در روز جهانی عصای سفید | چشم سینما روشن، روایتهایی از جهان نابینایان
فیلمزی
امروز ۱۵ اکتبر، روز جهانی عصای سفید، فرصتی برای بازنگری در عملکرد سینما و رویکردهای متفاوتی که نسبت به جهانِ نابینایان دارد. فیلمزی بررسی کرد.
به گزارش فیلمزی، ۱۵ اکتبر، روز جهانی عصای سفید، فرصتی برای بازنگری در تصویری است که سینما از زندگی افراد نابینا ارائه کرده است.
از شخصیتهایی که نابینایی آنها دستمایه ایجاد ترحم یا تعلیق بوده تا آثاری که به استقلال فردی، روابط انسانی، تبعیض اجتماعی و حقوق افراد نابینا پرداختهاند، سینما در طول تاریخ رویکردهای متفاوتی به این موضوع داشته است.
به همین مناسبت، در این مقاله سراغ فیلمها و سریالهایی رفتهایم که شخصیتهای نابینا نقشی محوری در داستانشان دارند، آثاری که فراتر از سرگرمی، به شناخت بهتر تجربههای افراد نابینا، چالشهای زندگی روزمره و اهمیت برخورداری آنها از فرصتها و حقوق برابر کمک میکنند.
معرفی ۱۵ فیلم و سريال درباره نابینایان
۱. فیلم «معجزهگر»،( The Miracle Worker)
- کارگردان: آرتور پن
- بازیگران: آن بنکرافت، پتی دوک، ویکتور جوری، اینگا سوانسون
- سال ساخت: ۱۹۶۲
- خلاصه داستان: این فیلم داستان واقعی هلن کلر، دختری را روایت میکند که پس از ابتلا به بیماری در دوران کودکی، بینایی و شنوایی خود را از دست میدهد. ناتوانی در برقراری ارتباط باعث میشود هلن نتواند خواستههایش را به دیگران منتقل کند و رفتارهایش برای خانواده به معضلی جدی تبدیل شود. ورود آن سالیوان، معلم جوانی که تصمیم میگیرد راهی برای آموزش او پیدا کند، زندگی هلن را تغییر میدهد. سالیوان با صبر، پشتکار و روشی سختگیرانه تلاش میکند به او زبان و شیوه ارتباط با جهان پیرامونش را بیاموزد.
داستان زندگي هلن كلر پس از چاپ زندگينامهاش در سال 1903 توجه دنيا را به خود جلب كرد و هاليوود براي به تصوير كشيدن زندگياش دست به كار شد و حاصل كار فيلمها و مستندها متعدد بود كه از روي زندگي او ساخته شد ولي شايد مهمترين الهامهاي از زندگي اين نويسنده و فعال بزرگ آمريكا شايد فيلم معجزهگر باشد.
فیلم «معجزهگر» بر اساس نمايشنامهايی به همين نام ساخته شده است. پيشتر آرتور پن و آن بنكرافت در برادوي اين نمايش را اجرا كردند و هر دو برنده جايزه تونی شدند. دو سال بعد همين نمايشنامه بر روی پرده سينما آوردند.
معجزهگر یکی از آثار برجسته سینمای آمریکا درباره آموزش و تواناییهای انسانی است. فیلم با تمرکز بر رابطه دشوار و در عین حال تأثیرگذار هلن و معلمش، نشان میدهد که ارتباط با جهان برای فردی که هم نابینا و هم ناشنواست، چه موانعی دارد.
بازی آن بنکرافت و پتی دوک بهترتیب جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کردند. این فیلم یادآور آن است که دسترسی به آموزش و ارتباط، نقشی اساسی در استقلال و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت دارد.
۲. فیلم «بوی خوش زن»، Profumo di donna
- کارگردان: دینو ریسی
- بازیگران: ویتوریو گاسمن، آلساندرو مومو، آگوستینا بلی
- سال ساخت: ۱۹۷۴
- خلاصه داستان: فاوستو، افسر بازنشسته ارتش ایتالیا که نابینا شده است، همراه با سرباز جوانی به نام چیچو راهی سفری از تورین به ناپل میشود. فاوستو مردی تندخو، بدبین و پیچیده است که با وجود نابینایی، تلاش میکند کنترل زندگی خود را حفظ کند. در طول سفر، رابطه میان این دو بهتدریج تغییر میکند و سرباز جوان با جنبههایی از شخصیت همراهش آشنا میشود که در ابتدا قابل مشاهده نبودند.
