معرفی مستند «قضیه شکل اول، شکل دوم» | کیارستمی، مقامات سیاسی و مسئلهی اخلاقی!
مستند «قضیه شکل اول، شکل دوم» نخستین اثر عباس کیارستمی پس از واقعهی انقلاب سال ۱۳۵۷ است. مستندی که هم از لحاظ سینمایی و هم از لحاظ تاریخی بسیار حائز اهمیت است. درست در بحبوحهی انقلاب سال ۱۳۵۷ زمانی که مقامات و مسئولان بهتازگی به مسند قدرت نشستهاند، مقابل دوربین عباس کیارستمی به مسئلهای اخلاقی پاسخ میدهند. البته که ساخت این مستند از سال ۱۳۵۷ آغاز میشود، اما در سال ۱۳۵۸ تکمیل و در اولین دورهی جشنواره فیلم کودک موفق به دریافت جایزه بزرگ این جشنواره شده و پس از آن توقیف میشود.
نکتهی منحصربهفرد این مستند آن است که در کنار چهرههایی سیاسی همچون صادق قطبزاده (سرپرست رادیو و تلویزیون وقت)، صادق خلخالی (قاضی شرع دادگاههای وقت) و ابراهیم یزدی (وزیر امورخارجه وقت)، حضور کسانی همچون مسعود کیمیایی (فیلمساز)، احترام برومند (گوینده برنامه کودک تلویزیون)، عزتالله انتظامی (بازیگر)، محمود عنایت (نویسنده و روزنامهنگار)، راب داوید شوفت (رهبر مذهبی کلیمیان ایران) و اسقف آردوک مانوکیان (رهبر مذهبی ارامنه ایران) طیف گسترده و دیدگاههای وسیعی از نظرات جامعهی ایران در آن زمان را دربارهی یک مسئله اخلاقی در بر میگیرد.
«قضیه شکل اول، شکل دوم» | مستند چگونه آغاز میشود؟
فیلم با نمایش موقعیتی در یک کلاس درس آغاز میشود. معلم پای تختهسیاه با گچ در حال ترسیم یک تصویر از آناتومی گوش است؛ درحالیکه پشت به بچههای کلاس ایستاده است. چند لحظه میگذرد که صدای ضربگرفتن روی میزهای چوبی میآید و تا معلم روی برمیگرداند، صدا قطع میشود. این اتفاق چندین بار تکرار میشود و معلم نیز در هر بار برگشتن در یافتن فرد خاطی ناموفق است و به این سبب دو ردیف آخر کلاس را بهمدت یک هفته از حضور در کلاس درس محروم میکند، مگر اینکه فرد خاطی را به او معرفی کنند. همین مسئله باعث میشود تا دانشآموزان همگی کلاس را ترک کنند.
درست در همین لحظه و همزمان با خروج دانشآموزان از کلاس درس، کیارستمی با کاتزدن به یک اتاق که در آن فردی در حال تماشای تصویر کلاس در پروژکتور است با استفاده از نریشن، تماشاگران را نیز از موقعیت کلاس خارج کرده و در مقام قاضی مینشاند. آن صدا میپرسد: «فرزند شما یکی از این دانشآموزان است. آیا باید فرد خاطی را لو بدهد و به کلاس درس برگردد یا تا آخرهفته و اتمام محرومیت چیزی نگوید؟» پیش از قضاوت دربارهی قضایای اول و دوم کیارستمی و پرسیدن نظرات اندیشمندان و مقامات، کیارستمی با ترسیم و نمایش همین موقعیت نظرات پدران دانشآموزان را دربارهی اقدامات فرزندانشان و تصمیمی که میبایست بگیرند میپرسد که در این بین نیز اختلاف نظراتی بین نظرات پدران دانشآموزان است؛ زیرا عدهای اعتقاد به لو دادن و بازگشت به کلاس دارند و عدهای تاکید بر اتحاد دانشآموزان و عدم جاسوسی دوستانشان میکنند.
«قضیه شکل اول»
در قضیهی شکل اول، یکی از دانشآموزان با ورود به کلاس و لو دادن فرد خاطی به کلاس بازمیگردد و به ردیف آخر رفته و با چهرهای مضطرب و مستاصل پشت نیمکت خالی مینشیند. در همین لحظه است که کیارستمی نظرات اندیشمندان و مقامات را دربارهی این اقدام میپرسد. پاسخهایی که چهرههایی از طیفهای مختلف سیاسی و اجتماعی میدهند بسیار حیرتانگیز است. عدهای این عمل دانشآموز را ناصحیح و مخالف همبستگی آنان دانستند و عدهای این همبستگی را در این مقطع بیش از آنکه یک عمل ارزشمند باشد یک ضد-ارزش میدانند. پاسخ دیگری که مطرح میشود آن است که عدهای نه دانشآموزها بلکه معلم را، که دانشآموزان را به این عمل وا داشته است، مقصر میدانند.
«قضیه شکل دوم»
در قضیهی شکل دوم، گذشت روزهای هفته و ایستادن دانشآموزان بیرون کلاس را نشان میدهد و پس از به اتمام رسیدن یک هفته محرومیت، دانشآموزان وارد کلاس شده و همگی به سر جای خود میروند و مینشینند. این بار پرسشی که از سوی فیلمساز مطرح میشود آن است که آیا مقاومت دانشآموزان در برابر افشای نام فرد خاطی به معلم و حفظ همبستگیشان درست بوده یا نه؟ چهرهها در این قسمت از مستند به این پرسش پاسخ میدهند که اگر بهنظرشان این همبستگی موردتاییدشان است، به چه دلایلی آن را تایید میکنند؟ پس از تبادل نظرات، در صحنهی پایانی مستند مجددا معلم رو به تختهسیاه ایستاده و در حال ترسیم آناتومی گوش است که در اینجا احتمالا میتوان فهمید که عباس کیارستمی عامدانه از این نقش به روی تختهسیاه استفاده کرده و آن را بهعنوان نمادی از فالگوش بودن یا گوش خواباندن (جاسوسی) نشان میدهد، همانطور که مسئلهی اصلی اخلاقی این مستند نیز به همین مفهوم اشاره دارد. با صدای دوباره و بیپایان ضربگرفتن روی میز، مستند به پایان میرسد و صدای ضرب روی میز تا انتهای تیتراژ و نمایش دادهشدن اسامی عوامل ادامه دارد.
عباس کیارستمی در بخشی از گفتوگویش با گادفری چشایر، در کتاب «گفتوگوهایی با عباس کیارستمی» از انتشارات لِگا، دربارهی تجربهی ساخت این مستند میگوید:
«آدمها همیشه دو شخصیت دارند. یکی شخصیت واقعی و دیگری شخصیتی که مثل لباسی است که وقتی از خانه بیرون میزنند، میپوشند. یکی از مقامات حکومت به من گفت مشکل ما این است که وقتی پشت سکو حرف میزنیم، یک چیز میگوییم و چون به خلوت میرویم، چیز دیگر میگوییم.»- عباس کیارستمی، کتاب «گفتوگوهایی با عباس کیارستمی»