است. فیلم، خطاهای سیاست بین‌الملل را با دقتی سرد و روشن کالبدشکافی می‌کند و یکی از صریح‌ترین ذهن‌های نظامی و جنگ‌افزاران ثبت‌شده روی پرده را پیش چشم می‌گذارد. موسیقی فلیپ گلس هم به‌گفته‌ی منتقدان، شاید بهترین کار سینمایی او باشد.

۲۴. مستند من کاکاسیاه تو نیستم

مستند I Am Not Your Negro

محصول ۲۰۱۶

این مستند که بر پایه‌ی دست‌نوشته‌ی ناتمام جیمز بالدوین با عنوان Remember This House ساخته شده، از نگاه بسیاری فیلم مرجع درباره‌ی بالدوین به‌شمار می‌رود. روایت ساموئل ال. جکسون با کلمات خود بالدوین پیش می‌رود و بدون اتکا به سخنگویان دانشگاهی، نگاهی گسترده و تیزبین به روابط نژادی در آمریکا، تجربه‌ی سیاه‌پوستان و بازنمایی فرهنگی می‌اندازد. فیلم با زندگی و ترور مالکوم ایکس، مارتین لوتر کینگ جونیور و مدگار اورز درهم می‌آمیزد و خوانشی آتشین از تاریخ و نابرابری آمریکایی ارائه می‌دهد.

۲۳. مستند بلفاست، مِین

مستند Belfast, Maine

محصول ۱۹۹۹

انتخاب محبوب از میان کارنامه‌ی عظیم ساخته‌های فردریک وایزمن کار ساده‌ای نبوده، اما این پرتره‌ی چهار ساعته از یک شهر نیوانگلندی نمونه‌ی کلاسیک نگاه موشکافانه و انسان‌گرای او به شمار می‌آید. دوربین، جامعه‌ای را نشان می‌دهد که هم با نهادهایش تعریف می‌شود و هم با آدم‌هایی که برای بقا و شاید شکوفایی در آن تقلا می‌کنند. از خط مونتاژ کارخانه‌ی ماهی کنسروی تا ویزیت پزشکان و مددکاران اجتماعی و درس پرشور معلم ادبیات دبیرستان درباره‌ی موبی‌دیک، همه‌چیز با برداشت‌های بلند و بی‌وقفه کنار هم می‌نشیند.

۲۲. مستند آلبوم اصلی بازیگران: کمپانی

مستند Original Cast Album: Company

محصول ۱۹۷۰

د.ا. پن‌بیکر در این مستند نفس‌گیر، فرایند ضبط سندی ماندگار از موزیکال کلاسیک استیون ساندهایم و جرج فِرث را ثبت می‌کند؛ ضبطی که تنها چند روز پس از اجرای بحث‌برانگیز نمایش در برادوی و در استودیوی کلمبیا رکوردز در منهتن انجام شد. ارکستر زنده، بازیگران خسته و فشار زمان، فضایی پرتنش ساخته‌اند و اجرای بث هاولند در قطعه‌ی «ازدواج نمی‌کنم» و شکنندگی صدای دین جونز در «زنده بودن» از لحظات برجسته‌ی آن هستند. اما اوج درام با الین استریچ رقم می‌خورد که پس از چندین برداشت فرساینده، دو روز بعد برمی‌گردد و قطعه را در یک برداشت کامل می‌خواند.

۲۱. مستند جیمی شِلتر

مستند Gimme Shelter

محصول ۱۹۷۰

اگر این فیلم را فقط به‌عنوان فیلم کنسرت ببینید، ناامید می‌شوید؛ صدابرداری آشفته است، فقط چند اجرا کامل دیده می‌شود و دوربین‌ها مدام از صحنه به حاشیه می‌روند. اما اگر آن را کابوسی در حال گسترش ببینید، با یکی از تکان‌دهنده‌ترین اسناد انتقال فرهنگی آمریکا روبه‌رو می‌شوید؛ کابوسی که رولینگ استونز در آن سهمی جدی دارند و شهر آلتامونت را به نشانه‌ای از فروپاشی آرمان‌گرایی دهه‌ی شصت و آغاز نیهیلیسم دهه‌ی هفتاد بدل می‌کند. نگاه‌های شوک‌زده‌ی میک جگر و چارلی واتس هنگام تماشای تصاویر قتل چاقوکشی، و هرج‌ومرج معتادانه و عریان پیست، از صحنه‌های ماندگار آن هستند.