ویتوریو گاسمن در این فیلم یکی از درخشانترین نقشآفرینیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او شخصیتی را به تصویر میکشد که غرور، تلخی، شوخطبعی و آسیبپذیری را در کنار هم دارد و با وجود نابینایی، حاضر نیست استقلال و اختیار زندگیاش را به دیگران واگذار کند. بازی گاسمن برای او جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن ۱۹۷۵ را به ارمغان آورد.
این فیلم همچنین در همان سال نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد. بوی خوش زن با نگاهی انسانی و گاه گزنده به تنهایی، ناامیدی و میل به زندگی، از آثار شاخص سینمای ایتالیا در دهه ۱۹۷۰ به شمار میرود.
۳. فیلم « بوی خوش زن»، (Scent of a Woman)
- کارگردان: مارتین برست
- بازیگران: آل پاچینو، کریس اودانل، جیمز ربهورن، فیلیپ سیمور هافمن، گابریله آنوار
- سال ساخت: ۱۹۹۲
- خلاصه داستان: چارلی سیمز، دانشآموزی که برای تأمین هزینههای خود به دنبال کار موقت است، قبول میکند در تعطیلات آخر هفته از سرهنگ بازنشستهای به نام فرانک اسلید مراقبت کند. فرانک نابینا، بداخلاق و سرخورده است و برنامهای غیرمنتظره برای سفر به نیویورک دارد. چارلی خیلی زود متوجه میشود که این شغل ساده قرار است او را وارد تجربهای پیچیده و فراموشنشدنی کند.
این فیلم اقتباسی از فیلم ایتالیایی بوی خوش زن محصول ۱۹۷۴ به کارگردانی دینو ریسی است (توضیح آن در فیلم شماره دوم داده شد)، اما مارتین برست با تمرکز بر رابطه میان فرانک اسلید و چارلی سیمز، داستان را با رویکردی متناسب با سینمای آمریکا بازآفرینی کرده است.
آل پاچینو در نقش فرانک، افسر بازنشستهای که پس از نابینایی با تنهایی، خشم و ناامیدی دستوپنجه نرم میکند، یکی از ماندگارترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد. صحنه رقص تانگو با زنی جوان در رستورانی در نیویورک، از لحظات بهیادماندنی فیلم است و شور زندگی و اعتمادبهنفس فرانک را با وجود نابینایی به نمایش میگذارد.
پاچینو که پیشتر چندین بار نامزد اسکار شده بود، سرانجام برای این نقش جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. فیلم در مجموع چهار نامزدی اسکار، از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، به دست آورد و به یکی از آثار شاخص دهه ۱۹۹۰ تبدیل شد.
۴. فیلم «صبر کن تا تاریکی»،( Wait Until Dark)
- کارگردان: ترنس یانگ
- بازیگران: آدری هپبورن، آلن آرکین، ریچارد کرنا، جک وستون
- سال ساخت: ۱۹۶۷
- خلاصه داستان: سوزی هندریکس، زنی نابینا، در آپارتمان خود ناخواسته درگیر ماجرای عروسکی میشود که محمولهای از مواد مخدر در آن پنهان شده است. گروهی از خلافکاران برای پیدا کردن عروسک به سراغ او میآیند، اما خیلی زود متوجه میشوند که فریب دادن سوزی به آسانی آن چیزی نیست که تصور میکردند. او باید با تکیه بر شنوایی، حافظه و شناختش از محیط، راهی برای زنده ماندن پیدا کند.
«صبر کن تا تاریکی» یک تریلر روانشناختی و دلهرهآور است که بخش عمدهای از تنش خود را از محدودیتهای دیداری شخصیت اصلی و فضای بسته آپارتمان میگیرد.
