جنوب، کاراکتری زنده در سینمای ایران | در گفتگو با فیلمزی
به گزارش فیلمزی، مهرزاد دانش منتقد سینما معتقد است جنوب ایران در آثار سینمایی صرفا یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه عنصری هویتساز است که میتواند بر روایت، تصویر، شخصیتپردازی و حتی فلسفهی داستان تأثیر بگذارد.
چندی پیش در مقاله «معرفی فیلمهایی که در جنوب ایران ساخته شده است؛ قصههایی از سرزمینی که دوست داریم»، تعدادی از آثار سینمای ایران را معرفی کردیم که در جنوب کشور ساخته شدهاند و بازتابدهنده ویژگیهای اجتماعی، انسانی و بومی این منطقه هستند.
در ادامه این موضوع و با توجه به مسئولیت اجتماعی و رسانهای فیلمزی، با مهرزاد دانش، منتقد سینما، درباره جایگاه هویتی جنوب در سینمای ایران، تأثیر اقلیم این منطقه بر روایتهای سینمایی و ظرفیتهای پیشروی نسل جدید فیلمسازان گفتوگو کردیم.
جنوب، فراتر از یک موقعیت جغرافیایی
مهرزاد دانش معتقد است جنوب ایران را نمیتوان تنها بهعنوان یک مکان جغرافیایی در سینما در نظر گرفت؛ زیرا اقلیم، فرهنگ و سبک زندگی مردم این منطقه، نقشی مستقیم در شکلگیری جهان داستانی فیلمها دارند.
او در پاسخ به این پرسش که جنوب چه نقشی در شکلگیری نگاه سینماگران به داستانها و روایتهای سینمایی داشته است، گفت: تحلیل نقش جنوب در سینمای ایران، در واقع بررسی تقابل میان طبیعت سخت و روح لطیف انسان است. جنوب ایران تنها یک مکان جغرافیایی نیست؛ بلکه یک کاراکتر است که بر روایت، نمودهای بصری و حتی فلسفهی داستانها تأثیر میگذارد.
بهگفته این منتقد سینما، تضادهای پررنگ موجود در اقلیم جنوب، مانند گرمای سوزان در برابر خنکای آب یا سکوت بیابان در برابر هیاهوی بندر و پالایشگاه، سینماگران را بهسمت روایتهایی دربارهی بقا، مقاومت و صبر سوق میدهد.
دانش توضیح داد: قصههای جنوب اغلب درباره انسانهایی است که با محیطی سخت مبارزه میکنند یا راه سازگاری با آن را یافتهاند. در همین حال، عناصری مانند نخل بهعنوان نماد استقامت و رودخانه و دریا بهعنوان نماد گذر، مهاجرت و سفر، ظرفیتهای استعاری روایت را پررنگتر میکنند.
او همچنین معتقد است اقلیم جنوب میتواند در زبان سینمایی بازتابی از وضعیت روانی شخصیتها باشد؛ بهگونهای که عصبانیت در گرمای جنوب شدیدتر و اندوه در فضای بندر عمیقتر به نظر برسد.
جنوب در سینما یک ویترین توریستی نیست
بخش مهمی از هویت جنوب در سینمای ایران، در آثار فیلمسازانی مانند ناصر تقوایی، کیانوش عیاری و امیر نادری نمود پیدا کرده است، فیلمسازانی که جنوب را نه بهعنوان پسزمینهای تزئینی، بلکه بهعنوان بخشی جداییناپذیر از هویت شخصیتها و روایتهای خود به تصویر کشیدهاند.
مهرزاد دانش درباره عناصر میهنی و وطندوستانه در آثار این فیلمسازان گفت: در این آثار، جنوب بیش از آنکه یک ویترین توریستی باشد، بهمثابهی خمیرمایهای هویتی معنا پیدا میکند. جنوب با اعتقادات، آیینها و رسوم بومی پیوندی عمیق دارد و وطندوستی نیز از مسیر حفظ سنتها و ریشههای فرهنگی بازنمایی میشود.
بهگفته او، سادگی و بیآلایشی زندگی مردم جنوب، نوعی صداقت و صمیمیت دراماتیک و بصری به این فیلمها اضافه میکند. جغرافیای ویژه جنوب نیز باعث میشود مفهوم وطندوستی در قالب پیوند عمیق انسان با خاک، دریا و محیط زندگی خود تجلی پیدا کند.
دانش افزود: معماری سنتی بندرها، زبان محلی، آیینها و روابط انسانی، به نمادهایی بومی برای ارجاع به هویت اصیل ایرانی تبدیل میشوند. در چنین آثاری، وطن صرفا یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در خاک، آب، زبان و سبک زندگی مردم حضور دارد.
نسل جدید چگونه میتواند جنوب را روایت کند؟
این منتقد سینما با اشاره به تفاوت نگاه فیلمسازان جوان با نسلهای گذشته گفت بسیاری از آثار ماندگار پیشین، بهویژه فیلمهای مرتبط با جنگ، بر مفاهیمی مانند قهرمانی و مقاومت متمرکز بودند؛ اما نسل جدید میتواند از زاویههای متفاوتی به این موضوع نگاه کند.
او توضیح داد: فیلمسازان جوان امروز میتوانند با تمرکز بر پیامدهای انسانی جنگ، آسیبهای روانی پس از آن و روابط اجتماعی در دوران بحران، به زاویههایی تازهتر برسند. چنین آثاری میتوانند از قالب متعارف سینمای جنگ فراتر بروند و لایههای عمیقتری از روان انسان را بررسی کنند.
بهاعتقاد دانش، تسلط نسل جدید بر فرمها و تکنیکهای تازه، این امکان را فراهم میکند که جنوب دیگر صرفا بهعنوان منطقهای جنگزده با پسزمینهای از نخل و گرما نمایش داده نشود، بلکه به بستری برای کاوش در موضوعات روانشناختی و جامعهشناختی مرتبط با جنگ، مهاجرت، بحران و هویت تبدیل شود.
خردهروایتهایی که هنوز ثبت نشدهاند
مهرزاد دانش در بخش دیگری از گفتوگو به روایتهای شخصی و غیررسمی مردم جنوب اشاره کرد، روایتهایی که بسیاری از آنها هنوز در سینمای ایران بازتاب پیدا نکردهاند.
او گفت: هنوز انبوهی از روایتهای شخصی و غیررسمی مردم جنوب در دوران جنگ و سالهای پس از آن وجود دارد که در جایی ثبت نشده است. اگر یک فیلمساز جوان بتواند این خردهروایتها را در دل رویداد بزرگ جنگ و بحران پیدا کند و پرورش دهد، میتوان به خلق آثاری ماندگار امیدوار بود.
جنوب ایران ظرفیتهای گستردهای برای روایت قصههایی درباره هویت، وطن، مقاومت، مهاجرت، فقدان و زندگی روزمره دارد. بهرهگیری از این ظرفیتها، بیش از هر چیز به نگاهی نیاز دارد که جنوب را نه بهعنوان یک پسزمینه تصویری، بلکه بهعنوان عنصری زنده و تأثیرگذار در قلب روایت ببیند.