۲۰. مستند مرد گریزلی

مستند Grizzly Man

محصول ۲۰۰۵

ورنر هرتزوگ که همیشه تفاوت معناداری میان مستند و داستانی‌اش قائل نشده، در این فیلم به زندگی تیموتی تردول، کنشگر محیط زیست، می‌پردازد؛ مردی که هم شبیه قهرمانان مضطرب و کاریزماتیک فیلم‌های داستانی هرتزوگ است و هم شبیه یک خیال‌پرداز آسیب‌دیده. تردول در سال ۲۰۰۳ به‌دست یکی از خرس‌هایی کشته شد که سال‌ها آن‌ها را مشاهده، فیلم‌برداری و با آن‌ها زندگی می‌کرد. خود‌فیلم‌برداری‌های او، در کنار مصاحبه‌های هرتزوگ، چهره‌ای هم‌زمان مضحک، دوست‌داشتنی و تراژیک از او می‌سازد.

هرتزوگ در این‌جا با صدای خاص و راوی‌گونه خود، تضادی عمیق با جهان‌بینی احساساتی تردول ایجاد می‌کند و در یکی از صریح‌ترین جملاتش می‌گوید «در هیچ‌یک از چهره‌های همه‌ی خرس‌هایی که تردول فیلم‌برداری کرد، نه خویشاوندی می‌بینم، نه درک، نه ترحم. فقط بی‌اعتنایی عظیم طبیعت را می‌بینم.» موسیقی گیتار ریچارد تامپسون نیز تنها اندکی تسلی برای این خیره‌شدن به مغاک فراهم می‌کند.

۱۹. مستند برلین: سمفونی یک شهر بزرگ

مستند Berlin: Symphony of a Great City

محصول ۱۹۲۷

این اثر در کنار مردی با دوربین فیلم‌برداری از دزیگا ورتوف، یکی از پایه‌های جنبش «سمفونی شهری» است؛ جریانی که در آستانه‌ی سینمای ناطق، حساسیت آوانگارد را با واقع‌گرایی مستند پیوند زد. فیلم در ۶۵ دقیقه، یک روز عادی در پایتخت آلمان را ثبت می‌کند و از همین روزمرگی، انسانی‌ترین روایتش را می‌سازد. لحظات هیجان‌انگیز قطار هوایی لق، تصاویر طنزآمیز از میمون‌ها و حیوانات باغ‌وحش، و لایه‌های سیاسیِ ریشه‌دار در مارکسیسم، همه در این اثر حضور دارند.

۱۸. مستند داستان‌هایی که می‌گوییم

مستند Stories We Tell

محصول ۲۰۱۲

مستند خودزندگینامه‌ای سارا پولی با چرخشی در میانه‌ی فیلم همراه می‌شود؛ افشایی شخصی که بخش زیادی از گفت‌وگوهای اولیه پیرامون اثر را به خود اختصاص داد. با کنار رفتن شوک افشا، بار دیگر که فیلم دیده شود، ظرافت بازی پولی با خاطره، خانه‌فیلم‌ها، بازسازی‌ها و روایت‌های مستقیم به دوربین روشن‌تر می‌شود. حاصل کار، داستانی درباره‌ی خانواده‌ای تکان‌خورده است که به تاملی درباره‌ی چشم‌انداز، مرزهای ناپیدای خصوصی و عمومی و نسبت سینما با آینه‌ بودن تبدیل می‌شود.

۱۷. مستند مراقب شکاف بودن

مستند Minding the Gap

محصول ۲۰۱۹

مستندی ۹۰ دقیقه‌ای درباره‌ی سه دوست دوران کودکی از ایلینوی کارگری؛ یکی از آن‌ها خودِ کارگردان، بینگ لیو، است و به‌طرزی شگفت‌انگیز به یکی از عمیق‌ترین پرتره‌های زندگی آمریکایی در سال‌های اخیر بدل شده. فیلم که از ۱۲ سال تصویر خام فشرده شده، طیف وسیعی از موضوعات را در خود جا می‌دهد؛ از نژاد و طبقه تا مردانگی آسیب‌دیده‌ای که نسل‌های پدر و پسر را گرفتار می‌کند. اسکیت‌بورد برای این مردان جوان فقط سرگرمی نیست، بلکه سرچشمه‌ی هویت، معنا و آزادی است.