آدری هپبورن در نقش سوزی، زنی که تلاش میکند استقلال خود را حفظ کند، تصویری باورپذیر از آسیبپذیری و مقاومت ارائه میدهد. او در برابر خلافکارانی قرار میگیرد که تصور میکنند نابیناییاش راهی آسان برای فریب دادنش است، اما سوزی بهتدریج میآموزد چگونه از صداها، سکوت و شناخت محیط برای تشخیص خطر استفاده کند.
در یکی از بهیادماندنیترین لحظات فیلم، او تمام چراغهای آپارتمان را خاموش میکند تا مهاجمش نتواند از قدرت بینایی خود استفاده کند. این صحنه با تکیه بر صدا و تاریکی، تعلیق شدیدی ایجاد میکند.
آلن آرکین نیز در نقش هری روته، خلافکاری خونسرد و تهدیدآمیز، حضوری مؤثر دارد و تقابل او با سوزی بخش مهمی از تعلیق فیلم را شکل میدهد. هپبورن برای بازی در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
۵. فیلم «تکهای از آبی»،( A Patch of Blue)
- کارگردان:گای گرین
- بازیگران: الیزابت هارتمن، سیدنی پواتیه، شلی وینترز
- سال ساخت: ۱۹۶۵
- خلاصه داستان: سلینا، دختر جوان نابینایی که در خانوادهای آشفته زندگی میکند، با مردی سیاهپوست به نام گوردون آشنا میشود. گوردون با او با احترام و مهربانی رفتار میکند و رابطهای دوستانه میان آن دو شکل میگیرد. این آشنایی به سلینا کمک میکند تا به امکان داشتن زندگی مستقلتر و رهایی از محیط محدودکننده خود فکر کند.
تکهای از آبی علاوه بر پرداختن به نابینایی، به تبعیض نژادی و نابرابری اجتماعی در آمریکا نیز میپردازد. فیلم بهجای آنکه شخصیت اصلی را صرفا به دلیل معلولیتش تعریف کند، به تجربههای عاطفی، خواستهها و ظرفیت او برای تصمیمگیری توجه دارد.
فیلم با نمایش تجربه روزمره سلینا، بخشی از دشواریهای زندگی با نابینایی را به تصویر میکشد. او برای شناخت محیط اطراف و انجام بسیاری از کارهای روزانه به دیگران وابسته است، اما این وابستگی به معنای ناتوانی او در تصمیمگیری یا اداره زندگیاش نیست.
رفتارهای محدودکننده خانواده و نگاه ترحمآمیز اطرافیان، گاهی بیش از خود نابینایی آزادی او را تحت تأثیر قرار میدهند.
فیلم «تکهای از آبی» علاوه بر پرداختن به نابینایی، به تبعیض نژادی و نابرابری اجتماعی در آمریکا نیز میپردازد. رابطه سلینا و گوردون به او فرصت میدهد تا فراتر از محدودیتهای تحمیلشده، خواستهها و تواناییهای خود را بشناسد.
فیلم همچنین یادآوری میکند که فراهم کردن فرصتهای برابر و برخورد محترمانه، نقش مهمی در افزایش استقلال افراد دارای معلولیت دارد.
۶. « Ray»
- کارگردان: تیلور هکفورد
- بازیگران: جیمی فاکس، کری واشینگتن، رجینا کینگ، کلانسی براون
- سال ساخت: ۲۰۰۴
- خلاصه داستان: این فیلم زندگی ری چارلز، موسیقیدان برجسته آمریکایی، را از سالهای کودکی تا رسیدن به شهرت جهانی دنبال میکند. ری در کودکی بینایی خود را از دست میدهد، اما با پشتکار و استعداد موسیقایی، مسیر حرفهای دشواری را پشت سر میگذارد و به یکی از چهرههای تأثیرگذار موسیقی تبدیل میشود. داستان در کنار موفقیتهای هنری او، به اعتیاد، روابط عاطفی و مشکلات شخصیاش نیز میپردازد.
فیلم با نمایش دوران کودکی ری چارلز، روند نابینا شدن او را نیز بررسی میکند. ری در حدود هفتسالگی، پس از مشاهده مرگ برادر کوچکترش در حادثهای در خانه، بهتدریج بینایی خود را از دست میدهد.
