همکاری برایس دسنر و نیک کیو در فیلم «قطار رؤیاها»

شنبه 8 آذر 1404 - 14:00
مطالعه 3 دقیقه
همکاری برایس دسنر و نیک کیو در فیلم «قطار رؤیاها»
برایس دسنر در فیلم «قطار رؤیاها» با نیک کیو همکاری کرد؛ تجربه‌ای عاطفی و الهام‌گرفته از رمان دنیس جانسون.
تبلیغات

برایس دسنر، آهنگساز فیلم «قطار رؤیاها» (Train Dreams)، در گفتگویی تازه با هالیوود ریپورتر از تجربهٔ «رؤیایی» همکاری با نیک کیو، اسطورهٔ دنیای موسیقی، برای ساخت قطعهٔ پایانی این درام جدید سرویس نتفلیکس سخن گفت؛ همکاری‌ای که با الهام از رمان دنیس جانسون و با تکیه بر فرآیندی دورکاری، اما عمیقاً عاطفی شکل گرفت.

جستجو برای صدایی از دل طبیعت و تاریخ

زمانی که کلینت بنتلی (کارگردان) و گرگ کودار (نویسنده) از همکار قدیمی خود، برایس دسنر، خواستند تا موسیقی متن فیلم «قطار رؤیاها» را بسازد، دسنر می‌دانست که باید رویکردی متفاوت اتخاذ کند. این فیلم که روایتی از زندگی یک کارگر چوب‌بر در اوایل قرن بیستم و مواجههٔ او با تغییرات بنیادین جامعهٔ آمریکا است، دسنر را بر آن داشت تا برای الهام گرفتن به دل طبیعت پناه ببرد.

او در مصاحبهٔ خود می‌گوید:

می‌خواستم از کامپیوترم فاصله بگیرم. بسیاری از موسیقی‌های فیلم امروزه همزمان با تماشای تصاویر ساخته می‌شوند و در فیلم‌های بزرگ مارول، تکنولوژی‌های پیشرفته نقش اصلی را دارند. اما این پروژه کاملاً متفاوت بود.

دسنر که خود از شیفتگان رمان کوتاه دنیس جانسون است، حدود یک هفته خود را در استودیوی «فلورا و پلی‌بک» در پورتلند حبس کرد؛ همان استودیویی که گروه موسیقی او، The National، اغلب از آن استفاده می‌کند. او با استفاده از سازهای قدیمی و آنالوگ نظیر پیانوهای دیواری، هارمونیوم‌ها، گیتارهای آکوستیک قدیمی و میکروفون‌های ریبون، شروع به خلق صداهایی کرد که بازتاب‌دهندهٔ دیوارهای چوبی و فضای روستایی فیلم باشند. این صداهای سنتی در نهایت با سینت‌سایزرهای مدرن ترکیب شدند تا موسیقی متنی خلق شود که مانند خود فیلم، گاهی دلخراش، گاهی خیال‌انگیز، اما همواره زیباست.

همکاری با اسطوره: ورود نیک کیو به پروژه

یکی از برجسته‌ترین بخش‌های این پروژه، همکاری دسنر با نیک کیو برای ساخت قطعهٔ اصلی فیلم بود که روی تیتراژ پایانی و پس از اوج احساسی فیلم پخش می‌شود. دسنر با تمجید از رویکرد «ادبی» نیک کیو در ترانه‌سرایی، فاش کرد که این هنرمند راک، گزینهٔ اول و «رؤیایی» هم او و هم کلینت بنتلی برای این بخش بوده است.

با توجه به اینکه نیک کیو در تور کنسرت‌های خود به سر می‌برد، این دو هنرمند به صورت از راه دور با یکدیگر کار کردند. دسنر موسیقی‌ای را که ساخته بود برای کیو فرستاد و کیو که خود نیز از طرفداران رمان جانسون بود، ترانه‌ای متناسب با آن نوشت.

دسنر دربارهٔ این فرآیند می‌گوید:

نیک توانایی فوق‌العاده‌ای در بیان احساسات دارد و این کار را به زیبایی انجام می‌دهد.

به گفتهٔ دسنر، خویشتنداری فیلم و دیالوگ‌های اندک آن، فضای کافی را برای نیک کیو فراهم کرد تا در آن سه چهار دقیقهٔ پایانی، حجم عظیمی از احساسات را منتقل کند. این همکاری که نخستین تجربهٔ مشترک آن‌ها محسوب می‌شود، برای دسنر یک نقطهٔ اوج در کارنامهٔ کاری‌اش است. او نیک کیو را «قهرمان» خود و گروهش می‌داند و می‌گوید:

او همکاری بسیار محترم، فروتن و باوقار است. گاهی خلق یک اثر عالی هشت ماه طول می‌کشد و گاهی یک‌شبه اتفاق می‌افتد؛ این بار همه‌چیز به شکل معجزه‌آسایی روان پیش رفت.

«قطار رؤیاها»؛ انعکاس فقدان و انسانیت

دسنر در بخش دیگری از صحبت‌هایش به چالش اصلی ساخت موسیقی برای این فیلم اشاره کرد و حس عمیقِ فقدان که در مرکز این روایت قرار دارد. او توضیح می‌دهد که شخصیت «رابرت گرینیر» (با بازی جوئل اجرتون) دارای یک هستهٔ احساسی واقعی است و همدلی زیادی برای فقدان‌هایی که تجربه کرده وجود دارد. موسیقی باید بدون اینکه بر فیلم سایه بیندازد، به اعماق این احساسات نفوذ می‌کرد.

دسنر تلاش کرد تنی ایجاد کند که تعادلی بین روشنایی و تاریکی باشد. او می‌گوید:

پیدا کردن لحظات سبک‌باری و بازیگوشی درحالی‌که به تم‌های بزرگ‌تر اجازه شکوفایی می‌دهیم، چالش‌برانگیز بود.

او معتقد است که داستان فیلم عمیقاً انسانی است و به مسائلی می‌پردازد که همهٔ ما در مقاطعی از زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم: عشق و فقدان.

فیلم «قطار رؤیاها» (Train Dreams) که از ۳۰ آبان ۱۴۰۴ در سرویس نتفلیکس منتشر شده است، با بازی جوئل اجرتون در نقش یک کارگر راه‌آهن، داستانی حماسی و درعین‌حال صمیمی از زندگی یک مرد معمولی در غرب آمریکای در حال تغییر را روایت می‌کند.

نظرات