سانس آخر هفته ۱۸ | سه عاشقانه‌ی تراژیک

چهارشنبه 12 آذر 1404 - 17:00
مطالعه 5 دقیقه
پوسترهای فیلم‌های داستان یک روح دیوید لاوری، ستاره‌ی درخشان جین کمپیون و برخورد کوتاه دیوید لین
جواهری از دیوید لین، فیلمی زندگی‌نامه‌ای از جین کمپیون و یکی از بهترین آثار مستقل دهه‌ی گذشته؛ در این «سانس آخر هفته» سراغ عاشقانه‌های تراژیک می‌رویم.
تبلیغات

زندگی برای اکثر مردم در اغلب اوقات تجربه‌ای است سخت و زمخت؛ پر از ناکامی، از دست دادن، نداشتن و نشدن. اگر خوش‌شانس نباشید، سوگواری یکی از محتمل‌ترین نتایج دل‌بستگی به هر چیز و هر کسی است! احساسات عقلانی نیستند؛ اما عقل حکم می‌کند که آدم راهی بیابد برای پیدا کردن معنا در تجربه‌ای که این‌قدر تکرار می‌شود؛ راهی برای دوست داشتنِ نداشتنِ آدم‌هایی که دوست داریم. عاشقانه‌های تراژیک که در این شماره از سری مقاله‌های «سانس آخر هفته» به سراغ‌شان می‌رویم، می‌توانند در این مسیر کمک‌کننده باشند.

هرسه اثر منتخبم در نقطه‌ای کلیدی با هم گره می‌خورند؛ روایت عشق در لحظه‌ی ناکامی. همگی بر احساس از دست دادن و زیباییِ دردناکِ عشقی که نمی‌تواند به سرانجام برسد، متمرکزند. این فیلم‌ها درباره‌ی لحظات گذرا، خاطرات باقی‌مانده و نحوه‌ی ادامه‌ی زندگی پس از فقدان صحبت می‌کنند. هر سه اثر با حساسیت فراوان، عمق عاطفی عشق را می‌کاوند؛ با ظرافت نشان می‌دهند که چطور عشق می‌تواند زیباترین و دردناک‌ترین تجربه‌ی انسانی باشد و چگونه فقدان به بخشی دائمی از هویت ما تبدیل می‌شود. به‌ترتیب، درباره‌ی این سه اثر صحبت خواهم کرد: برخورد کوتاه (Brief Encounter) به‌کارگردانی دیوید لین، ستاره‌ی درخشان (Bright Star) به‌کارگردانی جین کمپیون و داستان یک روح (A Ghost Story) به‌کارگردانی دیوید لاوری.

فیلم برخورد کوتاه

فیلم Brief Encounter

  • کارگردان: دیوید لین
  • بازیگران: سلِیا جانسون، تروور هاوارد
  • سال اکران: ۱۹۴۵
خلاصه‌ی داستان: لارا که زنی خانه‌دار از طبقه‌ی متوسط است در ایستگاه قطاری کوچک با پزشکی آشنا می‌شود و دیدارهای هفتگی‌شان آرام‌آرام به عشقی سرکوب‌شده می‌رسد؛ عشقی که در قاب تنگ اخلاق اجتماعی و وظایف خانوادگی جا نمی‌گیرد.

برخورد کوتاه یکی از زیباترین و غم‌انگیزترین فیلم‌های عاشقانه‌ی تاریخ سینما است. این فیلم اقتباسی از نمایشنامه‌ی کوتاه نوئل کوارد است که داستان عشقی کوتاه اما عمیق میان دو آدم عادی را در انگلستان پس از جنگ روایت می‌کند. فیلمبرداری رابرت کراسکر با استفاده از نورپردازی با کنتراست بالا، فضایی محزون و رویاگون می‌سازد. تصاویری از ایستگاه قطار می‌بینیم که گره می‌خورند با ماهیت ناپایدار عاشقانه‌ی غمگین قصه.

سیلیا جانسون در نقش لارا پرفورمنسی فراموش‌نشدنی ارائه می‌دهد؛ زن خانه‌داری که پایه‌های زندگی آرام و ملال‌آورش ناگهان با عشقی غیرمنتظره به لرزه می‌افتند. جانسون با همان تنشی کار می‌کند که تجربه‌ی چنین عشقی در بستر فرهنگی وقت دارد؛ آمیزه‌ای از میلی شدید و احساس عمیق گناه. تروور هاوارد نیز در نقش الک، جنتلمنی آداب‌دان اما جسور را به تصویر می‌کشد. شیمی میان این دو بازیگر، در سکوت‌ها و نگاه‌هاشان، بیش از هر دیالوگی گویا است.