مادرش تلاش میکند او را برای زندگی مستقل آماده کند و به او بیاموزد که نابینایی نباید مانع شناخت محیط و پیشرفت او شود. ری با تکیه بر شنوایی و استعداد موسیقایی خود، مسیر حرفهای دشواری را پشت سر میگذارد. فیلم در کنار اهمیت آموزش و استقلال افراد نابینا، به تبعیض نژادی، اعتیاد و روابط شخصی او نیز میپردازد و نشان میدهد که نابینایی بخشی از هویت ری است، نه تمام آن.
فیلم ری با بودجهای حدود ۴۰ میلیون دلار ساخته شد و بیش از ۱۲۳ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. این اثر در هفتادوهفتمین دوره جوایز اسکار در شش رشته نامزد شد و دو جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای جیمی فاکس و بهترین میکس صدا را به دست آورد.
فاکس با بازآفرینی دقیق صدا، حرکات، رفتار و شیوه نوازندگی ری چارلز، تحسین منتقدان را برانگیخت و علاوه بر اسکار، جوایز گلدن گلوب و انجمن بازیگران سینما را نیز دریافت کرد.
۷. فیلم «اثبات»، (Proof)
- کارگردان: جوسلین مورهاوس
- بازیگران: راسل کرو، هوگو ویوینگ، جنیفر تیلی
- سال ساخت: ۱۹۹۱
- خلاصه داستان: مارتین، عکاس نابینایی که از کودکی با این وضعیت زندگی کرده، به دیگران اعتماد چندانی ندارد و مدام درباره صداقت اطرافیانش تردید میکند. او از دوستان و آشنایان میخواهد عکسهایش را برایش توصیف کنند تا بتواند روایت آنها از جهان را با برداشت خود مقایسه کند. ورود خدمتکاری به نام اندی به زندگی او، رابطهای تازه ایجاد میکند که اعتماد و حقیقت را به چالش میکشد.
نابینایی مارتین در فیلم اثبات صرفا یک ویژگی ظاهری نیست، بلکه اساس نگاه او به جهان و روابط انسانی را شکل میدهد. او که از کودکی نابینا بوده، برای شناخت جزئیات محیط به توصیفهای دیگران وابسته است، اما هیچگاه نمیتواند مطمئن باشد که آنچه میشنود با واقعیت مطابقت دارد. به همین دلیل، از اطرافیانش میخواهد عکسهایش را با جزئیات توصیف کنند تا بتواند صداقت آنها را بسنجد. عکاسی برای مارتین راهی برای ثبت جهان است، درحالیکه نابینایی او را در موقعیتی قرار میدهد که برای درک تصاویر به دیگران اعتماد کند. این تناقض، هسته اصلی داستان را میسازد و پرسشی اساسی مطرح میکند: آیا میتوان به روایت دیگران از واقعیت اطمینان داشت؟
با ورود اندی به زندگی مارتین، این مسئله به آزمونی برای اعتماد و صمیمیت تبدیل میشود. نابینایی شخصیت اصلی نه بهانهای برای ترحم است و نه مانعی که داستان قرار باشد بر آن غلبه کند، بلکه عاملی است که روابط او را پیچیدهتر میکند و تردیدهایش را درباره حقیقت و صداقت دیگران افزایش میدهد. فیلم از این طریق میان دیدن و دانستن تفاوت میگذارد و نشان میدهد که بینایی لزوماً به معنای درک حقیقت نیست.
اثبات با تمرکز بر تجربه زیسته یک مرد نابینا، به جای تعریف داستانی کلیشهای درباره معلولیت، رابطه میان ادراک، اعتماد و واقعیت را بررسی میکند.
۸. فیلم «خشم کور»،( Blind Fury)
- کارگردان: فیلیپ نویس
- بازیگران: روتگر هاور، تری اوکوئین، براندون کال
- سال ساخت: ۱۹۸۹
- خلاصه داستان: نیک پارکر، سرباز آمریکایی نابینایی که در جنگ ویتنام مهارتهای رزمی ویژهای آموخته است، پس از بازگشت به آمریکا درمییابد که دوست قدیمیاش درگیر ماجرایی خطرناک شده است. نیک تصمیم میگیرد به او کمک کند و در این مسیر با گروهی از خلافکاران روبهرو میشود. او با استفاده از مهارتهای شمشیرزنی، شناخت محیط و تواناییهای رزمی خود، مقابل دشمنانش میایستد.