۱۶. مستند مصیبت و همدردی

مستند The Sorrow and the Pity

محصول ۱۹۷۱

مارسل افولس پس از چند کمدی متوسط، با این افشاگرانه‌ی چهار ساعته درباره‌ی زندگی فرانسویان زیر اشغال نازی‌ها، فرانسه را تکان داد. فیلم، افسانه‌های ملیِ مقاومت و دلاوری را کنار می‌زند و نشان می‌دهد که بخشی از جامعه‌ی فرانسه چگونه از سر وفاداری به راست یا افراط راست، یا از کوته فکری و فرصت‌طلبی محض، با حکومت ویشی همکاری کرد. این مستند آن‌قدر توهین‌آمیز تلقی شد که تلویزیون فرانسه بیش از یک دهه آن را پخش نکرد.

۱۵. مستند او.جی.: ساخت آمریکا

مستند O.J.: Made in America

محصول ۲۰۱۶

از روزنه‌ای مشابه استفاده شده تا مستند بلند و هشت‌ساعته‌ی ازرا ادلمن، که برای شبکه‌ی ئی‌اس‌پی‌ان تولید شد، واجد شرایط اسکار مستند بلند شود و برنده‌ی آن هم بشود. موضوع فیلم فقط او.جی. سیمپسون نیست؛ هرچند صعود ورزشی، شهرت و سقوط چندلایه‌ی او را دنبال می‌کند. ادلمن از مهاجرت بزرگ سیاه‌پوستان از جنوب، تاریخ پیچیده‌ی پلیس در لس‌آنجلس، محاکمه‌ی قرن و پیامدهای رو به سقوط آن، روایتی بزرگ‌تر از آمریکا می‌سازد؛ روایتی درباره‌ی قهرمان و ضدقهرمانی که فقط در آمریکا ممکن بود شکل بگیرد.

۱۴. مستند مردی با دوربین فیلم‌برداری

مستند Man With a Movie Camera

محصول ۱۹۲۹

این شاهکار دزیگا ورتوف را هم به خاطر جایگاه کلاسیکش می‌توان دید و هم به‌خاطر شور سرمستانه‌اش. فیلم، سرودی سکولار برای زندگی شهری در مسکو، کی‌یف، اودسا و خارکیف است؛ تصویری از پرولتاریای تازه‌پیروز، ریتم تولد و کار و ازدواج و فراغت و مرگ. ورتوف، همراه با تدوین‌گر و همسرش یِلیزاوتا سویلوا، از متاسینما لذت می‌برد و با نماهای روی‌هم‌افتاده و انعکاس چشم در عدسی، خودِ فرایند فیلم‌ساختن را به نمایش می‌گذارد. نسخه‌ای که موسسه‌ی فیلم بریتانیا منتشر کرده، با موسیقی پرانرژی مایکل نایمن همراه شده است.

۱۳. مستند به عقب نگاه نکن

مستند Don't Look Back

محصول ۱۹۶۷

مستندهای موسیقی معمولا به ستایش بی‌چون‌وچرای ستاره‌ها می‌لغزند، اما پرتره‌ی د.ا. پن‌بیکر از باب دیلن، صادقانه و گاه آزارنده است. فیلم، نه‌تنها نبوغ ترانه‌سرایانه و کاریزمای صحنه‌ای دیلنِ ۲۴ ساله را در تور ۱۹۶۵ انگلستان ثبت می‌کند، بلکه سویه‌ی خودخواه و زننده‌ی او را هم نشان می‌دهد. از سکانس افتتاحیه که دیلن با کارت‌های نوشته، «ساب‌ترینیَن هومسیک بلوز» را لب‌خوانی می‌کند، تا جدال شبانه با داناون، همه‌چیز به‌طرزی عریان و تکان‌دهنده پیش می‌رود.