لین با استفاده از مونولوگ درونی لارا، تماشاگر را به ذهن و احساسات او راه می‌دهد. صحنه‌های فلش‌بک که لارا در خانه نشسته و به گذشته فکر می‌کند، تکانه‌های هیجانی شخصیت را به ندامت و حسرتی دل‌خراش آلوده می‌کنند. بهره‌گیری از کنسرتو پیانوی راخمانینوف، نمونه‌ای درخشان از استفاده‌ از موسیقی کلاسیک در سینما است. صحنه‌ی نهایی که لارا و الک برای آخرین بار همدیگر را می‌بینند و نمی‌توانند حتی درست خداحافظی کنند، یکی از دردناک‌ترین لحظاتی که در فیلمی عاشقانه سراغ دارم. جای تعجب نیست؛ Brief Encounter اساسا فیلمی است درباره‌ی عشقی که هرگز محقق نمی‌شود اما برای همیشه در ذهن می‌ماند.

فیلم ستاره‌ی درخشان

فیلم Bright Star

  • کارگردان: جین کمپیون
  • بازیگران: ابی کورنیش، بن ویشا
  • سال اکران: ۲۰۰۹
خلاصه‌ی داستان: رابطه‌ی جان کیتس، شاعر جوان و بیمار، با فانی براون، دختر همسایه، در بستری از شورِ خلاقیت و تهدید مرگ شکل می‌گیرد؛ عشقی که هم زیبا و هم دردناک است.

گاهی اوقات چیزهایی خارج از کنترل ما می‌آیند و کسانی را که دوست داریم از ما می‌گیرند. ستاره‌ی درخشان جین کمپیون که با ظرافتی شاعرانه آخرین سال‌های زندگی جان کیتس و رابطه‌ی او با فانی براون را به تصویر می‌کشد، داستان یکی از همین عشق‌ها است. پرتره‌ای احساس‌برانگیز از عشقی که مرگی قریب‌الوقوع روی آن سایه انداخته. فیلمبرداری گریگ فریزر با استفاده از رنگ‌هایی اشباع‌شده و ترکیب‌بندی‌هایی نقاشی‌گون، تصاویری می‌آفریند که شبیه شعرهای کیتس‌اند.

ابی کورنیش در نقش فانی براون تماشایی است؛ زنی باهوش، خلاق و مستقل که شریک فکری و عاطفی کیتس است و تلاشی عاشقانه دارد برای شناخت جهان درونی او. شیمی میان کورنیش و ویشا، ترکیبی از لطافت، شور و دلتنگی است. کمپیون با تمرکز بر «بافت» (پارچه‌ها، گل‌ها، آفتاب، صدای طبیعت) تلاش دارد «نگاه شاعرانه» را به زبان سینما ترجمه کند و در خلوتِ فانی و جان، تعدادی از زیباترین لحظات صمیمیت دو عاشق در هنر هفتم را می‌سازد. لحظه‌ای که فانی در میان گل‌های بهاری می‌ایستد و شعر کیتس را زمزمه می‌کند، تصویری قدرتمند می‌سازد از فقدان و ماندگاری عشق. Bright Star قصه‌ی عاشقی است که حتی مرگ هم نمی‌تواند معشوق را از او جدا کند.

فیلم داستان یک روح

فیلم A Ghost Story

  • کارگردان: دیوید لاوری
  • بازیگران: کیسی افلک، رونی مارا
  • سال اکران: ۲۰۱۷
خلاصه‌ی داستان: مردی پس از مرگ به شکل روحی با ملحفه‌ای سفید به خانه‌ بازمی‌گردد و خاموش، گذر زمان، رنجِ سوگ و زوال خانه و خاطرات را نظاره می‌کند.

داستان یک روح اثری منحصربه‌فرد و تجربی از دیوید لاوری است که مرزهای سینمای ژانر را در هم می‌شکند. این فیلم داستانی ساده‌ دارد؛ مردی می‌میرد و روح‌اش سرگردان می‌شود. اما در واقع مراقبه‌ای است عمیق بر دلبستگی؛ احساس تعلق به کسی یا جایی. فیلمبرداری اندرو دروز پالرمو با استفاده از قاب مربع، فضایی صمیمی و محدود می‌سازد که حسِ نوستالژیک گیرایی دارد.

کیسی افلک در نقش مردی که تبدیل به روح می‌شود، بیشتر فیلم را زیر ملحفه‌ای سفید سپری می‌کند! تصویری عمدا کلیشه‌ای که به داستان محزون فیلم شوخ‌طبعیِ بسیار ظریف و صمیمیت غیرمنتظره‌ای می‌بخشد. رونی مارا در نقش همسری که باید با فقدان کنار بیاید، به یکی از مشهورترین لحظات سینمای مستقل دهه‌ی گذشته جان بخشید. لاوری با استفاده از پلان‌های ثابت بسیار طولانی، زمان را کند و تماشاگر را مجبور می‌کند که در تجربه‌ی انتظار و فقدان شریک شود. موسیقی دنیل هارت، نقشی کلیدی در ایجاد احساس حسرت دارد. A Ghost Story کمک می‌کند که دل‌بستگی‌هامان را در ظرف زمان ببینیم و معصومیت تلاش‌هامان برای پیدا کردن معنا در زندگی را در آغوش بگیریم.

نظرات