نابینایی نیکپارکر در «خشم کور» برخلاف بسیاری از درامهای مرتبط با معلولیت، بیشتر در قالب تواناییهای عملی و شیوه مبارزه او به نمایش درمیآید.
نیک در جریان جنگ ویتنام بینایی خود را از دست داده، اما در همان دوران مهارتهای رزمی و شمشیرزنی را آموخته است. او برای مقابله با دشمنان، به شنوایی، حس لامسه، حافظه فضایی و تشخیص صداها متکی است و از این تواناییها برای شناسایی موقعیت افراد و واکنش به حملات استفاده میکند.
در نتیجه، نابینایی به بخشی اساسی از طراحی صحنههای اکشن تبدیل میشود و شیوه مبارزه متفاوت قهرمان را شکل میدهد. فیلم با الهام از شخصیت زاتویچی، شمشیرزن نابینای سینمای ژاپن، از این ویژگی برای خلق قهرمانی متفاوت بهره میگیرد؛ قهرمانی که هویت و تواناییهایش بر مهارت، استقلال و سازگاری استوار است، نه ترحم دیگران.
۹. فیلم «کتاب ایلای»، ( The Book of Eli)
- کارگردان: آلبرت هیوز و آلن هیوز
- بازیگران:دنزل واشینگتن، گری اولدمن، میلا کونیس، ری استیونسون
- سال ساخت: ۲۰۱۰
- خلاصه داستان: در آیندهای پساآخرالزمانی، مردی به نام ایلای در سرزمینی ویرانشده سفر میکند و کتابی ارزشمند را با خود حمل میکند. او در مسیرش با حاکمی بیرحم روبهرو میشود که قصد دارد کتاب را برای تثبیت قدرت خود به دست آورد. ایلای برای محافظت از آن باید از مهارتهای رزمی و اراده خود استفاده کند.
وضعیت بینایی ایلای یکی از عناصر مهم داستان است که برداشت مخاطب از تواناییها و مهارتهای او را تغییر میدهد. او در جهانی خطرناک و بیرحم سفر میکند و برای بقا به شنوایی، شناخت محیط و مهارتهای رزمی خود متکی است.
فیلم با پنهان نگهداشتن وضعیت واقعی بینایی شخصیت اصلی تا انتهاي فيلم، از این ویژگی برای ایجاد غافلگیری روایی استفاده میکند. نابینایی در اینجا نه موضوع اصلی داستان، بلکه بخشی از هویت قهرمان و عاملی برای بازتعریف برداشت مخاطب از تواناییهای اوست.
۱۰. فیلم «Zatoichi»
- کارگردان: تاکشی کیتانو
- بازیگران: تاکشی کیتانو، تادانوبو آسانو، میچیو اوکاسو
- سال ساخت: ۲۰۰۳
- خلاصه داستان: زاتویچی، ماساژور نابینایی که در شمشیرزنی مهارت خارقالعادهای دارد، وارد شهری میشود که مردم آن زیر سلطه گروهی از خلافکاران زندگی میکنند. او در ابتدا فردی معمولی و کمخطر به نظر میرسد، اما تواناییهای واقعیاش بهتدریج آشکار میشود. زاتویچی درگیر منازعات محلی و سرنوشت چند شخصیت دیگر میشود و تلاش میکند در برابر خشونت و بیعدالتی بایستد.
شخصیت «زاتویچی» از دهه ۱۹۶۰ در مجموعهای طولانی از فیلمها و سریالهای ژاپنی حضور داشته است، اما نسخه تاکشی کیتانو بازآفرینی مستقلی از این شخصیت محبوب سینمای ژاپن به شمار میرود.