۱۲. مستند هارلن کانتی، آمریکا

مستند Harlan County, USA

محصول ۱۹۷۶

مستند باربارا کوپله درباره‌ی اعتصاب خشونت‌بار معدن‌کاران کنتاکی، یکی از آثار مهم سینما وریته و مقاومت ضدسرمایه‌داری است. کوپله و گروه کوچک‌اش با دوربین و میکروفن، میان کارگرانی که برای معاش و گاهی جان‌شان می‌جنگیدند، در برابر داک پاور کمپانی مستقر شدند؛ شرکتی که برای جلوگیری از اتحادیه‌شدن آن‌ها به وکلا، اعتصاب‌شکن‌ها، پلیس فاسد و آدم‌قلدرهای مسلح متوسل شد. فیلم در سال ۱۹۷۷ اسکار گرفت و هنوز هم به همان اندازه‌ی روز نخست اثرگذار است.

۱۱. مستند کرامب

مستند Crumb

محصول ۱۹۹۴

مستند بی‌پرده‌ی تری زوایگاف درباره‌ی آر. کرامب، اسطوره‌ی کمیک‌های زیرزمینی، از زن‌ستیزی و نژادپرستی نهفته در آثار او فرار نمی‌کند. فیلم به‌روشنی نشان می‌دهد که چگونه کارتون‌های او، از جمله تصویری که در آن مِستر نچرال به مردی دیگر زنی بی‌سر و متحرک می‌دهد، حامل خشونت و تمایل سرکوب‌نشده‌اند. با این حال، همسر وقت او، آلین کومینسکی، و برخی دیگر از زنان حاضر در فیلم، بی‌پرده او را به چالش می‌کشند. آنچه بیش از همه می‌ماند، فهم عمیق فیلم از پویایی خانوادگی دردناکی است که کرامب را ساخته است.

۱۰. مستند پاریس در حال سوختن است

مستند Paris Is Burning

محصول ۱۹۹۰

جنی لیوینگستون در این پرتره‌ی تاثیرگذار از صحنه‌ی بال‌روم نیویورک در اوج شکوفایی اواخر دهه‌ی هشتاد، اثری ساخته که هم از مهم‌ترین ستون‌های مستندسازی کوئیر به شمار می‌آید و هم نقدی ظریف بر وسواس آمریکایی نسبت به شهرت، ثروت و زیبایی. فیلم، علاوه بر ثبت رقص‌ها و مهمانی‌های درَگ در هارلم، به‌نرمی درباره‌ی نژاد، طبقه، جنسیت و هویت جنسی حرف می‌زند. دوربینِ غیرمداخله‌گر لیوینگستون، به سوژه‌های سیاه‌پوست و لاتین، همجنس‌گرا و ترنس اجازه می‌دهد با صدای خودشان از زندگی دشوار و پناهی که راهروهای مسابقه، مد و جام‌ها فراهم می‌کنند، بگویند.

۹. مستند در جکسون هایتس

مستند In Jackson Heights

محصول ۲۰۱۵

یک دهه پیش از آن‌که زهران ممدانی، پسر اوگانداییِ یک هندوِ پنجابی و یک مسلمانِ گجراتی، به جنجالی‌ترین شهردار منتخب نیویورک از زمان فیورلو لاگواردیا بدل شود، مستند حماسی وایزمن، نیویورک را به‌عنوان دیگ بزرگ چندفرهنگی یا کاسه‌ سالاد، بسته به این‌که کدام نظریه را بپذیرید، به تصویر می‌کشید. محله‌ی کوئینز در این فیلم، جایی است که ساکنانش از چهار گوشه‌ی جهان آمده‌اند و در کنار هم، با باورها و آداب و فرهنگ‌های کاملا متفاوت، نسبتا آرام زندگی می‌کنند. این اثر، تصویر گرم و جامعِ کارگری است که هرگز نمی‌خوابد و از حرف‌زدن، دعاخواندن و موعظه‌کردن در ده‌ها زبان مختلف بازنمی‌ایستد.

۸. مستند بی‌آفتاب

مستند Sans Soleil

محصول ۱۹۸۳

کریس مارکر، فیلم‌ساز، هنرمند چندرسانه‌ای و روزنامه‌نگاری فرانسوی و دوست و هم‌عصر آنتیفورهای موج نوی فرانسه، شاید عجیب‌ترین و یگانه‌ترین فیلم این فهرست را ساخته باشد؛ اثری درخشان و دگرشکل‌شونده که هنوز هم مسحورکننده است. فیلم از رویدادهای مشاهده‌شده‌ای در ایسلند، ژاپن، گینه بیسائو، کیپ ورد، سان‌فرانسیسکو و پاریس و جاهای دیگر شکل گرفته و انسجام خود را از نریشن فلسفی و جهنده‌ای می‌گیرد که زنانی بازیگر، قطعاتی از نامه‌های شخصیت خیالی فیلم‌بردار سیار، ساندور کراسنا، را می‌خوانند؛ آواتاری برای خود مارکر.

