به گزارش فیلمزی، وقتی از «داستان اسباببازی» (Toy Story) حرف میزنیم، فقط درباره یک مجموعه انیمیشن محبوب صحبت نمیکنیم؛ صحبت از یکی از مهمترین فصلهای تاریخ سینما و مجموعهای است که تعریف ما از انیمیشن کامپیوتری را برای همیشه تغییر داد.
«Toy Story 5»، وقتی اسباببازیها با رقیب تازهای روبهرو میشوند
اکنون، پس از نزدیک به سه دهه، پیکسار بار دیگر به سراغ دنیای وودی، باز لایتیر و دوستانشان رفته است؛ اما این بار دشمن آنها یک اسباببازی خراب یا یک کودک بیرحم نیست. رقیب تازه، چیزی است که بخش بزرگی از زندگی کودکان امروز را شکل داده: تکنولوژی.
فیلم: Toy Story 5 | داستان اسباببازی ۵
کارگردان: اندرو استنتون، کنا هریس
نویسندگان: اندرو استنتون و کنا هریس
صداپیشگان: تام هنکس، تیم آلن، جون کیوسک، گرتا لی، کانن اوبراین، تونی هیل
داستان اسباببازیها در عصر صفحههای نمایش
در پنجمین قسمت مجموعه، وودی، باز، جسی و دیگر اسباببازیها با شرایطی روبهرو میشوند که برای اولین بار هویت آنها را تهدید میکند.
بانی، دختری که در قسمت چهارم صاحب اسباببازیها شد، حالا بزرگتر شده و بیش از گذشته جذب دنیای دیجیتال است. ورود یک تبلت هوشمند قورباغهشکل به نام Lilypad باعث میشود اسباببازیهای قدیمی احساس کنند دیگر جایگاه سابق خود را در زندگی کودک ندارند.
اما پیکسار مثل همیشه موضوع را به یک تقابل ساده میان «خوب و بد» تبدیل نمیکند. مسئله اصلی این نیست که تکنولوژی دشمن است؛ بلکه سؤال مهمتر این است که در دنیایی که شکل بازی کردن کودکان تغییر کرده، آیا هنوز جایی برای خاطره، تخیل و اسباببازیهای سنتی باقی مانده است؟
مجموعهای که تاریخ انیمیشن را تغییر داد
اولین قسمت «داستان اسباببازی» در سال ۱۹۹۵ ساخته شد؛ فیلمی که فقط یک موفقیت تجاری نبود، بلکه یک نقطه عطف تاریخی محسوب میشد. این اثر نخستین فیلم بلند تاریخ سینما بود که بهطور کامل با انیمیشن کامپیوتری ساخته شد و مسیر آینده صنعت انیمیشن را تغییر داد.
فیلم علاوه بر استقبال گسترده مخاطبان، سه نامزدی اسکار به دست آورد و جان لستر نیز به دلیل رهبری تیمی که نخستین فیلم بلند کاملاً کامپیوتری تاریخ سینما را ساخت، جایزه دستاورد ویژه اسکار را دریافت کرد.
چهار سال بعد، «داستان اسباببازی ۲» ادامه این موفقیت بود و سپس قسمت سوم در سال ۲۰۱۰ منتشر شد؛ فیلمی که بسیاری آن را پایان طبیعی داستان میدانستند. اندی دیگر بزرگ شده بود و قرار بود خانه را ترک کند؛ لحظهای که یکی از احساسیترین پایانهای تاریخ پیکسار را رقم زد.
اما پیکسار در سال ۲۰۱۹ با «داستان اسباببازی ۴» دوباره به این جهان بازگشت. فیلم مسیری متفاوت را انتخاب کرد و در نهایت توانست جایزه اسکار بهترین فیلم انیمیشن را به دست آورد.
بازگشت یکی از معماران پیکسار
در سال ۲۰۲۳، پیکسار بهصورت رسمی ساخت قسمت پنجم را اعلام کرد؛ تصمیمی که برای بسیاری از طرفداران غیرمنتظره بود، زیرا قسمت چهارم پایان نسبتاً کاملی برای شخصیت وودی ارائه کرده بود.
اما این بار پروژه به یکی از مهمترین چهرههای تاریخ پیکسار سپرده شد: اندرو استنتون.