کیتانو با ترکیب خشونت ناگهانی، طنز خشک، تدوین ریتمیک و صحنههای مبارزه طراحیشده، اثری ساخته که در عین وفاداری به سنت فیلمهای سامورایی، سبک شخصی او را نیز منعکس میکند. نابینایی شخصیت اصلی صرفاً ویژگی ظاهری او نیست، بلکه بخشی از شیوه حرکت، مبارزه و مواجههاش با جهان داستان است. این فیلم در شصتمین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز در سال ۲۰۰۳ جایزه شیر نقرهای بهترین کارگردانی را دریافت کرد .
۱۱. فیلم «نفس نکش»، Don't Breathe
- کارگردان: فده آلوارز
- بازیگران: استیون لنگ، جین لوی، دیلن مینت، دنیل زوواتو
- سال ساخت: ۲۰۱۶
- خلاصه داستان: سه جوان سارق به نامهای راکی، الکس و مانی برای سرقت از خانه یک کهنهسرباز نابینای جنگ خلیج فارس در شهر دیترویت وارد خانه او میشوند. آنها تصور میکنند سرقت از مردی نابینا کار سادهای خواهد بود، اما خیلی زود متوجه میشوند که در خانه گرفتار شدهاند و حالا باید برای زنده ماندن از دست صاحبخانهای خطرناک تلاش کنند.
میتوان گفت اين نسخه مردانه صبر كن تا تاريكي است. فده آلوارز در این فیلم از محدودیت فضای خانه، سکوت و طراحی صدا برای خلق تعلیق استفاده میکند و جایگاه بینایی را در موقعیتهای ترسناک به چالش میکشد.
شخصیت مرد نابینا برخلاف تصور اولیه سارقان، قربانی ناتوانی خود نیست و با شناخت دقیق محیط و استفاده از حواس دیگرش به تهدیدی جدی تبدیل میشود. استیون لنگ با بازی سرد و تهدیدآمیز خود در نقش این کهنهسرباز، یکی از عناصر اصلی موفقیت فیلم است و جین لوی نیز نقش دختری را که برای نجات خود و رسیدن به آیندهای بهتر تلاش میکند، باورپذیر اجرا میکند. فیلم با بودجهای حدود ۱۰ میلیون دلار ساخته شد و بیش از ۱۵۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. موفقیت تجاری آن زمینه ساخت دنبالهای را فراهم کرد.
قسمت دوم با عنوان نفس نکش ۲ در سال ۲۰۲۱ به کارگردانی رودو سایاگس ساخته شد و استیون لنگ بار دیگر نقش مرد نابینا را ایفا کرد، اما جین لوی در این قسمت حضور نداشت. دنباله نتوانست به اندازه فیلم نخست مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار بگیرد.
با این حال، مجموعه همچنان ادامه پیدا میکند و طبق گزارشهای منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶، قسمت سوم در مرحله توسعه قرار دارد و فیلمنامه آن نوشته شده است. بازگشت فده آلوارز و حضور دوباره استیون لنگ و جین لوی نیز برای این پروژه مطرح شده، اما هنوز تاریخ اکران یا زمان آغاز فیلمبرداری آن اعلام نشده است.
فیلمهای مستند درباره و یا برای افراد نابینا
۱۲ فیلم مستند «چشمک»، (Blink)
- کارگردان: دنیل روهر و ادموند استنسون
- نوع اثر: مستند
- سال ساخت: ۲۰۲۴
- خلاصه داستان: این مستند زندگی خانواده پلتیر، خانوادهای کانادایی با چهار فرزند را دنبال میکند که پس از تشخیص بیماری ژنتیکی نادر رتینیت پیگمنتوزا در سه فرزندشان، تصمیم میگیرند سفری به دور دنیا آغاز کنند. این بیماری بهتدریج بینایی فرزندان را کاهش میدهد و خانواده میخواهد پیش از وخیمتر شدن وضعیت آنها، فرصت دیدن مناظر طبیعی، شهرها و شگفتیهای جهان را برایشان فراهم کند.
چشمک بهجای تمرکز صرف بر بیماری، رابطه اعضای خانواده، شیوه مواجهه آنها با آینده نامعلوم و تلاششان برای ساختن خاطرات مشترک را به تصویر میکشد. فیلم در جشنواره فیلم تلوراید سال ۲۰۲۴ برای نخستین بار به نمایش درآمد و سپس در جشنوارههای مستند و سینمایی دیگری از جمله جشنواره فیلم لندن حضور یافت.
