روایت زنی که با سوگ قد میکشد | جسی باکلی در Hamnet
جسی باکلی، بازیگر نامزد اسکار فیلم Hamnet، در گفتوگویی مفصل با آنتونیا بلیت، سردبیر بخش جوایز وبسایت ددلاین، از مسیر حرفهای خود، تجربه همکاریاش با پل مسکال و تجربه عاطفی ساخت این فیلم سخن گفته است؛ تجربهای که به گفته خودش مسیرى که او را از نو ساخته است.
باکلی که این روزها برای بازی در نقش اگنس در فیلم Hamnet نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شده، پیش از حضور در این مراسمی، با ددلاین درباره فرآیند بازیگری، گذشته حرفهایاش و پیوند عاطفیاش با همبازیاش پل مسکال صحبت کرده است. او تاکنون علاوه بر نامزدی اسکار، نامزد بفتا نیز شده و در جوایزی چون گلدن گلوب و حلقه منتقدان جایزه بهترین بازیگر زن سال را دریافت کرده است.
«او تکیهگاهم بود»
باکلی درباره همکاری با Paul Mescal در نقش ویلیام شکسپیر میگوید رابطه آنها پیش از فیلم شکل گرفته بود، اما در جریان ساخت «هَمْنِت» به پیوندی عمیقتر رسید. او با اشاره به گفتوگویی صمیمی میان خود و مسکال در نیویورک نقل میکند: «او به من گفت تو مثل آتش هستی و من تو را مهار میکنم. آن لحظه فکر کردم: موفق باشی! اما حالا میفهمم منظورش این بود که میخواست کنارم بایستد.»
باکلی در توصیف همکاریشان تأکید میکند: «هر جا این مسیر ما را میبرد، من پشتت هستم. ما بدون هیچ سلسلهمراتبی، فقط با تعهد کامل به روایت این داستان کنار هم ایستادیم.» او درباره مسکال میافزاید: «فکر میکنم او مردی خارقالعاده و بازیگری شگفتانگیز است. فقط ۳۰ سال دارد و از شکسپیر تا پل مککارتنی را بازی کرده. وسعت کارش حیرتآور است و او مرا نگه داشت.»
صحنهای که همه را ویران کرد
یکی از تأثیرگذارترین لحظات فیلم، صحنه پایانی در تئاتر گلوب است؛ جایی که اگنس با خشم و اندوه با اجرای نمایش «هملت» روبهرو میشود. باکلی میگوید این صحنه در ابتدا شکل دیگری داشته و حتی برای آن از جرثقیلهای عظیم استفاده شده بود، اما در نهایت گروه تصمیم گرفت به سادگی و خلوص بیشتری برسد.
او توضیح میدهد که در مسیر بازگشت به خانه، قطعه «On the Nature of Daylight» ساخته مکس ریشتر را برای کارگردان فرستاده و همین قطعه الهامبخش بازنگری در پایان فیلم شده است. به گفته باکلی، حس مشترک فقدان میان او و صدها سیاهیلشکر حاضر در صحنه، باعث شد لحظهای جمعی و انسانی خلق شود. حرکت دست او به سوی هملت و واکنش متقابل جمعیت، در نسخه اولیه فیلمنامه وجود نداشت و در جریان اجرا شکل گرفت.
از تئاتر تا اسکار
باکلی که فعالیت حرفهایاش را با حضور در برنامه تلویزیونی «I’d Do Anything» آغاز کرد، در ادامه مسیرش آگاهانه به تحصیل در رشته بازیگری بازگشت و با اجرای آثار شکسپیر در تئاتر گلوب، مسیر خود را تثبیت کرد. او میگوید: «در شکسپیر خودم را کشف کردم. ظرفیت بیپایان واژهها نگاهم را تغییر داد.» او همچنین از علاقه عمیقش به موسیقی سخن گفته و تأکید میکند که موسیقی همچنان بخش جداییناپذیر زندگیاش است؛ چه در قالب آلبومهای شخصی و چه در پیوند با سینما.
مادرانگی؛ فصل تازهای در زندگی و هنر
باکلی که بهتازگی مادر شده، معتقد است این تجربه نگاهش را به کار تغییر داده است: «مادری لایهای از چیزهای غیرضروری را از وجودت میشوید. حالا به هر چیزی که واقعی نباشد حساسیت دارم، چون در زندگیام چیزی بسیار واقعی دارم.»
با توجه به استقبال گسترده از همنت و تحسین منتقدان، بسیاری این نقش را نقطه عطفی در کارنامه جسی باکلی میدانند؛ اجرایی که نهتنها او را به جمع نامزدهای اسکار رسانده، بلکه جایگاهش را بهعنوان یکی از بازیگران شاخص نسل خود تثبیت کرده است.