در این مستند، از انقلاب‌های دهه‌ی شصت و پیامدهایشان تا معجزه‌ی اقتصادی ژاپن، سنت‌های شینتویی، رقص، گربه‌ها، ماهیت زمان و حافظه، زوال چیزها، سگ‌ها، گربه‌ها دوباره و لحظه‌هایی که سوژه‌ها مستقیم به دوربین مستندساز نگاه می‌کنند، همه‌چیز حضور دارد؛ حتی سرگیجه آلفرد هیچکاک، که یک زیرمقاله‌ی درخشان مستقل به نظر می‌رسد. منتقدان در پایان با شوخی می‌پرسند که آیا از گربه‌ها هم گفته شد؟

۷. مستند شب و مه

مستند Night and Fog

محصول ۱۹۵۵

مدیتیشن آلن رنه بر وحشت‌های آشویتس و اردوگاه کار اجباری مایدانک را نمی‌توان فقط هولناک خواند؛ این توصیف به‌تنهایی کوچک است. رنه، که از پیشگامان موج نو بود، در دهه‌ای پس از جنگ، به جای اتکا به فرمت‌های خبری و مستندهای معمول، ساختاری تاملی و روشنفکرانه، جابه‌جایی‌های سنجیده‌ی زمانی و دقتی ضدتبلیغاتی را وارد موضوع کرد. فیلم میان تصاویر سیاه‌وسفید آرشیوی زمان جنگ و تصاویر رنگی سال ۱۹۵۵ رفت‌و‌برگشت می‌کند و با ۳۲ دقیقه زمان، به شهادتی شفاف درباره‌ی بی‌رحمی عظیم بدل می‌شود.

۶. مستند وقتی ما پادشاه بودیم

مستند When We Were Kings

محصول ۱۹۹۶

هیچ‌چیز به اندازه‌ی تصاویر مستند نشان نمی‌دهد که چرا محمد علی بهترین مشت‌زن جهان بود؛ لقبی که خودش برای خود برگزیده بود و کاملا هم درست از آب درآمد. فیلم، مبارزه‌ی تاریخی ۱۹۷۴ در زئیر، موسوم به نبرد در جنگل، را ثبت می‌کند؛ جایی که علیِ شکست‌ناپذیر آن زمان، در برابر جرج فورمن قرار گرفت. لئون گاست برای ساخت این مستند ۲۲ سال زمان صرف کرد و در کنار تحلیل‌های نورمن میلر و جرج پلیمپتن، به بُعد سیاسی، نژادی، آرمان‌خواهی و سرمایه‌داری این رویارویی می‌پردازد.

۵. مستند رویاهای حلقه

مستند Hoop Dreams

محصول ۱۹۹۴

مستند بی‌همتای استیو جیمز، در ۱۷۱ دقیقه، رویای آمریکایی را با همه‌ی ظرفیت درخشان و واقعیت خشن و محقق‌نشده‌اش آشکار می‌کند. فیلم، زندگی دو نوجوان اهل بخش‌های سخت‌گذر شیکاگو، ویلیام گیتس و آرتور ایجی، را دنبال می‌کند که می‌خواهند با بسکتبال خودشان و خانواده‌هایشان را از پروژه‌ها بیرون بکشند، با وجود آن‌که می‌دانند نظام دبیرستان و کالج برای بهره‌کشی از آن‌ها طراحی شده است. حاصل کار، فیلمی است هم پیروزمند و هم خردکننده‌ی روح، هم الهام‌بخش و هم ناامیدکننده.