این اثر از سوی نشنال جئوگرافیک عرضه شد و به دلیل روایت عاطفی خود از خانواده، نابینایی تدریجی و ارزش تجربههای روزمره مورد توجه قرار گرفت.
۱۳ فیلم مستند «کوربینی »، (Blindsight)
- کارگردان: لوسی واکر
- نوع ژانر: مستند
- سال ساخت: ۲۰۰۶
- خلاصه داستان: این مستند شش نوجوان نابینای تبتی را دنبال میکند که با همراهی اریک واینمایر، نخستین مرد نابینایی که قله اورست را فتح کرد، برای صعود به کوه لاکپا ری در نزدیکی اورست آماده میشوند. این برنامه با حمایت سابریه تنبرکن، بنیانگذار مدرسهای برای کودکان نابینا در تبت، شکل میگیرد. نوجوانان در مسیر صعود با دشواریهای جسمی، شرایط سخت آبوهوایی و خطر بیماری ارتفاع روبهرو میشوند. در کنار این چالشها، اختلافنظر درباره میزان خطرپذیری و تواناییهای نوجوانان نیز به بخشی مهم از داستان تبدیل میشود.
کوربینی با نگاهی واقعگرایانه به زندگی افراد نابینا، از نمایش کلیشهای آنها بهعنوان قهرمانانی شکستناپذیر فاصله میگیرد و به استقلال، حق انتخاب و تفاوتهای فردی میپردازد. این فیلم در جشنوارههای بینالمللی مورد استقبال قرار گرفت و از جمله جوایز آن میتوان به جایزه تماشاگران بخش پانوراما در جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۷ و جایزه تماشاگران جشنواره مؤسسه فیلم آمریکا در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد.
اثر لوسی واکر از مستندهای شناختهشده درباره نابینایی و تواناییهای انسانی است که با ترکیب ماجراجویی و مسائل اجتماعی، مخاطب را به بازنگری در برداشتهای رایج از معلولیت دعوت میکند.
سریالهایی درباره و یا برای افراد نابینا
۱۴ سریال «دیدن»، (See)
- Show runner: استیون نایت
- بازیگران: جیسون موموآ، آلفره وودارد، سیلویا هوکس
- نوع ژانر: سریال
- سال ساخت: از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲
- خلاصه داستان: در آیندهای دور، ویروسی مرگبار بخش بزرگی از جمعیت بشر را از بین برده و بازماندگان نیز بینایی خود را از دست دادهاند. نسلهای بعدی در جوامعی زندگی میکنند که در آنها دیدن به افسانهای فراموششده تبدیل شده است. بابا واس، جنگجویی قدرتمند و رهبر قبیلهای کوچک، زمانی با بحرانی روبهرو میشود که همسرش دوقلوهایی به دنیا میآورد که توانایی دیدن دارند. تولد این کودکان نظم اجتماعی و باورهای رایج را تهدید میکند و توجه ملکهای جاهطلب را به خود جلب میکند که میخواهد آنها را به چنگ آورد. بابا واس برای محافظت از خانوادهاش وارد نبردی میشود که سرنوشت جوامع مختلف و آینده بشریت را تحت تأثیر قرار میدهد.
ديدن با خلق جهانی که در آن نابینایی به وضعیت عمومی انسانها تبدیل شده، به بررسی شیوههای سازگاری انسان با محیط، شکلگیری ساختارهای اجتماعی و تأثیر ترس از تفاوت بر قدرت سیاسی میپردازد. طراحی صحنه، مبارزات نزدیک و تلاش شخصیتها برای جهتیابی و بقا در محیط، از ویژگیهای متمایز این مجموعه است.
جیسون موموآ در نقش بابا واس، جنگجویی که میان خشونت و محافظت از خانواده گرفتار شده، بازی قابلتوجهی ارائه میدهد و آلفره وودارد نیز از بازیگران مهم مجموعه است.
این سریال در سه فصل از سرویس اپل تیوی پلاس پخش شد و در سال ۲۰۲۰ برای طراحی عنوان اصلی در جوایز امی هنرهای خلاق نامزد دریافت جایزه شد.
