دشوارترین برداشتِ «ادیسه» نولان از نگاه مت دیمون
فیلمهای کریستوفر نولان معمولا با صحنههای عظیم، لوکیشنهای واقعی و فشار فنی سنگین شناخته میشوند. «اودیسه» هم از همین الگو پیروی میکند؛ از دریای واقعی و صخرههای واقعی گرفته تا اتکای کامل به اجراهای زنده. با این حال، از نگاه مت دیمون، دشوارترین لحظهی فیلم نه در مقیاس بصری، بلکه در قلب درام اتفاق میافتد.
بهگزارش اسلشفیلم، دیمون در گفتوگویی با وولتچر و بیلگه ابیری توضیح داده که سختترین صحنه برای او، بازگشت اودیسئوس در هیئت یک گدا و رویارویی دوباره با پنهلوپه با بازی آنه هتوی بوده است؛ لحظهای که بهگفتهی او، «مرکز عاطفی» فیلم را میسازد.
دیمون با لحنی شوخ گفته است: «هیچچیز آسان نیست، این اودیسه است.» اما بعد روشن میکند که مشکل اصلی، از جنس اجرا و بار احساسی همان مونولوگ پایانی بوده؛ جایی که اودیسئوس باید هم هویت پنهانش را نگه دارد و هم وزنِ آنچه در جنگ تروآ انجام داده، روی دوشش دیده شود. بهگفتهی او، نسخهی نهایی فیلمنامه چنان دقیق و روان به صحنه منتقل شد که با وجود تمام دشواریها، نتیجه همان چیزی شد که نولان میخواست.
دیمون برای آن لحظه از مدتها قبل آماده شده بود. خودش گفته است که مونولوگ پایانی را در گوشیاش نوشته و هر وقت ۲۰ دقیقه وقت آزاد داشته، آن را تمرین کرده است. در عین حال، چون نولان سر صحنه تلفن همراه را ممنوع کرده، بازیگر آمریکایی پیش از فیلمبرداری و در ماههای منتهی به آن، پرسشهایش را دربارهی جملهها و جزئیات اجرا با کارگردان در میان میگذاشته؛ از یک خط دیالوگ تا پیشنهادی دربارهی لحن.
چرا صحنهی بازگشت اودیسئوس اینقدر مهم بود
در پردهی سوم «اودیسه»، اودیسئوس همراه با تلمک به آیوکا بازمیگردد و خود را به شکل گدا در میآورد تا پنهلوپه او را فورا نشناسد. میان آنها پردهای قرار میگیرد؛ همان پردهای که پنهلوپه بعدتر در برابر خواستگاران مست و مزاحم به کار میبرد. اودیسئوس از ویرانی تروآ، پیروزی در جنگ و بهای انسانی آن حرف میزند. نتیجه، اعترافی تلخ دربارهی غرور، خشونت و مسئولیتی است که از آن گریزی نیست.
دیمون این صحنه را دشوار میداند، چون بار احساسی فیلم از همانجا جمع میشود. به گفتهی او، وقتی به مونولوگ رسیدند، همهچیز «کاملا بیدردسر» پیش رفت و دقیقا همان چیزی از آب درآمد که انتظار داشتند. با این حال، آمادهسازی ذهنی برای آن لحظه، از سایر بخشها بیشتر زمان برده است؛ چون اگر آن تکه درست کار میکرد، کل فیلم روی مسیر احساسی خودش میافتاد.
دیمون در توضیح این لحظه گفته است که اودیسئوس چیزی را حمل میکند که هم شیء واقعی است و هم بار اخلاقی. منظور او، همان پیکرهی آتناست که پنهلوپه به او داده و هویت واقعیاش را آشکار میکند. اما در سطحی عمیقتر، او بار جنگ را هم حمل میکند؛ باری که باعث میشود نتواند بیواسطه در برابر همسرش بایستد.
نولان چگونه حتی صحنههای سخت را قابلاجرا میکند
نکتهی قابلتوجه دربارهی «اودیسه» فقط سختی صحنهها نیست، بلکه شیوهای است که نولان برای مدیریت آنها به کار میگیرد. تقریبا همهی فیلم بهصورت عملی فیلمبرداری شده و همین موضوع، فرایند تولید را ذاتا دشوارتر کرده است. با این حال، دیمون میگوید نولان با آمادهسازی دقیق، فشار را بهجای کاستن از واقعیت صحنه، به شکل قابلتحملی هدایت میکند.
او برای نمونه به صحنهی عبور از کنار جزیرهی سیرنها اشاره کرده است؛ جایی که اودیسئوس میخواهد تنها کسی باشد که آواز سیرنها را میشنود، بنابراین از خدمه میخواهد او را به دکل ببندند و گوشهای خودشان را با موم پر کنند. طبق گفتهی دیمون، قرار بوده بخش زیادی از مونولوگ او دربارهی آواز سیرنها در قالب صداگذاری پس از فیلمبرداری استفاده شود، اما نولان تصمیم گرفته کل صحنه را در کلوزآپ و با تأکید بر حضور فیزیکی بازیگر ثبت کند.
دیمون گفته است وقتی میداند یک ساعت برای آمادهسازی فرصت دارد و بعد باید از قایق پیاده شود، به دکل بسته شود و در محیطی واقعی با جزیرهای پر از آدم، صحنه را بازی کند، عملا همهی ابزارهای لازم را در اختیار دارد. به تعبیر او، هر بازیگر حرفهای با چنین شرایطی میتواند کار کند. نتیجه هم روشن بوده؛ نولان از صحنهای دشوار، تجربهای ساخته که برای بازیگر قابلاجرا و برای تماشاگر ملموس مانده است.
در نهایت، روایت دیمون از «اودیسه» یک نکتهی آشنا دربارهی سینمای نولان را دوباره برجسته میکند. دشواری در این فیلمها فقط از طوفان، دریا، صخره و ماشینآلات نمیآید. گاهی سختترین لحظه، همان سکوتی است که یک مرد باید در برابر همسرش نگه دارد، پیش از آنکه حقیقت جنگ را بر زبان بیاورد.
«اودیسه» اکنون در سینماها روی پرده است.
شما سختترین صحنههای فیلمهای نولان را کدامها میدانید؟