۴. مستند خوشه‌چین‌ها و من

مستند The Gleaners and I

محصول ۲۰۰۰

اگنس واردا در این مستند درخشان، همه‌ی عناصر محبوب کارنامه‌اش را در یک بسته‌ی یگانه و دل‌نشین جمع می‌کند؛ او جلوی دوربین ظاهر می‌شود، در فرانسه پرسه می‌زند، درباره‌ی سوژه‌های عجیب و گسترده حرف می‌زند و با آدم‌های معمولی گپ می‌زند. محور فیلم، «چیدنِ باقی‌مانده‌ها» است؛ جمع‌آوری محصولات خوراکیِ هنوز قابل‌خوردن، به‌ویژه غلات، یا مواد غذایی دیگری که معمولا از سوی کشاورزان و فروشندگان رها می‌شوند. واردا از تابلوی معروف ژان‌فرانسوا میله شروع می‌کند و بعد به زباله‌گردها، بازیافتی‌های رادیکال، اشغال‌نشین‌ها و دیگر آوارگان می‌رسد.

۳. مستند شوآ

مستند Shoah

محصول ۱۹۸۵

کلود لانزمان پس از ۱۲ سال جست‌وجو در سراسر جهان و گردآوری صدها ساعت تصویر، این مستند نه‌ونیم ساعته‌ی تکان‌دهنده درباره‌ی هولوکاست را منتشر کرد؛ فیلمی که به‌سرعت به نقطه‌ی عطف تاریخی و سینمایی بدل شد. آن زمان، شمار کمی از مستندها سرنوشت هولناک بیش از ۶ میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم را چنین گسترده نشان داده بودند و هنوز نوعی سکوت همدستانه در فرانسه و دیگر کشورهای اروپاییِ شریک در نسل‌کشی وجود داشت. فیلم، با شهادت‌های بسیار و حتی چند نازی که لانزمان با دوربین مخفی ثبت کرده بود، همه‌چیز را تغییر داد.

۲. مستند استقامت در فهم

مستند Stop Making Sense

محصول ۱۹۸۴

موسیقی، صدا و ریتم در کار جانا‌تان دمی، چه در آثار داستانی و چه در مستندها، عنصری بنیادین بودند. نتیجه‌ی تماشایی‌ترین هم‌افزایی او با نماد آرت راک، یعنی تاکینگ هدز، در همین فیلم کنسرت رقم خورد که طی چهار شب در سال ۱۹۸۳ در تئاتر پانتاژز هالیوود فیلم‌برداری شد. با وجود پیشرفت‌های فناوری در بیش از ۴۰ سال گذشته، همچنان معیار طلایی مستند کنسرت از نظر فیزیک اجرا، فیلم‌برداری پویا، تخیل بصری و توجه به تمام افراد روی صحنه به حساب می‌آید.

۱. مستند گری گاردنز

مستند Grey Gardens

محصول ۱۹۷۵

شاهکار سینما وریته‌ی دیوید و آلبرت مِیزلز وسوسه‌برانگیز است که به‌عنوان الگوی عجیب‌ترین برنامه‌ی واقع‌نمای ممکن دیده شود، اما چنین برداشتی به‌شدت تقلیل‌گرایانه خواهد بود. این پرتره‌ی بی‌واسطه ما را به زندگی ادیت بیگ ایدی بیل و دخترش لِیتل ایدی می‌برد، عمه و دخترخاله‌ی ژاکلین کندی اوناسیس، که در عمارت فرسوده‌ی ایست همپتون در فقر و ویرانی همراه با گربه‌ها، راکون‌ها و کک‌ها زندگی می‌کنند. برخی منتقدان در ابتدا فیلم را استثماری خواندند، اما حتی در مسخره‌ترین لحظاتش، از رقص پرچم میهن‌پرستانه‌ی لیتل ایدی تا توضیح دقیق او درباره‌ی «لباس» عجیب روزش، فیلم سرشار از همدلی، وقار و نوعی لطف است.

با وجود رویاهای بر باد رفته، ثروت‌های ازدست‌رفته و عشق‌هایی که رفته‌اند، این دو زن با سرسختی بر هویت خودشان می‌ایستند و با صدایی آکنده از صداقت بی‌پرده، از خاطره، زیبایی و سبک زندگی‌شان حرف می‌زنند. شاید در این فهرست فیلم‌های سنگین‌تری هم باشد که بعضی‌ها آن‌ها را شایسته‌ی رتبه‌ی یک بدانند، اما هیچ‌کدام تا این اندازه فاصله را از میان نمی‌برند و ما را به زندگی‌های دیگر، گذشته و حال، یا به قلمرویی میان این دو، فرو نمی‌برند. به‌قول یکی از تاملات فلسفی لیتل ایدی، «خیلی دشوار است مرز میان گذشته و حال را حفظ کرد. می‌فهمی که چه می‌گویم؟ خیلی دشوار است.»