۱۵ سریال «Daredevil»
- Show runner: درو گادرد
- بازیگران: چارلی کاکس، دبورا آن ول، الدن هنسون، وینسنت دن آفریو
- نوع ژانر: سریال
- سال ساخت: از۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸
- خلاصه داستان: مت مرداک، وکیل نابینای نیویورکی که در کودکی بر اثر تماس با مواد شیمیایی بینایی خود را از دست داده اما حواس دیگرش تقویت شدهاند، روزها در دادگاه از موکلانش دفاع میکند و شبها با هویت دردویل به مبارزه با جنایتکاران میپردازد. رویارویی او با ویلسون فیسک، تبهکاری بانفوذ، او را میان قانون، انتقام و اجرای عدالت گرفتار میکند.
دردویل با فضای جنایی، مبارزات تنبهتن و شخصیتپردازی قدرتمند، جایگاه ویژهای در میان اقتباسهای تلویزیونی مارول دارد.
این سریال از نظر بازنمایی نابینایی نیز اهمیت دارد، زیرا مت مرداک را قهرمانی مستقل و پیچیده نشان میدهد که با تکیه بر حواس تقویتشده و مهارتهای رزمی بر موانع غلبه میکند. نابینایی بخشی از تجربه زندگی اوست، نه تمام هویتش. سریال همچنین نشان میدهد که قهرمان بودن لزوماً به معنای برخورداری از تواناییهای جسمی متعارف نیست و افراد دارای معلولیت نیز میتوانند شخصیتهایی پیچیده، مستقل و تأثیرگذار باشند.
نتفلیکس سریال را پس از سه فصل در سال ۲۰۱۸ لغو کرد، اما شخصیت دردویل در سال ۲۰۲۱ با حضور چارلی کاکس در فیلم «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» به دنیای سینمایی مارول بازگشت. وینسنت دن آفریو نیز نقش ویلسون فیسک را در (Hawkeye) تکرار کرد. سپس سریال دردویل: تولدی دوباره ساخته شد که فصل نخست آن در سال ۲۰۲۵ و فصل دومش در سال ۲۰۲۶ پخش شدند. تداوم حضور این قهرمان، هم محبوبیت او و هم اهمیت نمایش شخصیتهای نابینا در ژانر ابرقهرمانی را برجسته میکند.
نابینایی و کمبینایی تجربههایی انسانیاند که فراتر از محدودیت بینایی، با استقلال فردی، آموزش، روابط اجتماعی، فرصتهای شغلی و کیفیت زندگی ارتباط دارند. آنان نیز مانند دیگران حق دارند از آموزش مناسب، امکانات دسترسپذیر، فرصتهای برابر و زندگی مستقل و آسوده برخوردار باشند.
در همین راستا سینما نقش مهمی در شناخت بهتر این تجربهها داشته ، با به تصویر کشیدن زندگی، دشواریها، تواناییها و خواستههای افراد نابینا، مخاطب را با واقعیتهایی آشنا كرده است. چنین بازنماییهایی تنها در جذابیت داستانی یا ایجاد تعلیق و هیجان نیست، بلکه در تغییر نگاه جامعه و تقویت درک متقابل نیز هست.
البته این تصویر زمانی ارزشمندتر میشود که افراد نابینا صرفاً بهعنوان شخصیتهایی درمانده، قربانی یا قهرمانانی استثنایی معرفی نشوند، بلکه با تمام پیچیدگیها و تفاوتهای انسانی خود به تصویر کشیده شوند.
روز جهانی عصای سفید فرصتی برای یادآوری همین ضرورت است: احترام به حقوق و استقلال افراد نابینا و کمبینا و تلاش برای ساختن جامعهای که در آن، تفاوتهای فردی مانعی برای برخورداری از یک زندگی شایسته نباشد.
لازم به توضیح است رسانه فیلمزی در مقالهای جداگانه با عنوانِ معرفی فیلم | آورده سینمای ایران برای افراد نابینا چیست؟ مهمترین فیلمهای سینمای ایران را که درباره و یا برای نابینایان است، را شرح داده است.
نویسنده: هاشم جهرمی