استنتون از سال ۱۹۹۰ در پیکسار حضور داشته و یکی از افراد کلیدی در شکلگیری هویت این استودیو بوده است. او در نگارش چهار قسمت قبلی «داستان اسباببازی» نقش داشته و کارگردانی آثاری مانند Finding Nemo و WALL-E را نیز در کارنامه دارد؛ فیلمهایی که هر دو از مهمترین آثار تاریخ پیکسار محسوب میشوند.
در کنار او، کنا هریس نیز بهعنوان کارگردان مشترک حضور دارد؛ فیلمسازی که پیشتر در پروژههایی مانند Ciao Alberto با پیکسار همکاری کرده بود.
پیکسار این بار درباره تکنولوژی حرف میزند
یکی از جذابترین نکات درباره قسمت پنجم، ایده مرکزی آن است. در چهار فیلم قبلی، بحران اسباببازیها معمولاً از تغییر شرایط زندگی کودک یا حضور یک اسباببازی جدید شکل میگرفت؛ اما این بار خود مفهوم بازی کردن تغییر کرده است.
Lilypad فقط یک وسیله سرگرمی نیست؛ این تبلت هوشمند تلاش میکند جای خودش را در زندگی بانی پیدا کند و حتی تصور میکند میتواند بهتر از اسباببازیهای قدیمی به او کمک کند.
این ایده، «داستان اسباببازی ۵» را به یکی از امروزیترین قسمتهای مجموعه تبدیل میکند؛ فیلمی درباره رابطه کودکان با فناوری، تغییر شکل خاطرات کودکی و رقابت میان دنیای واقعی و دیجیتال.
جهانی تازه با نگاه بصری متفاوت
پیکسار برای نمایش دنیای ذهنی بانی، مسیر بصری متفاوتی را انتخاب کرده است. برخلاف اندی که جهان کودکیاش بیشتر با اسباببازیهای کلاسیک تعریف میشد، تخیل بانی قرار است رنگوبوی متفاوتی داشته باشد.
استفاده از حالوهوایی شبیه طراحیهای کودکانه، کاردستی و تکنیکهایی نزدیک به نقاشی با گچ پاستلی، قرار است فاصله میان نسل جدید کودکان و نسل قبلی را در زبان تصویری فیلم نشان دهد.
بازگشت صداهای آشنا
یکی از مهمترین عوامل موفقیت مجموعه، ارتباط عاطفی مخاطب با شخصیتهای آن بوده است؛ به همین دلیل بازگشت صداپیشگان اصلی اهمیت زیادی دارد.
تام هنکس دوباره به جای وودی صحبت میکند، تیم آلن نقش باز لایتیر را ادامه میدهد و جون کیوسک نیز به جسی بازمیگردد. همچنین گرتا لی، بازیگر فیلم Past Lives، صداپیشگی شخصیت لیلی، تبلت هوشمند داستان را برعهده دارد.
موسیقی نیز بار دیگر توسط رندی نیومن ساخته شده؛ آهنگسازی که از نخستین قسمت تاکنون یکی از عناصر جدانشدنی هویت «داستان اسباببازی» بوده است.
سه دهه تکامل پیکسار
«داستان اسباببازی ۵» فقط ادامه یک مجموعه موفق نیست؛ این فیلم حاصل بیش از ۳۰ سال تحول تکنولوژی در پیکسار است.
از زمان ساخت اولین قسمت، این استودیو تغییرات بزرگی در مدلسازی سهبعدی، نورپردازی، رندرینگ و مدیریت داده تجربه کرده است. پیکسار اعلام کرده این فیلم از نظر پیچیدگی تولید، یکی از دشوارترین پروژههای تاریخ این استودیو محسوب میشود.
اما چیزی که باعث ماندگاری «داستان اسباببازی» شده، فقط پیشرفت فناوری نیست. دلیل اصلی موفقیت این مجموعه، توانایی آن در تبدیل یک ایده ساده ــ اینکه اسباببازیها وقتی انسانها حضور ندارند زنده میشوند ــ به داستانهایی درباره دوستی، حسادت، ترس از فراموش شدن، بزرگ شدن و از دست دادن دوران کودکی است.
«داستان اسباببازی ۵» قرار نیست فقط یک بازگشت نوستالژیک باشد؛ این فیلم میخواهد دوباره همان سؤال قدیمی را مطرح کند: در جهانی که کودکان بیشتر از همیشه با صفحههای دیجیتال زندگی میکنند، آیا هنوز جایی برای اسباببازیهایی که زمانی بهترین دوست ما بودند، باقی مانده است؟