چنین فهرستی بد نیست. رسیدن به اجماع واقعی درباره‌ی اینکه کدام مستند واقعا بهترینِ تاریخ است بسیار دشوار است، بیشتر به‌دلیل نبود نظرسنجی‌های گسترده؛ با این حال «گری گاردنز» قطعا در این بحث حضور دارد. با وجود این، وقتی فقط ۲۵ جایگاه در اختیار باشد، جایی برای مجموعه‌ی «آپ»، «خط آبی نازک»، «عمل کشتن»، «اف برای فیک»، «بولینگ برای کلمباین»، «کافه اتمی»، «تیتیکات فولی‌س»، «والس با بشیر»، «دستگیری خانواده فریدمن»، «بهشت گمشده»، «زمان‌های هاروی میلک»، «این یک فیلم نیست»، «سیتیزن‌فور»، «خروج از طریق فروشگاه هدیه» و «کمرپرشن» باقی نمی‌ماند. می‌توان این فهرست را باز هم ادامه داد.

در دهه‌ی ۱۹۸۰، زمانی که «خط آبی نازک» ساخته‌ی ارول موریس و «روجر و من» ساخته‌ی مایکل مور که هر دو از بهترین فیلم‌های سال‌های خودشان شناخته می‌شدند برای نامزدی بهترین فیلم نادیده گرفته شدند، واکنش‌هایی شکل گرفت. نوشته‌های آرشیوی آن دوران، به‌ویژه درباره‌ی کار موریس، استدلال می‌کردند که مستندها باید وارد فهرست بهترین فیلم شوند. در دهه‌ی ۱۹۹۰ هم برای دیده شدن «رویای بسکتبال» ساخته‌ی استیو جیمز و «کرامب» ساخته‌ی تری زوئیگوف فشار زیادی وجود داشت؛ مورد نخست را راجر ایبرت به‌ویژه جدی پیگیری کرد و آن را یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های آمریکایی آن دهه دانست و استدلال کرد که روایت و تاثیر سینمایی‌اش شایسته‌ی نامزدی بهترین فیلم است.

در این سده، «بولینگ برای کلمباین» ساخته‌ی مور به‌اندازه‌ای اثرگذار بود که شایسته‌ی بررسی تلقی شود. هاروی واینستین برای «فارنهایت ۹/۱۱» کارزار بزرگی راه انداخت؛ فیلم نخل طلای کن را برد، در گیشه‌ی داخلی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار فروش کرد و در بحبوحه‌ی مخالفت فزاینده‌ی جریان اصلی با جنگ عراق اکران شد. اگر قانون ده نامزد در آن زمان وجود داشت، احتمالا نامزد بهترین فیلم می‌شد.

این‌که هیچ مستندی تا امروز در شاخه‌ی بهترین فیلم مورد تقدیر قرار نگرفته، به‌ویژه در قرن بیست‌ویکم، یک غیبت آشکار باقی مانده است؛ دورانی که فیلم‌سازی غیرداستانی بیش از پیش برجسته شده و نتفلیکس هم با وجود تولید بیشتر آثار غیرداستانی کم‌ارزش و عامه‌پسند، دیده شدن این گونه را افزایش داده است. با این حال، چرا آثار غیرداستانی همچنان نادیده گرفته می‌شوند؟ آیا چون مستندها به اندازه‌ی کافی در گفت‌وگوی فرهنگی مسلط نمی‌شوند؟ یا چون بسیاری از منتقدان هنوز هم آن‌ها را نادیده می‌گیرند؟ شمار نقدها برای مستندها، حتی تحسین‌شده‌ترین آثار هر سال، همچنان پایین می‌ماند و پیدا کردن یک مستند تازه با بیش از ۱۰۰ نقد در راتن تومیتوز کار ساده‌ای نیست. واقعیت همچنان این است که منتقدان و رای‌دهندگان آکادمی، مستندها را عمدتا به همان شاخه‌ی خودشان محدود می‌کنند.

شما کدام مستندها را در فهرست برترین‌های تاریخ می‌گذارید؟

نظرات